اظـهـارات اخـیـر هـاشـمی رفسنجانی در انتقاد از عملكرد مـدیـریـتـی كـشـور، نه تندترین انتقاد نسبت به عملكرد دولت احمدینژاد بود و نه نخستین اعتراض رفسنجانی به این دولت. اما بـه نظر میرسد در مقایسه با موارد قبلی، بازتابهای متفاوت و گـسـتـردهای داشـت. رفـسـنجانی پیش از این نیز بر انحراف از برنامههای مصوب پافشاری كرده بود. او در گذشته هم نگرانی خود در خصوص نحوه استفاده از منابع و ثروتهای كشور برای بازسازی كشور را مورد تاكید قرار میداد.
عـده دیگری از كارشناسان نیز در دو سه سال اخیر، بارها انتقادهای جدی نسبت به عملكرد دولت نهم ابراز داشتهاند. این انتقادها در بسیاری از موارد باعث بر هم خوردن مرزبندیهای سیاسی شده و گاه تبدیل به دیدگاه نسبتا اجماعی جناحهای مختلف گردیده بود. اما به نظر می رسد این بار، هم جنس سخنان رفسنجانی متفاوت بود و هم واكنشها در برابر آن.
در سه سال اخیر برخی اعتراضها به عملكرد دولت نهم، با واكنش جدی دولتمردان و حامیان آنها در مجلس و سایر دستگاههای حكومتی یا احزاب اصـولگرا مواجه میشد. تعدادی از رسانهها نیز خود را موظف میدانستند در برابر كوچك ترین انتقاد از دولت نهم، به میدان بیایند و تا جایی كه میتوانند علیه منتقدان اتهام افكنی كنند. اما انتقاد سریالی و فزاینده رفسنجانی، سرنوشت متفاوتی داشت. این بار، نه رئیس دولت در مقام پاسخگویی برآمد تا به زعم خود ضعفهای مدیریتی دورههای گذشته و سوءاستفادههای مالی در سالهای قبل را یادآوری كند و نه هیچیك از نمایندگان اصولگرا، بلندگوی مجلس را برای فریاد زدن علیه مدیریتهای پیشین كشور به كار گرفتند. سرشناسترین روزنامه نگار حامی دولت هم ترجیح داد با رعایت ادب و احترام و با اذعان به وجود ضعف و اشكال در عملكرد دولت، تنها به رفسنجانی یادآوری كند كه برخورد او با احمدینژاد باید پدرانه باشد. درحالی كه تا پیش از این، انتقاد رفسنجانی و یاران او نسبت به اقدامات مدیریتی، اقتصادی و سیاسی دولت،واكنشهای توأم با عصبانیت را به دنبال داشت. برای حامیان دولت هم فرق نمیكرد كه مخاطب واكنشهای تند – و گاه غیر موِدبانه – آنها كیست.
اگر رفسنجانی از دولت انتقاد میكرد بلافاصله برخی مدعیان حـمـایـت از دولـت بـه راه مـیافـتـادند كه <در دوران سازندگی، سوء استفادههای كلان مالی وجود داشت.> اگر انتقاد از دولت، توسط خاتمی بیان میشد حامیان ظاهرالصلاح دولت فریاد میكشیدند كه <در دولت خاتمی انواع فساد اخلاقی و سیاسی وجود داشته اسـت> در بـرابـر انـتـقاد همكاران اقتصادی دولتهای پیشین، مسئولان دولتی زبان باز میكردند كه <دست اینها را از رانتها قطع كـردهایم بـرای هـمـیـن مـا را نـاكـارآمـد میدانند>! انتقاد برخی سیاستمداران سرشناس و انقلابی نیز با این پاسخ مقام عالیرتبه مواجه می شد كه <این آقا قبلاً در خانه استیجاری زندگی میكرد هماكنون خانه چندصدمتری در فرمانیه دارد> !تكلیف روزنامهنگاران منتقد دولت هم كه مشخص بود زیرا به ادعای مقام محترم اجرایی، بعضی روزنامههای معترض با پولهای حاصل از وامهای میلیاردی و سوء استفادههای مالی، اداره میشدند. اما از چندی پیش، مردم شاهد شرایط متفاوتی بودهاند. در این مدت، بسیاری از حامیان دولت و حتی تعدادی از طرفداران دو آتشه رئیس جمهور، به جمع منتقدان پیوستهاند. مسئولان دولتی هم ترجیح میدهند به جای اتهام افكنی علیه منتقدان، آنها را به نشستهای هم فكری دعوت كنند و تعدادی از روزنامههای طرفدار دولت هم، لحن آرامتری نسبت به منتقدان دولت به كار میگیرند و گاه برای خالی نبودن عریضه، به بعضی اقدامات دولت اعتراض میكنند.
البته سرنوشت مظلومترین منتقدان دولت یعنی روزنامههای اصلاح طلب، هنوز تفاوت چندانی نكرده است و كماكان از مهرورزی های ویژه !! برخوردارند. اما هر چه باشد باید به خاطر تغییر لحن ها و تفاوت رفتارها، خدا را شكر كرد. همچنین بایستی به دنبال كشف این راز رفت كه چه چیزی، عدهای را مجبور كرده است كه هم نحوه حمایت خود از دولت را مورد تجدیدنظر قرار دهند و هم در برخورد با منتقدان دولت، انصاف بیشتری داشته باشند.
نگارنده بر این باور است كه مهم ترین دلیل تغییر لحن و رفتار حامیان دولت، آن است كه حقانیت بسیاری از انتقادها نسبت به راهكارها و راهبردهای دولت نهم، هم اكنون برای بسیاری از مردم آشكار شده است و مقاومت در برابر این درك عمومی، نه تنها هیچ كمكی به حامیان دولت نخواهد كرد بلكه می تواند اعتبار آنها را حتی در میان عدهای از مردم كه همچنان این دولت را به دولتهای پیشین تـرجـیـح مـی دهند دچار خدشه سازد.
امروز همه مردم اعم از علاقمندان به احمدی نژاد یا طرفداران رقبای او، به خوبی تشخیص می دهند كه بسیاری از هشدارها كه تاكنون مورد بی توجهی دولت قرار می گرفت، از مبانی دقیق استدلالی برخوردار بوده و مقاومت در برابر این هشدارها موجب افزایش مشكلات اقتصادی و سیاسی شده است. البته ممكن است برخی انتقادها از دولت، با انگیزه سیاسی و بر اساس رقابتهای انتخاباتی– گذشته یا آینده – صورت گرفته باشد یا در آینده مطرح شود. اما انگیزه یابی، نه وظیفه ماست و نه در صلاحیت و توان ما.آنچه ما می توانیم انجام دهیم آنست كه عملكرد دولت و اعتراض منتقدان را با معیارهای علمی و تجربی بسنجیم و آن گاه راه صحیح را انتخاب كنیم. كسانی كه وجود انگیزه رقابتی در انتقاد از دولت نهم را نكوهش می كنند باید بدانند سكوت آنها در برابر برخی اقدامات دولت كه به بهانه نمایش هماهنگی انجام می شود بسیار قبیح تر از انتقادات به حقی است كه ممكن است انگیزه سیاسی در آنها وجود داشته باشد؛ به خصوص انتقاداتی كه پس از سه سال، حقانیت آنها بر بسیاری از حامیان دولت هم آشكار شده است.
البته تغییر رفتار برخی از حامیان دولت در برابر منتقدان و معترضان، نشان میدهد كه آنها هم امروز علنی كردن انتقاد از دولت را بر وحدت تشریفاتی با هدف حفظ حاكمیت اصولگرایان تـرجیح میدهند. مردم هم به خوبی درك كردهاند كه برخی حمایتهای چشم بسته از دولت و اتهام افكنی علیه منتقدان آن، چیزی جز هزینه برای كشور نداشته است. پس برای همه بهتر است كه <تغییر درك> از شرایط را پاس بدارند. در این میان، تنها باید به منتقدانی اعتماد كرد كه در دوره مسئولیت خود در برابر انتقادها برآشفته نمیشدند و اعتراض به دولت محبوب خود را درحد دشمنی با پیامبر(ص) قبیح نمیشمردند و یا رفتارهای بعضی از آنها نشان از ایجاد تغییر عمده در روش و منش آنها دارد.
کد مطلب : 6160