جمهوری اسلامی و موضوع کارآمدی
با جواد لاریجانى
28 بهمن 1386 ساعت 7:15
انقلاب اسلامى بیست و نه ساله شد. در دهه سوم انقلاب به نظر مىرسد على رغم تمام توفیقات، نظام اسلامى وارد جولانگاه اثبات كارآمدى خود شده است. شما بهعنوان مبدع نظریه كارآمدى و مباحثى كه در این زمینه مطرح كردید ، اعتقاد دارید كه چگونه مىتوان براى این مسئله در دهه سوم انقلاب پاسخى پیدا كرد.
سوال شما در واقع یك سوال 29 ساله در ذهن خود من است. مسئله كارآمدى از بدو تاسیس انقلاب در واقع جاى مطرح شدن داشت. منتهى اولویت چندانى نداشت و به تدریج ما دوره جنگ و بعد از آن سازندگى با شتاب را پشت سر گذاشتیم و به جایى رسیدیم كه حالا مسئله كاملا كلیدى شده و موضوع كارآمدى بهعنوان یك موضوع بسیار مهم مطرح است. در دورهاى در كشور ما كاستىهایى ناشى از كارآمدى را ارجاع مىدادند به اساس مشروعیت نظام. وضع به گونهاى شده بود كه اگر سیستم بانكی، سیستم راهها و غیره مىخواست درست شود مىگفتند همه از ریشه ولایت فقیه است یا از اینكه سیستم ما دموكراسى لیبرال نیست و حتى بعضىها صحبت از تئورىهاى گذار مى كردند. گو اینكه ما باید این دوره را طى كنیم و بهعنوان نهایت تكامل وارد دموكراسى لیبرال شویم. پس ببینید اگر دركارآمدى تعلل كنیم، ممكن است در اذهان این تئورى رشد كند كه علت اشكالات ما در اصل نظام است نه در كارآمدىاش.
در انتخابات مجلس هم مقام معظم رهبرى این را اشاره فرمودند.كارآمدى در تمام وجوه زندگى مدنى ظهور دارد حتى مثلا در نزدیكترین مسئله كه همین انتخابات است. انتخابات مجلس مهمترین انتخابات است. اگرچه انتخابات ریاست جمهورى غالبا بسیار حساسیت برانگیز است و در مطبوعات مورد توجه است اما انتخابات مجلس و نیز خود آن از لحاظ قوام دموكراسى مبتنى بر اسلام و مشاركت مردم بالاترین و مهمترین انتخابات كشور است. باید خدا را سپاسگزار باشیم كه نوعى فرهنگ انتخابات چه در انتخاب شوندگان و چه در برگزار كنندگان و چه در راىدهندگان به وجود آمده است. منتهى پروسه انتخاباتها هنوز براى كارآمد شدن جاى كار زیادى دارد هم از جهات نمود شكلگیرى گروهها، نحوه ثبت نام، نحوه آگاه كردن مردم و از همه مهمتر بودجههایى كه مربوط به تبلیغات است. پس مىبینید ضمن اینكه ما فرهنگى را در ضمن این بیست و نه سال پیدا كردهایم و همین امروز از بسیارى از كشورهاى اطرافمان جلوتر هستیم و مردم ما با این مفاهیم انس گرفتهاند ولى در مهمترین مسئله نظام كه مشاركت مردم در انتخابات مجلس است كارهاى زیادى براى انجام وجود دارد تا یك مشاركت كارآمد داشته باشیم. اینكه مقام معظم رهبرى صحبت از كارآمدى كردند، كارآمدى در آخر كار یعنى مجلس كارآمد، كارآمدى در نحوه مشاركت، كارآمدى در نحوه تبلیغات و در حقیقت ما كارآمدى را در طول یك پروسه هم داریم. آرى به نظر من كارآمدى مهمترین مسئله پیشرفت و تحول جمهورى اسلامى بهعنوان نمونهاى از یك ساختار مدنى براساس فكر اسلامى است.
آقاى دكتر! مقوله كارآمدى و پاسخگویى به آن موجب شكل گیرى یك گفتمان نوین در كشور به نام اصولگرایى شده است و اساسا اصولگرایى مثبت توانایى اسلام در اداره جامعه است . به نظر شما اصولگرایان طى این چند دورهاى كه قدرت را در دست داشتند چقدر توانستند پاسخگو باشند و در دولت و مجلس آینده چه برنامهاى دارند ؟
همان گونه كه اشاره كردید و بسیار دقیق هم هست كه دغدغه كارآمدى با اصولگرایى با هم دوقلو هستند. به خاطر اینكه اصولگرایى مبنا را قبول دارد . حالا مىخواهد بر پایه اسلام كه یك شالوده قوى و بزرگ است، یك بناى زیباى مدنى بسازد. بنابراین اصولگرایان كسانى هستند كه همیشه دغدغه كارآمدى دارند . منتهى پاسخ به دغدغه كارآمدى نیاز به توجه مقولههاى علمى و حرفهاى دارد. یعنى ما باید مملكتدارى را یك مسئله تفننى نگیریم. پاسخ به دغدغه اصولگرایى یعنى باید باور كنیم كه مملكتدارى یا سیاست هم دانش دارد ، هم فن دارد و هم هنر، یعنى هر سه با هم هستند. هم هنرمندى مىخواهد و هم دانشمندى . ما باید كارآمدى را بر این اركان جلو ببریم. و لذا باید توجه به نیروى انسانى حرفهاى را بیشتر از دیگران مورد توجه قرار دهیم.
آنهایى كه دغدغه كارآمدى ندارند برایشان خیلى عجیب نیست كه مثلا نیروهاى كارآمد را به راحتى جابهجا كنند. به خاطر اینكه آنها را دوست ندارند. ما اصولگرایان كه دغدغه كارآمدى داریم باید براى نیروهاى حرفهاىمان حسابى كاملا ویژه باز كنیم . چون دغدغه كارآمدى داریم. باید از نیرو شروع كنیم. خود سازمان هم همین طور است. ما باید به فكر مملكتدارى سازمان یافته باشیم. از بعد انقلاب تاكنون دو نوع تلقى در نحوه مملكتدارى رشد كرده است. یكى را من در همان كتاب معروف كارآمدى ، مملكتدارى كارپردازانه نام نهادهام . یعنى ببینیم مردم چه مشكلاتى دارند. و به حل مشكلات آنان بپردازیم. این یك جور مملكتدارى كارپردازانه است. و البته این براى كسى كه احساس مىكند وقت خود را صرف مردم مىكند و به مشكلات آنان مىپردازد ، خیلى شیرین است.
منتهى این كارآمدى ایجاد نمىكند. كارآمدى متعلق به مملكتدارى برنامهاى است یعنى رئیس جمهور باید در طول روز تنها به سه مسئله فكر كند كه هر كدام از این مسائل حدود هزار میلیارد تومان ارزش مادى دارد و بیش از ده یا بیست میلیون نفر را تحت تاثیر مىگذارد. وزرا باید در طول روز به 6 موضوع فكر كنند كه هر كدام از آنها 500 میلیارد تومان ارزش مالى دارد و همین طور پایین مىآید. ولى با سیستم كار مىكند. رئیس جمهور كلیدها را مىزند این كلیدها راهها را باز مىكند وزرا و سایر ارگانها همین جور تا برسد به سطح عموم . اگر بیاییم كار فرماندارىهاى شهر و روستاهایمان را در سطح بالا انجام دهیم این كار هر چند از روى غرض خیر است ولى مملكتدارى كارپردازانه است.
من نمىگویم تبختر كنیم و در برج بنشینیم و بگوییم كسى به ما نزدیك نشود. نه، روساى ما باید بین مردم باشند و خاكى باشند هیچ تبخترى هم وجود ندارد. من دارم برنامه كارى را مىگویم ما مىتوانیم زیر چادر و در اتاق گلى باشیم ولى با برنامه كار كنیم و مىتوانیم در قصر همه باشیم كارپردازانه رفتار كنیم. این دو كاملا با هم جداست بعضى مىگویند ما باید به بطن مردم و در دل مردم برویم و دل مردم یعنى 500 نفر كه پشت سر شما هستند. این كارپردازانه است. ولى در دل مردم بودن و برنامهاى رفتار كردن به معناى این است كه شما با ابداع روشهاى دقیق آمارگیرى و نظرسنجى و تحلیلهاى درست بدانید مردم على الاصول از چه چیزهایى رنج مىبرند و اولویتهایشان چیست. آن موقع اگر شما بروید میان مردم و به آنها دست بدهید و آنها را در آغوش بگیرید دیگر فایدهایى ندارد. شما با هزار نفر روبهرو هستید آن یكى جامعه آمارىاش دیگر هفتاد میلیون نفر است در اینجا باید بیایند به روش چنگالى یا فركینگ كوچكش كنند و آن دیگر به برنامه زیادى احتیاج دارد و به هزار نفر نیازمند است كه فقط آن برنامه را اجرا كنند. حالا من اینها را مثال زدم.
این دو روش در كشور ما وجود دارد. معمولا دوستان جناح چپ ما كه بعدا لیبرالها و رفرمیستهاى مملكت شدند همین روش كارپردازانه را ترجیح مىدادند. زمانى كه چپ بودند مردمى بود این روش زود ارضا كننده بودند یعنى سیاستمداران را زود راضى مىكرد ، حالا مردم هر چه مىگویند بگویند. جناح اصولگرا كه پرچمدار تئورى كارآمدى بود آن هم نتوانست مملكتدارى برنامهاى را به اندازه كافى جلو ببرد. ولى در مجلس چهارم و پنجم كه دست اكثریت جناح اصولگرا بود بیشترین تحولات ساختارى در خود مجلس و اطراف آن ایجاد شد. در مجلس هفتم هم بحمدالله اقدامات خوبى صورت گرفت. اما اینها هم كوتاهمدت است. باید میراثمان در مملكتدارى در تاریخ ایران سیاست برنامهاى باشد. یعنى صد سال دیگر وقتى به این ایام نگاه كنند بگویند دو جناح در ایران بودند یك جناح به اصطلاح اصلاحطلب و یك جناح اصولگرا و اینها هر كدام براى خودشان یك مذاق خاص مملكتدارى داشتند.
اصولگرایان مملكتدارى برنامهاى داشتند . این تئورىها را داشتند این گونه عمل كردند. یك میراثى براى نسلهاى آینده بگذاریم. با این محك اگر نگاه كنیم كشور ما در تمام شئونش نیاز به كار دارد و نسل جوان ما هم باید در این میدان وارد شود. بهكارگیرى جوانان بسیار تئورى درستى است. و اینكه رئیس جمهور ما نیروها را هم متحول كردند ،. اینها را من واقعا كارهاى خوبى مىدانم. منتهى اگر بیاییم جوانى را كه تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده مدیركل جایى كنیم در اینجا هم به جوان ظلم كردهایم، هم به اداره كل و هم به تئورى كارآمدی. ما باید نسل جوانمان را متقاعد كنیم كه براى هر مسئولیتى كه مىخواهند به عهده بگیرند هم باید دانش نسبت به آن مسئولیت داشته باشند ، هم فن و هم هنرمندى . این را اگر در ذهن جوانان القا كنیم آن وقت جوانان را به كار گرفتهایم. در غیر این صورت باعث تخریب تئورى كارآمدى شدهایم. دغدغه كارآمدى و مسائل مربوط به آن نیاز به یك نهضت دارد.
یكى دیگر از مواردى كه باعث شده كارآمدى در كشورمان جدى نباشد ، این است كه ما نهادهاى اسمى داریم یعنى به اندازه كافى نهاد داریم اما این نهادها غالبا هیكلهاى نور هستند. هیچ كدامشان چیز مفیدى ندارند. در واقع ما به محض تشكیل یك موسسه یك رئیس، 15 معاون و غیره براى آن مىگذاریم ولى نتیجه چه مىشود. هیچ كس براساس نتایج، این سازمانها را ارزیابى نكرده است. این خودش یكى از نمونههاى بیمارى عدم كارآمدى است كه ارزیابى مبتنى بر عملكرد نیست. كارآمدى همیشه به كار نگاه مىكند. البته در كتاب كارآمدى كه حدودا 15 سال پیش چاپ شد من 5 یا 6 تئورى كارآمدى را مطرح كردم كه یكى از آنها را بهعنوان تئورى منتخب خودم تحت عنوان تئورى مبنا عنوان كردم ولى همان طور كه گفتم اینها در تفكر عملى سیاسى ما شعلهور نشده است.
برخى نظریه پردازان غربى كارآمدى را اینگونه تعریف مىكنند كه در یك سیستم سیاسى تمام ساختها ، كارویژههاى خودشان را به جا و به موقع انجام دهند . ویا به تعبیر تنسر موبد آیین عقل جهاندارى بر تمام شئون سیستم سیاسى حاكم باشد. منتهى مسئلهاى كه وجود دارد این است كه در ایران ما با معضل تاخر كار ویژههاى ساختى روبرو هستیم. یعنى بعضى ساختها رشد كردهاند و بعضى دیگر نتوانستهاند خود را برسانند. خب ساخت سیاسى ما بعد از انقلاب با تحول جدى روبرو شد. انقلاب اسلامى با یك نظام سیاسى پویا و زیر سایه تز مترقى ولایت فقیه همراه بود و بسیارى تحولات دیگر. اما ساخت اقتصادى ما تا آن حد رشد نكرد و یا مثلا در ساخت اجتماعىمان هم نتوانستیم به پیشرفت ساخت سیاسىمان برسیم. تحولات ایجاد شد اما نه با شتاب تحولات سیاسی. به نظر شما چقدر از چالشى كه در مقوله كارآمدى با آن روبرو هستیم با مفهوم تاخر درگیر است؟
تاخیر خودش مىتواند یك مدخل باشد منتهى براى كارآمدى هم كه گفتم تئورىهاى مختلفى هست. یك تئورى كه من اسم آن را تئورى ذاتى كارآمدى گذاشتهام 4 محك خوب به ما مىدهد. تئورى ذاتى كارآمدى این است كه كارآمدى یعنى كار خوب انجام دادن و براى اینكه ببینیم كارها خوب انجام مىشود اركان كار را باید دربیاوریم و لذا كارآمدى در این تئورى 4 تست كلیدى دارد كه من خیلى خلاصه برایتان مىگویم. تست اول این است عواملى كه مىخواهند مصدر صدور فعل باشند علىالاصول چقدر وضعیت را خوب مىشناسند . مثلا تصمیمگیرى در سیاست خارجی. مسئولانى كه تصمیمگیرى سیاست خارجى بر عهده دارند فكر مىكنم 5 نفر هستند این5 نفر یا 6 نفر چقدر محیط حقیقى خارجى خودشان را مىشناسند . این خیلى مهم است. وقتى كه جنگ شروع شد ما تئورى بنىصدر را داشتیم كه مىگفت زمین بدهیم، زمان بخریم. تئورى امام(ره) را هم داشتیم كه مىگفت دیوانهاى سنگى انداخته است جلوى آن را بگیرید. وقتى این سخن حضرت امام(ره) را از رادیو شنیدیم تئورى ما را عوض كرد. پس این تصویر از وضعیت است. تصویر از وضعیت و آن هم تصویر واقعبینانه بسیار مهم است. دوم داشتن به اصطلاح نقشه كلان با چشمانداز است. اینها محكهاى تست كارآمدى است.
سوم داشتن نقشه عمل است. یعنى شما چشمانداز هم داشته باشید. به نقشه جاده یا Road Map نیاز دارید. تست چهارم بهكارگیرى امكانات است كه این امكانات اول نیروى انسانى بعد امكانات غیرانسانى است. یعنى اگر بخواهیم ببینیم چقدر كارآمد هستیم سوال اول این است كه تصمیم گیرندههاى ما چقدر شرایط حقیقى را دقیق مىدانند. زمانى در دهههاى اول انقلاب وزیرى بود كه هرچه مدیركلش گزارش مىداد مىگفت نه اینگونه نیست چون گزارشات تلخ بود. مدیركل كاغذى دست گرفت گفت جناب وزیر! لطفا پیشنهاداتتان را براى وقایع بفرمایید. این مثل حكایت از آن دارد كه وزیر آدم بدى نبود ولى شرایط را نمىپسندید و دوست داشت آنگونه كه مىخواهد باشد. ولى خب همیشه آن چیزى كه ما دوست داریم اتفاق نمىافتد. تست دوم دورنماست. اصلا محال است ما كارآمدى داشته باشیم بدونVision.
اینكه رهبر معظم انقلاب چشماندازى 20 ساله درست كردند و مىخواهند نقشه جامع علمى درست كنند ، وجودش ضرورى است حتى چنانچه نادقیق باشد . در غیر آن صورت ما نمىدانیم به كجا مىرویم. بعد مسئله نقشه راه و عملیاتى كردن است. واقعا دولت و حكومت و اركان حكومت باید براى كار امروز و فرداشان داراى نقشه باشند و تست چهارم این است كه امكاناتمان را چگونه به كار ببریم. اول نیروى انسانى بعد امكانات دیگر. آیا نیروى انسانىمان برایمان مهماند؟ آیا مهندسى كه 15 سال پروژههاى مهم انجام داده است را مىتوان مثل دستمال كاغذى به دور انداخت. آیا مقیاس دوست داشتن یا نداشتن ما نسبت به شرایط است یا اینكه نه همیشه سوال مىكنیم؟ این آدم چقدر دانش دارد و چیزهاى دیگر. این چهار تست تستهاى كارآمدى است. شما با این چهار تست مىتوانید هر بخش را اندازهگیرى كنید.
به هر جهت ما باید نقشه راه داشته باشیم و این چهار تست را شما مىتوانید در هر زمینهاى به كار ببرید بخصوص حتى در مورد كارهاى سیاسی. الان بعد از سه دهه كشور ما داراى نشاط سیاسى است. فعالان سیاسى و تشكیلات سیاسى در آن وجود دارد. در انتخابات جناح اصولگرا مكانیسم 6+5 را مطرح كرده است. دوستان اصلاحطلب هم گروههاى خاص خودشان را دارند.
آقاى دكتر ! اشاره كردید به فضاى سیاسى حاكم بر كشور در آستانه انتخابات مجلس هشتم ، به نظر شما آیا مسیر كار تحركات سیاسى كشور با توجه به وضعیت آرایش جناحها و اضلاع رقابت از كارآمدى لازم برخوردار است یا خیر؟
به نظرم بسیار لحظه مهمى است كه در مورد ساختار فعالیتهاى سیاسى كشور صحبت كنیم. لااقل دو مدل مهم روبروى ما وجود دارد . یا اینكه این دو گرایش عمده سیاسى كه در كشور وجود دارد را تبدیل به دو حزب بزرگ كنیم كه فراگیرنده واحدهاى مختلف زیرچتر خودشان باشند و این دو حزب با هم رقابت كنند یا اینكه نه بیاییم همین ساختار فعلى را منظم كنیم. یعنى ما هیچوقت دو حزب فراگیر نداشته باشیم. دو جبهه فراگیر داشته باشیم این دو جبهه خودشان احزاب و واحدهاى كوچكى دارند كه این احزاب بعضى طول عمر مفید دارند و بعضى ندارند. ممكن است بعدا دوباره تولید شوند و این دو سیستم چترگونه را ساماندهى كنیم. البته این هم مىتواند خوبىهایى داشته باشد.
خوبىهایش این است كه افراد مىتوانند از یك واحد تغییر مسیر بدهند به یك واحد دیگر . لازم نیست همه در چرخدندههاى حزب بزرگ حضور داشته باشند. احزاب كوچك نیروهایشان را بهتر مىتوانند تر و خشك كنند. البته اشكالات دیگرى هم دارد اما هیچ عیبى ندارد كه ما روى این مدلها كار كنیم و بهترین آن را پیدا كنیم. چیزى كه الان وجود دارد عدم كارآمدى در فعالیتهاى سیاسى است. نزدیك انتخابات همه به جنب و جوش مىافتیم و بعد سرد مىشویم. مقام معظم رهبرى اخیرا راجع به فرهیختگان سیاسى و نخبه پرورى سیاسى بیاناتى داشتند . در شرایط فعلى فعالیتهاى سیاسى ما فرهیخته سیاسى نمىتوانیم ، تولید كنیم. نخبه سیاسى نمىتوانیم تولید كنیم. نخبه سیاسى باید در پروسه حزبى بالا بیاید ، پخته شود، چالش ببیند، مخالف ببیند تا به یك ثبوت و فرهیختگى برسد. امروز به بركت جمهورى اسلامى یك نوجوان دبیرستانى مىتواند جلوى آیینه بایستد و بگوید من درآینده رئیس جمهور مىشوم. این امكان قبلا وجود نداشت. این جوان در خود مىخواهد كه رئیس جمهور شود.
اما براى این كار چه باید انجام دهد. اول بایددانش كسب كند. كسى كه دانش دارد دانشمند مىشود نه رئیس جمهور. این جوان باید در مسیرى بیفتد كه بداند باید وارد یك تشكیلات سیاسى گردد. این تشكیلات سیاسى مناسب را انتخاب كند در آن رشد نماید و به مدارج عالى برسد . خب این مسیر جلوى روى بچههاى ما وجود ندارد. وقتى صحبت از گروههاى سیاسى مىشود باز امثال بنده و ریش سفیدها جمع مىشویم و در حقیقت شدهایم سمبل جریانات سیاسى و این خیلى درست نیست. ما پشتیبان هستیم. خط سیاسى هم داریم. در دورههایى هم فعال بودیم ، الان هم فعالیت مىكنیم منتهى ما نباید فریزكننده فضا براى این مسائل باشیم . باید نیروها بتوانند وارد جریانات شوند. ما ممكن است جاذب باشیم. بعضى را رغبت بدهیم كه بیاینددر كار سیاسی، منتهى اینها باید راهشان هموار باشد. الان یك جوان از یك شهرستان بخواهد وارد كار سیاسى شود هیچ افق روشنى ندارد. پس چگونه مىخواهیم فرهیخته پرورش دهیم. ما فقط مىتوانیم اقوام ودوستان خودمان را تحویل بگیریم . این چیز خیلى بدى است. این اشكال البته در جناح اصلاحطلب بیشتر است.
جناح اصولگرا باز به علت همان دردهاى كارآمدى تا حدودى در تشكلاتش بهتر عمل كرده است. همین الان در انتخابات به نظر من گذشته از اشكالات متعددى كه در كار جناح اصولگرا هست به هرحال انسجام بهترى داریم . یك 6+5 را داریم، شاهد تشكیلاتى در آن هستیم و این در گروه مقابل دیده نمىشود . منتهى نباید به همین بسنده كنیم.
اصولگرایان یك مكانیسمى تشكیل دادند تحت عنوان 6+5 كه مراحل نهایى معرفى لیست انتخاباتى خود را سپرى مى كند . اصلاحطلبان همه شعبات مختلفى دارند، حزب اعتماد ملی، ستاد ائتلاف اصلاحطلبان ودستجاتى مثل همبستگى و مردمسالاری، با این تفاسیر برآورد شما، با توجه به اتفاقات اخیر از جمله رد صلاحیتهایى كه صورت گرفته و همچنین حمایتهاى خارجى شدیدى كه از یك جریان سیاسى خاص در كشور انجام مىشود و بعد از رد صلاحیتها همه رسانههاى بیگانه به شدت ابراز نگرانى كردند ،از روند رقابت در ماههاى آینده چیست؟
مسئله رد صلاحیت از اول انتخابات جمهورى اسلامى همیشه مطرح بوده است و همواره یكى از محورهاى تبلیغاتى دوستان چپ ما این بوده است كه رد صلاحیت مىشوند. منتهى جالب است كه همین مكانیسم استصوابى شامل رد صلاحیت هیچ وقت جلوى حاكمیت جناح چپ را نگرفته است و قدرت در حكومت بهطور غالب دست جناح چپ بوده است. در دوره فعلى دولت در دست جناح راست بوده و در دورههاى قبل بهطور درصدى بوده است . ما هیچ دورهاى را نداریم كه جناح راست حاكمیت دولت را داشته باشد. با همین سیستم نظارت است كه مجلس در اكثر دورهها در اختیار جناح چپ بوده است. تنها در دوره چهارم و پنجم و هفتم هست كه مجلس در دست جناح راست بوده است.
پس معلوم شد كه این نظارت استصوابى اگرچه هم به نظر بعضىها تند مىآید و ممكن است نواقص ساختارى هم خیلى داشته باشد، منتهى مانع از انعكاس گزینش مردم نیست. مردم مىتوانند مسیر را جداكنند و كسانى هم كه همیشه اعتراض دارند با همین نظارت استصوابى بیشترین نیروهاى حكومت را در كشور در اختیار داشتهاند. از بالا كه نگاه كنیم چنین وضعیتى وجود داشته است . در این انتخابات هم غیر از این نخواهد بود. این انتخابات هم انشاءالله پرشور خواهد بود، رقابتى خواهد بود و از جناحهاى مختلف و حتى در داخل جناحها از گروههاى مختلف افراد با هم رقابت مىكنند. انشاءالله انتخابات موفقى خواهیم داشت. تبلیغات اجانب هم هیچ تاثیر چشمگیرى در روند انتخابات ندارد و چیز جدیدى هم نیست. طى تقریبا سى انتخاباتى كه داشتهایم همیشه تبلیغات بیگانه وجود داشته و به اعتقاد بنده تاثیر چندانى هم ندارد.
منبع: پایگاه بصیرت