«جلال طالبانى» رئیسجمهورى عراق در یک موضع متحیرانه اعلام کرد، ما به دولت ایران و نظام این کشور احترام مىگذاریم و خواهان برقرارى یک رابطه حسنه با ایران هستیم اما به هیچ وجه حاضر نیستیم، معاهده الجزایر که در سال 1975 منعقد شده را به رسمیت بشناسیم.
جلال طالبانى رئیسجمهور عراق در یک موضع متحیرانه اعلام کرد ما به دولت ایران و نظام این کشور احترام مىگذاریم و خواهان برقرارى یک رابطه حسنه با ایران هستیم اما به هیچ وجه حاضر نیستیم معاهده الجزایر که در سال 1975 منعقد شده را به رسمیت بشناسیم.
وى در ادامه افزود: این معاهده میان دو رژیم مخلوع صدام حسین و محمدرضا پهلوى منعقد شده نه میان ایران و عراق.
طالبانى همچنین تاکید کرد: من به همین دلیل بسیارى از بیانیههاى مشترک را به خاطر درج معاهده الجزایر در متن آن رد کرده و امضا نکردهام.
معاهده الجزایر معاهدهاى است که در سال 1975 میان نمایندگان رژیم وقت عراق و محمد رضا شاه پهلوى با نظارت هوارى بومدین منعقد شد که بر اساس آن، مطابق با معاهده دولت عثمانى در سال 1913 عمیقترین نقطه اروند رود مرز دو کشور را تعیین مىکند. صدام حسین این معاهده را در سال 1980 به صورت یک طرفه پاره و لغو کرد که به جنگ خونین 8 ساله ایران و عراق انجامید.
معاهده کردها با سنیان
در همین حال و هم زمان با اعلام اظهارات حیرتآور جناب آقاى طالبانى، معاهدهاى نیز میان جلال طالبانى به عنوان رئیس حزب میهنى کردستان، مسعود بارزانى به عنوان رئیس حزب دموکراتیک کردستان و طارقالهاشمى به عنوان رئیس حزب اسلامى و مهمترین حزب سنى جبهه توافق العراقیه منعقد شد که رسانههاى عربى آن را توافقنامهاى براى کاستن از قدرت روز افزون شیعیان درعراق دانستهاند.
در تایید این ادعا مىتوان به اظهارات سلیم عبدالله یکى از رهبران عالىرتبه حزب اسلامى اشاره کرد که گفت: تفاهمنامهاى که میان حزب اسلامى با دو حزب کرد منعقد شد در حقیقت پیامى به مالکى است مبنى بر این که نیروهاى کرد و سنى با یکدیگر متحد شدند تا رو در روى احزاب شیعه بیاستند.
عبدالله همچنین مدعى شد: این یک معاهده صرفا سنى – کردى نبود بلکه پیغامى به مالکى بود تا نشان دهیم این قدرت را داریم که در هر لحظه در برابر سوء برداشتهاى حزب الدعوه و مجلس اعلا برخورد کنیم.
در همین حال جلال طالبانى پس از امضاى این معاهده با حضور در یک کنفرانس خبرى مشترک به همراه مسعود بارزانى و طارقالهاشمى در شهر سلیمانیه گفت: هدف از امضاى این تفاهمنامه که از قبل بر روى آن اتفاق شده بود، تشکیل دولت وحدت ملى حقیقى با هدف تقویت روابط و ایجاد وحدت در صفوف مختلف عراقى و احقاق خیر و مصلحت عراقىها است.
گر چه وى در ادامه تاکید کرد این معاهده علیه هیچ حزب یا فردى منعقد نشده است.
پیش از این دو حزب اصلى کرد تفاهمنامهاى را با مجلس اعلا و حزب دعوه دو حزب مهم شیعه عراقى امضا کرده بودند که به پیمان چهارگانه معروف شد. در آن موقع حزب اسلامى حاضر نشد به جمع امضاکنندگان این پیمان بپیوندد.
گرچه برخى از افراد منتسب به دولت شیعى عراقى و نزدیک به احزاب شیعى از امضاى این معاهده استقبال کرده و آن را به پیمان پنجگانه به جاى چهارگانه تعبیر کردهاند، اما نبود نمایندهاى از احزاب و گروههاى شیعى این شائبه را ایجاد کرده که کردها با همپیمانى با سنیان در حقیقت تلاش دارند، از شیعیان و متحدانشان عبور کنند.
اهداف احتمالی این موضع گیری
براساس برداشتى که مطبوعات عرب از گفتههاى اظهارات طالبانى درباره دولت شیعه مالکى و معاهده الجزایر داشتهاند و آن را مستقیما به امضاى تفاهمنامه احزاب کرد با حزب اسلامى با گرایش سنى ربط دادهاند، مىتوان این برداشت را کرد که کردها به نوعى به ایران و شیعیان، حتى مجلس اعلا و حزب الدعوه پشت کردهاند و جبهه تازهاى را در عراق باز کردهاند.
باید به این نکته واقف بود که جلال طالبانى فرد بسیار باهوش و زیرکى است که هیچ گاه بىگدار به آب نمىزند و هر موضعى را سنجیده و بر اساس یک منطق بیان مىکند. از این رو موضعگیرىهاى جلال طالبانى را نمىتوان بىاساس و بىدلیل دانست. به عبارت دیگر همانطور که بسیارى از کارشناسان معتقدند این اظهارات مطابق با یک سرى وقایع و حتى اتفاقات و امضاى تفاهم نامههاى پشت پرده ایراد شده است.
برخى معتقدند، خصلت کردهاى عراق این است که براى حفظ منافع خود در عراق در مواقع لزوم به شدت کردى شده و از منافع کردها تا حد افراط دفاع مىکنند و با همین هدف در مواقع دیگر از منافع عراق به شدت حمایت کرده و آن را منافع خود مىدانند.
به اعتقاد این کارشناسان اظهارات جلال طالبانى دقیقا در همین راستا بیان شده و در حقیقت یک هدف دو گانه را دنبال مىکند. نخست، جلال طالبانى با اتخاذ یک موضع ملى گرایانه عراقى به دفاع از عقاید افراطى پانعراقىها برخواسته و از سوى دیگر بر سر کردستان که این روزها محل مناقشات بسیار منطقهاى است و به شدت بر سر موضوع پ.ک.ک لحظات سختى را با ترکیه و عراق مىگذارند، قصد دارد به نفع کردها امتیاز بگیرد.
اما برخى نیز معتقدند جلال طالبانى تلاش مىکند ضمن حفظ این جایگاه علاوه بر آن یک مناقشه جدیدى نیز ایجاد کند. بدین معنا که توپ موضوع معاهده الجزایر را پذیرفته خود به زمین بیاندازد تا همسویى خود را به سنیان نشان دهد و در همین حال در مقابل از سنیان مىخواهد که خود به دنبال آن توپ بدوند و به آن شوت بزنند تا به منافع مشترک برسند. همزمان در این میان آنها به استفاده از فرصت جدید پرداخته و براى تثبیت جایگاه خود تلاش کرده و دائما به امتیازهاى خود در کردستان مىافزایند.
از سوى دیگر عدهاى نیز بدبینانه معتقدند، نقش آمریکایىها در این بازى جدید بىتاثیر نیست. به اعتقاد آنها آمریکایىها با بسته شدن موضوع امنیتى عراق که به اذعان آنها ایرانىها براى کمک به برقرارى آن تا کنون تلاشهاى بسیارى درعراق کردهاند، قصد دارند موضوع تازهاى را علیه تهران بر روى میز بگذارند تا ضمن باز کردن پروندهاى جدید مقابل نفوذ ایران در منطقه ، ایران را بیش از پیش تحت فشار بگذارند.
این افراد با اتکا به خصوصیاتى که طالبانى از آن برخوردار است که بدان اشاره شد، محتمل مىدانند طالبانى با آگاهى کامل آمریکایىها سخن از لغو معاهده 1975 الجزایر سر داده و طبیعتا با اطلاع کامل آنها معاهده با حزب اسلامى سنى را منعقد کردهاند.
اما عدهاى نیز نگاهى از این نیز بدبینانهتر دارند که اگر این تصور بخواهد صحیح باشد بسیار خطرناک خواهد بود و مشخص نیست چه پیامدهایى در برخواهد داشت.
به اعتقاد این تحلیلگران همپیمانى کردها با شیعیان فقط و فقط بر اساس مصالح استراتژیک بوده است.
همانطور که همپیمانیشان با ایران نیز از همین ویژگى برخوردار است. بنابراین نباید چندان بر روى همپیمانى با آنها اطمینان کرد.
اگر بخواهیم واقعیت را ببینیم، در حقیقت مشترکات کردها با سنیان بیش از شیعیان و ایرانىها است. زیرا هر دو از یک مذهب واحد (سنى) تبعیت مىکنند. این بدان معنا است که گذر زمان مىتواند اختلافهاى موجود میان اعراب و کردها را بر طرف کند زیرا عنصر مذهبى که میانشان مشترک است، به مرور مىتواند این اختلافها را حل کند.
از سوى دیگر کردها به شدت بر سر منافع کردى خود پافشارى مىکنند و در تلاش هستند به هر نحوى که شده به نهایت منافع خود در این زمینه برسند.
علاوه بر آن افزایش قدرت شیعیان نیز براى کردها نگران کننده شده است. زیرا شیعیان در نهایت حاضر نیستند به هر امتیازى که آنها خواهان آن هستند، تن دهند. براى مثال آنها عراق در برابر حمله ترکیه به شبه نظامیان پ.ک.ک موضع چندان روشن و محکمى اتخاذ نکردهاند که این موضوع براى کردها به هیچ عنوان خوشایند نبوده است.
مسعود بارزانى تا کنون بارها ناراحتى خود را از دولت مالکى بر سر سکوت در برابر برخورد ترکیه با پ.ک.ک ابراز داشته است. علاوه بر آن از آن مىترسند که با افزایش قدرت شیعیان احزاب شیعى گوى سبقت در کسب قدرت را از آنها ربوده و در آینده دیگر نتوانند مثل زمان حال به جولان در عراق بپردازند.
در همین حال به خوبى مىدانند اگر پاى منافع شیعیان و کرد در میان باشد، ایرانىها بىدریغ از منافع شیعیان حمایت مىکنند.
بنابراین تصور مىکنند با همپیمانى با عربهاى سنى که مورد حمایت کشورهاى عربى هستند مىتوانند ضمن کاستن از نفوذ ایران درعراق به منافع بیشترى در کردستان و حتى منطقه برسند و درهمین حال از افزایش قدرت شیعیان که دیگر اکنون رفتهرفته به سمتى مىروند که دیگر به صورت بىدرنگ خواستههایشان را اجابت نمىکنند، بکاهند.
بنابراین حتى اگر روزى دیدیم که اعراب با چراغ سبز کردها وارد خاک عراق شدند نباید زیاد تعجب کرد، زیرا کردها از قبل زمینههاى آن را مهیا کردهاند.
به هر حال به نظر مىرسد فصل تازهاى از روابط ایران و عراق یا بهتر بگوییم ایران و رهبران کرد در عراق رقم خورده است.
کردهایى که تا دیروز حمایت ایران را براى ادامه حیات سیاسى خود لازم مىدانستند، اکنون به نظر مىرسد با تغییر قواعد بازى تلاش مىکنند با همپیمانى با گروههاى سنى یک بازى چند بعدى تازهاى ایجاد کنند تا بتوانند از گرد و خاکهای آن به نفع خود استفاده کنند.
مطرح شدن اروند رود و همزمانى آن با درگیرىهاى کردها در شمال عراق و از سوى دیگر همپیمانى با سنیان درهمان روز مىتواند بازگو کننده این واقعیت باشد که بازى شطرنج ایران و عراق اگر به مراحل پایانى خود نزدیک شده بود اکنون باید بازى تازهاى را آغاز کند.
بازىاى که مىتواند سختتر و پیچیدهتر از گذشته باشد و البته بازنده آن نیز دوستان عراقی باشند که ایران را تا کنون خانه دوم خود می خوانند. با این همه باید سخنان سخنگوی وزارت خارجه ایران را از یاد نبرد که هرگونه رد عهدنامه 1975 را برای تهران غیر قابل قبول خوانده است.
چهارشنبه 5 دى 1386 17:13
کد مطلب : 72