مقایسه رفتار تحكم آمیز خاویر سولانا در سفر سال 1382 به تهران با ادبیات گفتاری وی در سفر اخیرش به ایران، اهمیت مراقبت از دستاوردهای ارزشمند هستهای را درشرایط حساس كنونی به ایرانیان یادآور می شود.مسؤول و هماهنگ كننده ارشد سیاست خارجی اتحادیه اروپا در شهریورماه 1382 با خواسته پیوستن ایران به پروتكل الحاقی به تهران آمد.
سولانا در نشست خبری مشترك با سیدكمال خرازی، وزیر خارجه وقت در پاسخ به پرسش خبرنگاری كه پرسید، آقای كمیسر !خواهش می كنم با صراحت بگویید اتحادیه اروپا چه تعهداتی پس از امضای پروتكل الحاقی نسبت به ایران خواهد داشت، گفت: بسیار صریح می گویم، انتظار نداشته باشید، در قبال اجرای پروتكل الحاقی چیز زیادی به شما بدهیم. با این سخن، خرازی كه ناخشنودی از چهره اش هویدا بود، رو به سولانا گفت: اما شما گفته بودید اگر ایران پروتكل الحاقی را اجرا كند، فشارها را برداشته و روابط را گسترش می دهید.
سولانا كه تلاش می كرد، ژست حق به جانبی به خود بگیرد، با كمك گرفتن از حركات دست در پاسخ گفت: اگر پروتكل را امضا نكنید، ما و شما خبرهای بدی خواهیم شنید.
در سفر خرداد 87 سولانا هر چند در برابر خبرنگاران، همچنان بر طبل تعلیق غنی سازی كوبید كه قابل پیش بینی نیز بود، اما او این بار، نامه شش وزیر خارجه قدرتهای جهانی را به همراه بسته پیشنهادی گروه 1+5 با خود به تهران آورد كه در عمل، شروع مذاكرات هستهای با حذف پیش شرط تعلیق را خواستار شده بودند.
سولانا در این سفر از بسته پیشنهادی ایران تقدیر كرد و در نهایت قرار شد، مشتركات بسته های طرفین، مبنایی برای ادامه گفتگوها باشد.
اكنون باید از خود پرسید، آیا تغییر موضع قدرتها را باید پیروزی و دستاوردی برای ایرانیان دانست؟پاسخ، بی تردید مثبت است اما بی درنگ باید یادآور شد كه این دستاورد را در حد و اندازه خودش باید تحلیل كرد و نه فراتر.به بیان دیگر، نه ناچیز شمردن آن درست و منطقی است و نه بزرگنمایی درخصوص آن، به گونهای كه اندیشیده شود، چالشهای سیاسی ما با غربیها در مناقشه هستهای به پایان رسیده است.
فراموش نكنیم، هنوز هم خواست اول و آخر قدرتها در برنامه هستهای ایران، تعطیل كردن چرخه سوخت هستهای بومی این كشور است و اگر اكنون از مسأله تعلیق كامل غنی سازی به عنوان «پیش شرط» مذاكرات عقب نشسته اند، در یك ارزیابی واقع بینانه باید آن را به حساب تغییر تاكتیك آنها دانست و نه تغییر راهبرد.
در این میان و در شرایط حساس كنونی، خبرهایی از گوشه وكنار در دست است كه حكایت از آن دارد، غربی ها با دقت فراوان و بیش از پیش، واكنشهای مقامهای ایرانی را در تحولات اخیر در مناقشه هستهای زیر ذره بین دارند تا شاید نشانه هایی جدید از اختلاف را در نزد آنها بیابند. آنها می خواهند، بدانند آیا بسته مشوقها (به قول خودشان، هویجها) توانسته، موجب دو دستگی در نزد تصمیم گیران ایرانی در برنامه هستهای شود؟ چنانچه در ایران كسانی پیدا شوند و به مانند ارایه دهندگان بسته پیشنهادی در غرب، آن را سخاوتمندانه(؟!) بخوانند و به گونهای سخن بگویند، بنویسند و ناخواسته، پیامهایی را بفرستند كه بیانگر این باشد؛ از دریافت بسته 1+5 قند در دلشان آب شده، چنین رفتاری در راستای تأیید سیاست ابلهانه «چماق و هویج» غربیها، در تضاد با منافع ملی و حتی برخلاف الفبای دیپلماسی مذاكره و اصول ابتدایی چانه زنی است.
نباید فراموش كرد، اگر ادبیات كلامی و رفتار فرستاده ارشد اروپا در سال 87 با سال 82 تغییر كرده، اگر به حذف پیش شرط تعلیق تن داده اند، اگر اكنون در رسانه های غربی، آشكارا از ایده كنسرسیوم سوخت در خاك ایران حمایت می شود و اگر بسته پیشنهادی ایران به عنوان یك ركن مذاكره، مورد توافق قرار می گیرد؛ بیش از هر چیز، نشانه پیروزی اراده ملی و تدبیر و همگرایی ایرانیان در برنامه هستهای صلح آمیزشان بوده و نه چیز دیگر.شاید اگر این همگرایی نبود و اگر شرایط امروز آمریكا و اسراییل در منطقه به گونهای دیگر بود، مناقشه هستهای را آن گونه كه اراده می كردند، به پایان می رساندند اما واقعیت این است، سیر تحولات در منطقه كه برخی حساب شده و با تدبیر ایران و متحدان منطقهای آن شكل گرفتند و برخی دیگر در قالب حساب و كتابهای مادی نمی گنجند، بگونهای پیش رفت تا امروز دست آنها كوتاه باشد و خرما بر نخیل!
تحولاتی كه سبب شدند، غرب كه مناقشه هستهای را با طراحی بازی «برد-باخت» آغاز كرده بود، در این سالها هرگز نتواند ادعا كند، «باخت» را بر ایران تحمیل كرده و خود بر مسند برنده میدان نشسته است.
اكنون نیز و با شروع دور جدید مذاكرات، بیراه نیست، اگر بگوییم؛ «وقت اضافه» بازی هستهای در راه است. ایران در سراسر این بازی هرگز بازنده نبوده و حتی در موقعیتهایی بر حریف، برتری نیز داشته است. اما فراموش نكنیم، در وقت اضافه، گل زدن به رقیب بسیار شیرین است همچنان كه گل خوردن در این دقایق سرنوشت ساز و بی بازگشت، بی نهایت دردناك!
تاكنون هوشمندانه، با درایت، شجاعانه و نه ماجراجویانه رفتار كرده ایم، مبادا از این پس به گونهای رفتار كنیم، غربیها به این طمع و خیال خام بیفتند كه سیاست كهنه چماق و هویج آنها درباره ایرانیان نیز كارگر است.
* بهروز فرهمند
کد مطلب : 4929