16 شهريور 1387 ساعت 10:08
عروس فرنگی؛ بازتولید تضمین شده دوم خرداد [داریوش سجادی] روزنامه اعتمادملی-16 شهریور 87 |
معرفی حجتالاسلام مهدی كروبی توسط حزب اعتماد ملی، بهعنوان نامزد ریاستجمهوری دور دهم در یك رویكرد قابل انتظار با ترشرویی آن دسته از اصلاحطلبانی مواجه شد كه كماكان به دنبال متقاعد كردن سیدمحمد خاتمی جهت پذیرش نامزدی دوره جدید انتخابات ریاستجمهوری در ایرانند. طبعا از آنجا كه هنوز تكلیف آمدن یا نیامدن سیدمحمد خاتمی در این دوره از انتخابات روشن نشده، حزب اعتماد ملی با پیشدستی در معرفی كروبی - خواسته یا ناخواسته اردوی اصلاحطلبان را مبدل به دوگانه كروبی - خاتمی كرد.
دوگانهای كه در حافظه تاریخی ایرانیان به اعتبار سابقه پایمردی كروبی در مشی و سلوك سیاسیاش و مماشاتهای بهخاطر مانده از دوران ریاستجمهوری خاتمی، تداعی كننده طعنه معروف سیدحسن مدرس در تبیین شخصیت وزیرالوزرایی كابینه پنجم مستوفیالممالك خواهد بود كه <مستوفی شمشیر مرصعی است كه مناسب مراسم بزم و سلام است حال آنكه مملكت محتاج شمشیر برنده و فولادی است.> لیكن علیرغم همه تفاوتها و تمایزات كروبی با خاتمی، دلچركینی اصلاحطلبان مایل به نامزدی خاتمی از معرفی كروبی به آن اندازه بود تا ایشان بتوانند صراحتا حكم انعزال كروبی از اردوی اصلاحطلبان را نیز صادر كنند. خلع مقام شیخوخیت كروبی از اردوی آن دسته از اصلاحطلبانی كه كماكان فانوس به دست و دیوژنوار در دهلیزهای سیاست در جستوجوی خاتمی هستند در حالی صورت میگیرد كه: اولا كروبی خیلی پیشتر از این و از فردای جدایی از مجمع روحانیون، خرج خود را از این دسته از اصلاحطلبان جدا كرد و با تاسیس حزب اعتماد ملی ضمن تبیین مرزبندی خود با ایشان نشان داد قبل از اصلاحطلب بودن یك خط امامی است و اگر از اصلاحاتی دفاع میكند آن اصلاحات را در چارچوب خط و شیوه و سلوك و میراث امام خمینی(ره) تعریف و فهم كرده. ثانیا خاتمی نیز خیلی پیشتر از امروز نشان داده كه رویكردش به سیاست رویكردی دیوژنوار بوده و سلیمالنفسی در كنار نگاه از سر سیریاش به قدرت وی را فاقد انگیزه جهت ورود به چالشهای اجتنابناپذیر جهان سیاست میكند. دو دوره ریاستجمهوری خاتمی عملا نشان داد كه وی با توجه به برخورداری از مختصات شخصیتی فرهنگی، لذت امور فرهنگی را بر چالشهای خستهكننده جهان قدرت و سیاست كه خود از آن تعبیر به <كار گـل> میكند، ترجیح میدهد. سفر همزمان سال 79 كروبی در كسوت ریاست پارلمان و خاتمی در ردای ریاستجمهوری اسلامی ایران به نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورك نمود برجستهای از تفاوت روحیه و شخصیت این دو چهره برجسته دنیای سیاست ایران را به تصویر كشید.
مخالفان حضور كروبی در حالی خود را پشت نامزدی محمد خاتمی پنهان كردهاند كه سالهااست مرعوبانه در حسرت چرایی <پرهیز از سر مناعت طبع> حجتالاسلام خاتمی از فرصت مصافحه با بیل كلینتون رئیسجمهور همدوره ایشان در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل گلایه و بلكه ایشان را شماتت میكنند. گویی چنان مصافحهای و احیانا انداختن عكسی مشترك با یكدیگر مرتفعكننده و وافی به مقصود جهت حل جمیع مشكلات تاریخی موجود میان دو كشور طی 50 سال گذشته میشد و رئیسجمهور ایران در آن مواجهه باید همچون جوانان 16 ساله كه با دیدن سرشناسان عرصه سینما در شوق كسب امضا یا عكسی از خود بیتابی نشان میدادند، شوقزده از نزول اجلال رئیسجمهور آمریكا به استقبال ایشان میرفت!
هر چند محمد خاتمی به درستی با محاسبه هزینه- فایده چنان مصافحهای تن به چنان بیمبالاتیای نداد اما از آن تاریخ تا به امروز نیز همواره از جانب همین حامیان امروزین خود ملامت شنیده كه چرا بهدلیل پروا از مخالفانش در داخل چنان فرصتی را سوزاند! ملامتكشی خاتمی و متهم شدنش به عدم قاطعیت در مقابل مخالفانش در حالی بود و هست كه مخالفان امروز حضور كروبی در انتخابات شاهد آن بودند كه در همان سفر، این كروبی بود كه جسورانه در موزه متروپولیتن با <آرلن اسپكتر> نماینده كنگره آمریكا مواجهه شد و گفتوگو كرد و ضمن برخورد مدبرانه و از موضع عزت با <اسپكتر> هیچكس نیز در بازگشتش به ایران نتوانست كمترین تعرضی به وی كند. گذشته از آنكه دلنگرانی طرفداران حضور خاتمی در انتخابات دور دهم ریاستجمهوری از ورود ناخوانده كروبی به این دور از انتخابات، از حیث سبد آرای این دو تن، كمتر محلی از اعراب و گلایه بابت شكستن رای اصلاحطلبان وجود دارد. دلیل چنین امری نیز بازگشت به تفاوت جنس آرای كروبی در بدنه اجتماع با جنس آرای مخالفان كروبی در اردوی اصلاحطلبان است. كروبی در انتخابات دور نهم ریاستجمهوری با فاصله گرفتن از اصلاحطلبان تندرو و اتخاذ مواضع سیاسی-اقتصادی تنزهطلبانه و معیشتاندیشانه عملا نشان داد آرای خود را برخلاف اصلاحطلبان مزبور از بطن اقشار خط امامی و بعضا تودههای درگیر در مشكلات اقتصادی مطالبه میكند.
بر همین اساس، اصلاحطلبان حامی حضور خاتمی در انتخابات نمیتوانند دلنگران شكستن آرای جامعه شهروندی ایران علیه خود با حضور كروبی در این انتخابات باشند. در این میان اگر كسی یا گروهی بخواهد از ورود كروبی به انتخابات آشفته باشند این احمدینژاد و اصولگرایانند كه باید و میتوانند حضور كروبی را به معنای ورود رقیبی جدی در سبد آرای بدنه شهروندی معیشتاندیش خود تلقی كرده و بابت ریزش آرای خود در سبد ایشان دلنگران شوند.
اصلاحطلبانی كه مایلند با تابلوی خاتمی وارد انتخابات ریاستجمهوری شوند چارهای ندارند تا ضمن فراموش كردن آرای بدنه شهروندی متوسط رو به پایین، اقبال خود و كاندیدای خود را نزد تودههایی جستوجو كنند كه در ترمینولوژی سیاسی ایران از ایشان تحت عنوان <بدنه خاموش> نام برده میشود. ]...[
اصلاحطلبان چندان نباید دلنگران حضور یا عدم حضور كروبی یا خاتمی در عرصه انتخابات ریاستجمهوری سال آینده باشند. ایشان به منظور كسب آرای خاموش در جامعه ایران اساسا نیازی به آقای خاتمی ندارند. صرفا چنانچه بتوانند حتی گمنامترین نامزد خود را از فیلتر شورای نگهبان بگذرانند در آن صورت تنها كافی است طی دو هفته آخر ایام تبلیغات انتخابات توسط نامزد خود آنگونه شعارهایی را در سطح جامعه مطرح كنند كه شائبه خوشباشی و شادیخواری و هرهری مسلكی را در اذهان بدنه خاموش تداعی كند.
اما مشكل ساختاری این دسته از اصلاحطلبان از آنجا نشات میگیرد كه نگاهشان به پدیده انتخابات در ایران از جنس خواستگاری است! در نگاه معطوف به ازدواج است كه خواستگار صرفا به بهای كسب نظر مساعد <دلبر محبوبشان> میكوشد با هر چه بیشتر خودآرایی و دلربایی از محبوب شرایط ازدواج خود با ایشان را فراهم كند.
اصلاحطلبان بر اساس همین نگاه، عمده اهتمام خود را صرفا معطوف به كسب پیروزی در انتخابات به هر بهایی كردهاند؛ بدون لحاظ كمترین دوراندیشی برای فردای پیروزی و تحقق وعدههای داده شده و مطالبات پمپشده به بدنه خاموشی كه اصلاحطلبان از اساس فاقد توانایی برای تحقق آن در جامعه فرهنگی ایرانند.
هر اندازه این دسته از اصلاحطلبان قرابت بیشتری با فهم پدیده انتخابات به مثابه نوعی خواستگاری معطوف به ازدواج دارند اما از این نكته بعضا غفلت میكنند كه در فرهنگ ایرانی، هوشمندانه همواره بر این نكته تاكید شده كه <زن گرفتن راحت است اما نگهداریاش سخت است.> واقعیت نهفته در این <فرهنگ عامه> ناظر بر این اصل است كه هر اندازه كسب نظر مساعد شریك زندگی در مرحله خواستگاری و ازدواج سهل به نظر میرسد اما رسالت اصلی و اساسی، توان مدیریت و تامین زندگی سعادتمند با شریك زندگی بعد از كسب پاسخ آری ایشان در پای سفره عقد است كه شامل تامین امنیت و رفاه و مطالبات مشروع زندگی مشترك زناشویی است. بر این اساس این دسته از اصلاحطلبان باید پاسخگو به این پرسش باشند كه بر فرض آنكه یك بار دیگر توانستند با تحریك آرا و مطالبات نامانوس بدنه خاموش اجتماعی در ایران بر كرسی قدرت تكیه زنند در آن صورت با توجه به ساختار كماكان بكر و دست نخورده فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ایران چه تدبیری در آستین دارند تا بتوانند مطالبات این عروس فرنگی را تامین كنند؟
کد مطلب : 6684