29 مرداد 1387 ساعت 7:50

بازگشت به جهان دو قطبي

جمهوری اسلامی-29 مرداد87

جنگ یك هفته ای روسیه و گرجستان بر سر اوستیای جنوبی را از زاویه ای دیگر غیر از آنچه تاكنون گفته شده است نیز می توان نگاه كرد. در این نگاه فقط «معادلات قدرت» محور قرار می گیرد و ماجرا برمدار این سئوال اساسی میچرخد كه جهان امروز باید تك قطبی اداره شود یا دو قطبی.
 
از زمانی كه واشنگتن توانست در ادامه جنگ سرد و تدارك «گلاسنوست» كه اصلاحات در درون اردوگاه كمونیسم اما با درون مایه آمریكائی بود مسكو را به انزوا بكشاند مردان دست اندركار در لایه‌های امنیتی و اطلاعاتی دولت فرو پاشیده «شوروی» و باز تولید شده «روسیه» عزم خود را برای گرفتن انتقام از اداره كنندگان كاخ سفید و تنظیم كنندگان سیاست‌های پشت پرده آن جزم كردند. اینبار «سی. آی. ای» هدف بود نه با موشك‌های قاره پیما بلكه با نرم افزارهائی كه «كا. گ. ب» از دوران شوروی در اختیار داشته و هم اكنون نیز دارد. 

1 ـ پوتین از همان لایه «امنیتی ـ اطلاعاتی» به كرملین راه می یابد و با نگاه آرام اما حساب شده خود كاخ سفید را نشانه می رود. 

2 ـ مدودف كه او هم دستیار پوتین و متعلق به همان لایه «امنیتی ـ اطلاعاتی» است و با پوتین به كرملین راه یافته بود صندلی پوتین را در اختیار می گیرد تا كرملین همچنان در اختیار هردوی آنها باشد و البته سایر افرادی كه از همان لایه آنها را در كرملین همراهی می كنند. 

3 ـ دولتمردان روسیه با تحملی كم سابقه انقلاب‌های مخملی در جمهوری‌های اطراف خود را كه دست اندازی آشكار آمریكا به قلمرو نفوذ آنها بود و نام جعلی «انقلاب» برای فریب دادن افكار عمومی بر آن گذاشته شده بود نظاره نمودند و البته پستوهای كرملین را فعال تر كردند. 

4 ـ ضربه‌های شدید اقتصادی ناشی از فروپاشی شوروی را پوتین توانست در دوران ریاست جمهوری خود جبران كند و همزمان بنیه نظامی شوروی را نیز تقویت كرد. 

5 ـ از اینها مهمتر روحیه درهم شكسته روسها بود كه دولت پوتین توانست آنرا ترمیم كند و علیرغم پیوستن اروپای شرقی به بلوك غرب و ناتو و علیرغم نفوذ آمریكا در بسیاری از جمهوری‌های جوان روسیه موفق شد جایگاه خود را به عنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به عنوان ابرقدرت نظامی و به عنوان قدرت صنعتی حفظ كند و در معادلات قدرت بین المللی تاثیرگذار باشد. 

6 ـ آمریكا با غفلت از این واقعیت‌ها و نادیده گرفتن ضعف‌های خود و سرمست از باده باصطلاح انقلاب‌های مخملی به گرجستان برای یكسره كردن كار اوستیای جنوبی و چشم زهر گرفتن از روسیه چراغ سبز داد. این چراغ برخلاف انتظار واشنگتن و به دلیل محاسبات غلط ساكنان كاخ سفید چراغ زرد از آب درآمد و یكباره به چراغ قرمز تبدیل شد. اینكه آیا عوامل نفوذی «ك. گ. ب» در گرجستان هم در تصمیم سازی برای حمله به اوستیا دخیل بودند یا نه هنوز مشخص نیست اما بهرحال روسیه با این چراغ قرمز به آمریكا چند پیام مهم داده است. 

اول آنكه روسیه از حالت رخوت خارج شده و آمریكا باید روی مسكو به عنوان یك ابرقدرت حساب كند. 

دوم آنكه دولتمردان كرملین نسبت به سرزمیهای پیرامونی خود حساس هستند و آمریكا باید این واقعیت را درك كند. 

سوم آنكه «ناتو» باید برای روسیه حریم نگهدارد و به این نكته توجه داشته باشد كه درصورت بی توجهی به این واقعیت مسكو واكنش نشان خواهد داد. 

چهارم آنكه روسیه طرح سپر موشكی آمریكا در لهستان و هر نقطه دیگر از خاك اروپا را اقدامی علیه خود تلقی می كند و همچون واقعه اوستیای جنوبی با آن برخورد خواهد كرد. 

پنجم و مهمتر از همه آنكه روسیه به عنوان قطب دیگر قدرت به صحنه آمده و آمریكا باید این نكته را درك نماید كه عمر «جهان تك قطبی» به سر آمده و بار دیگر بعد از 17 سال جهان به حالت قبل از فروپاشی شوروی برگشته و دو قطبی شده است. 

اینها پیام‌هائی هستند كه دولتمردان مسكو مایل هستند ساكنان كاخ سفید آنها را دریافت نمایند اما به نظر می رسد هم روس‌ها و هم آمریكائی‌ها باید به واقعیت بالاتری فكر كنند كه بیداری ملت‌ها و پایان دوران ابرقدرت‌هاست. 

شكست‌های پیاپی آمریكا در عراق و افغانستان و فلسطین عجز 30 ساله آمریكا از رویاروئی با ملت ایران كه با انقلاب اسلامی توانست شاخ ابرقدرتی شیطان بزرگ را بشكند ناكام ماندن طرح خاورمیانه بزرگ كه آمریكا برای آن سرمایه گذاری زیادی كرده بود باطل شدن افسانه شكست ناپذیری ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه لبنان رسوائی بزرگی كه آمریكا و اقمارش در ماجرای دخالت در لبنان و فلسطین اشغالی تحمل كردند و بی عملی آمریكا در جنگ 7 روزه اوستیای جنوبی همگی به پایان رسیدن دوران ابرقدرتی آمریكا را به اثبات می رسانند. 

روسیه نیز بعد از فروپاشی شوروی حداكثر یك روسیه در حدی كه فقط بتواند در جای كوچكی همچون اوستیا و در برابر دولت ضعیفی همچون دولت دست نشانده تفلیس و كشور كوچك 5 میلیونی گرجستان چنگ و دندان نشان بدهد باقی خواهد ماند نه بیش از آن. 

اینها و بسیاری دلایل دیگر نشان میدهند نه تنها دیگر جهان به سوی دو قطبی شدن به پیش نخواهد رفت بلكه دوران بازی‌های تك قطبی آمریكا نیز به سر آمده و تحولات جهانی معادلات جدیدی از قدرت را رقم خواهد زد كه ملت‌ها محور اصلی آن هستند 


کد مطلب : 6161
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ