11 تير 1387 ساعت 14:31

آغاز رقابت‌هاى انتخابات رياست جمهورى در جبهه مخالفان دولت

روزنامه ایران-11 تیر87

زنگ انتخابات رياست جمهورى دهم، همچون انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى، زودتر از موعد مقرر به صدا درآمد و اين بار هم دوم خردادى ها پيشتاز و آغازكننده آن بودند، چرا كه معتقدند براى بازگشت به عرصه قدرت بايد با وجود ابزارهايى چون اتحاد و اقتدار برگشت، در غير اين صورت نتيجه اى جز شكست حاصل نخواهد شد. 

با اين مقدمه در اين بحث كوتاه، سعى بر آن داريم تا چگونگى اين اتحاد و اقتدار را در تجربه ها و كارنامه هاى حضور دوم خردادى ها در انتخابات گذشته مورد واكاوى قرار دهيم و ديگر آن كه دوم خردادى ها با چه استراتژى قصد حضور در انتخابات رياست جمهورى سال ۸۸ را دارند. 

اولين سؤالى كه پيش مى آيد اين است كه دوم خردادى ها چگونه و به چه صورتى حضور داشتند و نتايج حاصله چه شد.
 
با نگاهى كوتاه و گذرا به انتخابات نهم رياست جمهورى سال ۸۴ سومين مرحله شوراها، آذر ۸۵ و در نهايت انتخابات مجلس هشتم اسفند ،۸۶ يك نتيجه حاصل شده است و آن تنها يك كلمه و يك معنا را دارا بوده است: شكست. شكستى كه اگر به واكاوى علت آن بپردازيم، به دو معلول خواهيم رسيد، اتحاد و اقتدار، يعنى همان درهاى گرانبهايى كه دوم خردادى ها براى بازگشت به قدرت به آن سخت نيازمند هستند، البته اگر بخواهيم اعتماد و اقبال افكار عمومى را از آن حذف كنيم. 

انتخابات نهم رياست جمهورى، آغازى بر اختلاف نظرها
دوم خردادى ها پس از به نتيجه نرسيدن از وحدت خويش در انتخابات نهم رياست جمهورى و عدم اجماع روى يك شخص واحد با ۴ كانديدا (هاشمى رفسنجانى، مهدى كروبى، مصطفى معين و محسن مهرعليزاده) در انتخابات شركت كردند و همين عدم وحدت به علاوه عدم اقبال و اعتماد مردم، بابت رفتارها و عملكرد ۸ ساله آنان باعث شد كه نتيجه همان يك كلمه شود: شكست. 

سومين دوره شوراى شهر، ادامه راه عدم اجماع
اما انتخابات سومين دوره شوراى شهر هم، نتيجه اى قابل تأمل و تحسين نداشت، چرا كه اين بار علاوه بر دلايل ذكر شده بايد اختلافات و بعضاً كدورت هايى كه از انتخابات رياست جمهورى نهم در بين دوم خردادى ها به وجود آمده بود را بر دلايل ديگر اضافه كرد، چرا كه اختلافات و كدورت ها در بين آنان باعث شد، مهدى كروبى كه به قول برخى از دوم خردادى ها، شيخ اصلاحات است، اقدام به تأسيس يك حزب جداگانه به نام اعتماد ملى نمايد و شاخه اى جديد را در مجمع روحانيون مبارز، كه اين تشكل هم زمانى نقش محور اين جريان را در كنار ديگر بزرگان اصلاح طلب بازى مى كرد، تشكيل دهد و همين انشقاق باعث شد كه دوم خردادى ها همچنان به دنبال اجماع، اين گوهر گمشده اصلاح طلبان تا انتخابات مجلس هشتم شوراى اسلامى، بدوند. 

انتخابات مجلس هشتم، اوج اختلافات دوم خردادى ها
با نگاهى به كارنامه دوم خردادى ها آخرين عرصه آزمايش اجماع آنان، را كه به قول اكثر كارشناسان و فعالان سياسى، يكى از مهمترين و سرنوشت سازترين انتخابات بود بايد در انتخابات مجلس هشتم آزماييد، آنجا كه ائتلاف و اجماع دوم خردادى ها در ائتلاف هاى چندگانه، همچون ائتلاف اصلاح طلبان، ائتلاف اعتماد ملى، ائتلاف مردمى اصلاح طلبان قابل مشاهده بود و نتيجه اى كه بعد از حضور شكل گرفت، تنها حضور يك چهارم دوم خردادى ها (البته خوشبينانه) در مجلس هشتم شد. 

و اما انتخابات دهم رياست جمهورى
دوم خردادى ها، از حضور در سه انتخابات گذشته، در مجموع نتيجه اى جز شكست را بر خود نديدند و شايد واهمه از شكست دوباره در انتخابات آتى آنان را به اين امر واداشته تا زودهنگام وارد عرصه انتخابات شوند، چرا كه بايد علاوه بر جلب اعتماد و اقبال افكار عمومى، كه با توجه به عملكرد و كارنامه نه چندان درخشان آنان كارى بس مشكل است بتوانند از ميان ده ها! كانديداى مطرح براى انتخابات رياست جمهورى دهم، كه آنان نيز هر كدام براى حضور خود ادعايى دارند، در نهايت يك نفر را براى حضور، انتخاب كنند، اما آيا اين كار شدنى است
با نگاهى به شكل گيرى گروه ها و رقيبان انتخاباتى، اسامى مطرح شده و اظهارنظرهاى موافق و مخالفى كه تنها از سوى خود دوم خردادى ها راجع به آنان گفته شده است، شايد نه تنها بتوان پاسخى براى آن گرفت بلكه شايد بتوانيم از هم اكنون نتيجه انتخابات سال ۸۸ را پيش بينى كنيم! 

محمدرضا عارف
معاون اول سابق رئيس جمهور دولت اصلاحات، نخستين نفرى بود كه در اردوگاه دوم خردادى ها، براى حضور در انتخابات رياست جمهورى دهم اعلام آمادگى كرد و حضور خود را با اين مدعا كه «نظام وى را در آب نمك خوابانده است»، توجيه كرد. 

اما اعلام حضور وى، با واكنش منفى طيف كثيرى از دوم خردادى ها مواجه شد و حضور وى با مقالات تند و عكس هايى كه بيشتر شبيه كاريكاتور بودند، استقبال شد. عارف با انصراف خويش از انتخابات مجلس هشتم، گمان آن را داشت كه شايد بتواند اجماع اصلاح طلبان را بر روى نام خود دوباره بيابد. اما اين گزينه هم نتوانست دُر گرانبهاى اجماع دوم خردادى ها را يافت كند. 

خاتمى ها!
پس از اعلام حضور معاون اول رئيس جمهور، اين خود رئيس جمهور سابق بود كه نشان داد براى حضور چندان هم بى تمايل نيست و با نامه نگارى به ۱۳ تن از سران اصلاحات (بهتر است بگوييم نزديكان خود) درخصوص حضور دوباره خود نظرخواهى داد. سيدمحمد خاتمى كه نشان داده است مشاوره ها و بعضاً فشارها بر وى بسيار تأثيرگذار است، اين بار هم شايد به دنبال فضايى دوباره ناشى از حضور خود باشد، چرا كه عنوان «ياران خاتمى» در انتخابات مجلس هشتم تا آنجا بى اثر بود كه خود وى درخواست كنار گذاشتن اين عنوان را از بنرهاى تبليغاتى دوم خردادى ها داد. 

اما نخستين واكنش ها و بعضاً مخالفت ها در اين خصوص از «حزب اعتماد ملى» به گوش رسيد، چرا كه مهدى كروبى، نامزد انتخابات رياست جمهورى نهم ، به دنبال ايجاد وحدت ميان گروه هاى دوم خردادى بوده و خاتمى مانع اين وحدت به حساب مى آيد . 

مخالفت با حضور خاتمى، تنها به حزب اعتماد ملى منجر نشد، بلكه برخى احزاب وگروه هاى ديگر دوم خردادى از حضور دوباره خاتمى، به روى كار آمدن دوباره تندروها ياد كردند و شائبه دوباره ورود اعضاى مشاركت و مجاهدين انقلاب را به عرصه مديريت اجرايى كشور تقويت كردند. 

و اما موافقان حضور خاتمى در انتخابات را تنها احزاب مشاركت و مجاهدين انقلاب تشكيل مى دادند و اين دو حزب متفق القول هر كدام در اظهارنظرهاى جداگانه اى كه توسط اعضاى آنها صورت گرفت، گفتند كه تنها گزينه ما براى انتخابات آقاى خاتمى است و غير از خاتمى، گزينه ديگرى را نداريم. 

شايان ذكر است كه اين دو حزب مشخص نكردند كه كدام يك از برادرها مدنظرشان است، محمد خاتمى يا محمدرضا خاتمى! البته خاتمى كوچكتر معتقد است تا زمانى كه خاتمى بزرگ است هيچ كس ديگرى حق كانديدا شدن ندارد و در صورت اين كار آن فرد به مقابله با جبهه اصلاحات پرداخته است. 

اعتماد ملى و حضور تنها با تابلوى خود!
مهدى كروبى، دبيركل حزب اعتماد ملى، قوى ترين گزينه مطرح براى حضور در انتخابات است و با ذكر اين نكته در گفت وگو با «فارس» كه اصلاح طلبان در انتخابات آتى رياست جمهورى قطعاً به اجماع نمى رسند، حضور خود به عنوان يك كانديداى مستقل از جبهه دوم خردادى ها را صددرصد قطعى كرد. 

مهدى كروبى كه به خاطر عدم اجماع اصلاح طلبان بر نام وى در انتخابات رياست جمهورى گذشته، خاطره خوشى را از همفكران خود ندارد، با تأسيس حزب «اعتماد ملى»، شعار حضور در انتخابات مختلف را تنها با تابلوى حزب خود نه تنها سر داد بلكه جامه عمل را نيز بدان پوشاند و شايد بايد از «مهدى كروبى» در جبهه اصلاحات، به عنوان يك رقيب نام برد و اين را مى توان در اظهارنظرهاى مختلف احزاب جبهه دوم خردادى ها همچون مشاركت، كارگزاران و مجاهدين و... مبنى بر اينكه گزينه اول ما تنها خاتمى است نام برد و اين قضيه بدان جا مى رسد كه مجمع روحانيون مبارز، اردوگاه قبلى شيخ اصلاحات بدون مشورت با وى، نامزد مورد حمايت خود را (سيد محمد خاتمى) اعلام مى كند و باعث به وجودآمدن يك اختلاف ديگر در جبهه اصلاحات مى شود تا آنجا كه سخنگو و اعضاى حزب اعتماد ملى معتقدند كه محوريت مجمع روحانيون ديگر از دست رفته است. اما در اين بين نيز مى توان به حمايت مجمع نمايندگان ادوار مجلس از كانديداتورى «مهدى كروبى» اشاره كرد. 

يكى از اعضاى مجمع نمايندگان ادوار در گفت وگوى خود با يكى از خبرگزارى ها گفته است: برخى دوم خردادى ها از نامزدى كروبى در انتخابات آتى واهمه دارند، چون احتمال رأى آوردن وى بالاست و ممكن است با رئيس جمهور شدن وى نتوانند مقام و منصبى را در دولت به دست آورند. 

كارگزاران و گزينه هاى متعدد
از حزب كارگزاران كه همواره به عنوان پدرخوانده احزاب اصلاح طلب نام برده مى شود، خبرهاى بسيارى مبنى بر وجود كانديداهاى متفاوت به گوش مى رسد.برخى از اعضاى شوراى مركزى آن همچون اسحاق جهانگيرى و محمدعلى نجفى در اظهار نظرهاى متفاوت، از علاقه خود براى حضور در انتخابات رياست جمهورى دهم گفته اند. 

محمدعلى نجفى حضور خود را با يك بسته پيشنهادى براى اجماع اصلاح طلبان اعلام كرد. در طرح وى از سهميه بندى احزاب براى معرفى كانديداى رياست جمهورى دهم و در نهايت رأى گيرى در مورد سهميه هاى پيشنهادى براى رسيدن به اجماع و نامزدى خاص، نام برده شده است. اما نه خود وى و نه طرح اش، چندان مورد حمايت و استقبال دوم خردادى ها قرار نگرفتند و از طرح وى به عنوان شكست زودهنگام اجماع در جبهه دوم خرداد ياد كردند و برخى از گروه ها از بزرگان اصلاحات خواستند با ورود به صحنه مانع طرح پيشنهادات مختلف و غير كارشناسى در جبهه اصلاحات شوند. 

از ديگر نامزدهاى مطرح در حزب كارگزاران مى توان از حسن روحانى نام برد، همانى كه هنوز در اصلاح طلب بودن وى دوم خردادى ها شك دارند و با عدم گذاشتن وى در ليست انتخابات مجلس هشتم، مانع از حضور وى شدند. و در گزينه آخر كارگزاران مى توان از بيژن زنگنه، وزير نفت سابق دولت اصلاحات نام برد. 

ديگر اسامى مطرح شده براى كانديداتورى
از على اكبر محتشمى پور، مجيد انصارى، عبدالله نورى، محسن مهرعليزاده و حسين كمالى (دبير كل حزب اسلامى كار) مى توان به عنوان گزينه هاى مطرح دوم خردادى ها، در انتخابات رياست جمهورى سال ۸۸ ياد كرد . 

نگاهى به صف طويل كانديداهاى دوم خردادى كه هركدام بنابر گفته هاى خود، احساس تكليف و مسئوليت كرده اند براى حضور خود، اما آيا مى توان با حضور بيش از ۱۰ نفر، به پيروزى در انتخابات اميدوار بود و با وجود اختلاف نظرها و مشكلات عميق آيا مى توان باز هم به اجماع دوم خردادى ها، چشم اميد بست
انتخابات رياست جمهورى دهم، قطعاً اهميت بسيارى در تعيين آرايش گروه ها و احزاب و سرنوشت كشور دارد و شايد بتوان از انتخابات سال ،۸۸ به عنوان حكم مرگ و زندگى دوم خردادى ها نام برد، چراكه آنان را ياراى شكست ديگرى نيست اماچه شود كه اين روزها، دُراجماع و اتحاد و ائتلاف يكپارچه در ميان دستان خالى شان دست نيافتنى تر شده است.

کد مطلب : 4712
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ