تاریخ تحولات انقلاب اسلامی كه بسیار پر افت و خیز است البته عبرتآموز و گویای حوادث متعددی است كه میتواند برای آیندگان مفید باشد.
زمانی قدرت در اختیار رییس جمهوری بود كه منتخب مردم و مورد حمایت امام رحمت الله علیه بود اما از این فرصت الهی نه تنها بهرهای برای تعالی كشور و ملت نجست كه ارتباط او با دشمنان داخلی و خارجی موجب شد تا حوادثی را بیافریند و خصارات جبران ناپذیری را همچون تفرقه اجتماعی، خشونت و خونریزی به وجود آورد. و البته فرار را بر قرار ترجیح داد.
بنی صدر در نظام فكریش در عین دیكتاتوری ناپیدای خود همه را دیكتاتور میدانست و غیر خود را بر نمیتابید. حتا شاخصهای اجتهادی و دینی ترسیم میكرد و همه ارزشها و باورها را با قرائت و گفتمان خود تنظیم و تطبیق میكرد. نه عارف و نه روحانی و نه اقتصاددان و نه جامعه شناس
و نه فقیر و نه غیره، همه را دون خود میدانست. و به خود اجازه تعریض و
مخالفت نسبت به همه را میداد؛ از جمله مرحوم آیت الله دكتر بهشتی، مرحوم آیت الله خانلری، دكتر باهنر و امثالهم....
در رفتار شناسی وی تفكری وجود داشت كه آن تفكر در گروهك تروریسم فرقان و منافقین شكل گرفت و به همین دلیل نهایتاً با آنان محشور و مربوط گردید.
قبلاً در دو یاداشت بیان نمودم جریانی در حال شكل گیری است كه از نظر رفتارشناسی و یا گونه شناسی مشابه جریان منافقین است. آنان با حملهور شدن به نمادهای انقلابی و ارزشی و نمادهای دینی تلاش در خودنمایی مینمودند و به عبارتی حذف دیگران و اثبات خود! و این جریان را در برخی سایتها و حتا به وسیله كسانی كه از رانت حمایتی برخوردارند مشاهده نمودیم. ادامه آن را در به اصطلاح افشاگری اشخاص دیگری كه بالاخره در بند و درگیر شدند دیدیم!
واقعیت این است كه این همگرایی نظری در این جریان چنان خودنمایی میكند كه با توجه به مرموز بودن این جریان شاخصههای خود را نشان داده و همچنان ادامه مییابد. ما قبلاً خواسته بودیم كه سربازان گمنام امام زمان در این راستا
فعالیت خود را عملیتر كنند و این درحالی است كه این جریان مرموز همچنان جلوهگری مینماید.
به نظر میرسد یكی از دلایل استمرار این جریان فقدان ساختاری است كه پیرایه سازی مفاسد را به عهده بگیرد. به عبارت دیگر برخی مفاسد در روند تحولات اقتصادی و حتا سیاسی وجود دارد اما این كه چه كسی و چگونه به آن بپردازد معلوم نیست. و اگر هم معلوم است به دلیل عدم پردازش آن، جریانهای مرموز و فاسد فرصت آن را یافتهاند كه مصادره به مطلوب نمایند. اگر آن طوری كه مقام معظم رهبری در سال 80 نسبت به مفاسد اقتصادی مقرر كرده و چند روز گذشته تاكید مجدد بر آن داشتهاند به طور عملی و عینی و جدی؛ ساختار فعال و مسوولی در رابطه با آن شكل میگرفت و پاسكاری بین قوا نمیشد و مصادیق واقعی فساد بدون جنجال آفرینی كه پرهیز از آن مورد نظر مقام معظم رهبری میباشد شناسایی و اقدام میشد؛ فرصتی برای سوء استفاده كنندگان فراهم نمیگردید.
نمیتوان باور کرد آنانی كه كولهبار مبارزه را بر دوش داشتهاند و در گرما گرم فشارها و سختیها جلودار بودهاند و اتفاقاً و بنا بر ضرورت اما با روحیهای انقلابی و جهادی همواره در حفظ ارزشهای انقلاب كوشیدهاند؛ امروز متهم به تکاندهندهترین اتهامات باشند. نباید فراموش كنیم كه دولت نهم ارزش خود را وامدار افرادی و تفكری است كه از همین مسیر عبور نمودهاند. پس كسانی كه با قلمهای اسراییلی خود توپخانه صهیونیستی را به سوی ارزشها و شخصیتهای ارزشی نشانه رفتهاند قطعاً و یقیناً همان مسیری را میروند كه دشمنان ما میرفتند و میروند. آنها نه طرفدار دولتند و نه طرفدار ملت؛ خواه زن باشند خواه مرد. خواه مسوول باشند خواه غیر مسوول و یا مستحضر به دامن حمایتی مسول. به هر حال این روند، روندی است كه هم توجه ویژه ساختارهای هوشیار خط شناس را میطلبد و هم تحلیل گران و بستر سازان مبارزه با مفاسد را. فرق نمیكند كه رجوی باشد یا رجبی، بنیصدر باشد، پالیزدار باشد یا هر کس دیگری.
دکتر محمودرضا امینی؛ کارشناس مسائل استراژیک و مدیر عامل خبرگزاری موج
کد مطلب : 4948