پربيننده ترين عناوين

۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
۹.
۱۰.

عناوين مرتبط

خبر  »  داخلی
23 اسفند 1386 ساعت 16:21

یادی از سید احمد خمینی

روزگار دشوار منسوبین امام (ره)

حمید انصاری

بر خلا‌ف معمول، در این نوشتار قصد بازگویی زوایایی از زندگی و مبارزات و خدمات یادگار امام(ره) را ندارم. دانسته‌های مستند خویش از شرح زندگانی شگفت نزدیك‌ترین ملا‌زم امام خمینی را در كتابی با نام <مهاجر قبیله ایمان> در چهلمین روز رحلت طاقت‌سوزش منتشر ساختم كه بارها تجدید چاپ شده است و در دسترس می‌باشد. به تناسب نیازهای امروزمان و خصوصا آنچه اخیرا در حوزه مسائل مربوط به نقش و جایگاه منسوبان و یادگاران امام راحل- سلا‌م‌الله علیه- در قالب حمایت و دفاع و یا نقد و تخریب مطرح گردید و متاسفانه در اوج التهابات همین فضا بود كه یكی از باسابقه‌ترین مصاحبان حضرت امام، عالم ربانی حضرت آیت‌الله توسلی در حال دفاع افتخارآمیز از خط و راه امام در هنگام سخن گفتن در مجمع تشخیص مصلحت نظام جان به جان آفرین سپرد و همه دوستان امام را به ماتم نشانید و البته رفتنش دل‌هایی از كینه‌توزان و عقده‌داران را شادمان ساخت تا بدان حد كه نتوانسته‌اند در نوشته‌های خویش با كنایه‌های طعنه‌آمیز از ابراز آن خودداری كنند. 

در این نوشته و با استناد به فرازهایی كوتاه از سخنان امام برآنم تا دلا‌یل ماندگاری و محبوبیت نام عزیز امام، مرحوم حاج ‌احمدآقا را در ذهن و خاطره ملت قدرشناس ایران بر شمارم و از علل كینه‌توزی‌ها و انگیزه حرمت‌شكنی‌ها و تهمت‌های مغرضان به اشارت پرده بردارم. ‌

یك نكته انحرافی بسیار مهم كه از سوی برخی محافل خاص در ادامه اهدافی كه از درج توهین و افتراء به فرزند یادگار امام در یكی از سایت‌های وابسته به همان محافل داشته‌اند و دامن ‌زده می‌شود این است كه اخیرا رسانه‌های این محافل در پوشش دفاع از قداست امام در تلا‌شند تا آینده كشور و جامعه را از بهره‌مندی از دانش و توانایی‌ها و شایستگی‌های ذاتی و اكتسابی یادگار امام و دیگر منسوبین ایشان محروم سازند. اینان با آگاهی كه از عمق علا‌قه‌مندی مردم ایران به امام و تداوم ‌دهندگان راه امام و مشعل‌داران بیت امام دارند با انگیزه‌هایی آشكار، درصدد القای این مطلب خلا‌ف واقعند كه موضع‌گیری و اظهارنظر یادگار امام و دیگر منسوبین در مسائل مهم نظام و انقلا‌ب و فعالیت اجتماعی و سیاسی مطلوب نیست و از آن مهم‌تر درصدد بیان این سخن كاملا‌ خلا‌ف مقصود امام هستند كه گویی امام خمینی منسوبین را از پذیرش مسوولیت‌های مهم برای خدمتگزاری به ملت ایران نهی كرده است.

این القائات انحرافی با ظاهری دلسوزانه و تحت‌عنوان اینكه این‌گونه فعالیت‌ها در عرصه مسائل سیاسی ایران مستلزم تحمل هزینه‌های سیاسی و به میدان آوردن حیثیت و اعتبار است پس چه بهتر كه برای حفظ قداست نام امام، منسوبین ایشان دم فروبندند و عرصه‌ها را به نفع دیگران خالی گذارند و خود كنج عزلت و انزوا گزیده و یا حداكثر به تعریف و تمجید شرایط موجود بپردازند و اما حقیقت چیز دیگری است. برای رفع شبهه از اذهانی كه ممكن است تحت تاثیر این القائات قرار بگیرند، یادآور می‌شوم منطق امام و وصایای ایشان بیگانه با چنین موضع و رویكردی است. 

شانه خالی كردن از پذیرش مسوولیت در نظام جمهوری اسلا‌می، از نظر امام خمینی خلا‌ف تكلیف است خصوصا اگر از ناحیه نزدیك‌ترین كسان ایشان باشد. به نظر اینجانب دست‌زدن به توهین و افترا و اصرار بر تداوم آن از ناحیه محافل مذكور و برخی سایت‌ها برای اثبات و ایجاد همان هزینه‌هاست! و پیام آن نیز این است كه هرگاه شما برخلا‌ف روند و تفسیرهای مطلوب این محافل موضع‌گیری كنید، هر چند كه مبتنی و مستند به عین وصیتنامه و سخنان امام باشد و هرگاه كه امكان حضور موثرتر شما در عرصه تصمیم‌گیری‌های نظام از سوی دوستان امام زمزمه شود، با همین هزینه‌ها مواجه خواهید شد. 

با شناختی كه از یادگار امام و دیگر منسوبین مقید به تداوم راه امام دارم قاطعانه عرض می‌كنم كه این‌گونه پیام‌ها با همه پیامدهای تخریبی و هزینه‌هایش اگر در نزد افراد ناآگاه ایجاد شبهه كند در اردوگاه آشنایان به خط و راه‌امام، خصوصا نزدیك‌ترین كسان به اندیشه و بیت امام كمترین تاثیری نخواهد داشت. اجازه دهید جواب این القائات را از متن وصیتنامه اخلا‌قی امام خطاب به یادگار عزیزش- رحمه‌الله علیهما- كه آویزه گوش جان او و دیگر منسوبین امام است، بدهم: <پسرم! گاهی می‌بینم از تهمت‌های ناروا و شایعه‌پراكنی‌های دروغین اظهار ناراحتی و نگرانی می‌كنی. اولا‌ باید بگویم تا زنده هستی و حركت می‌كنی و تو را منشا تاثیری بدانند انتقاد و تهمت و شایعه‌سازی علیه تو، اجتناب‌ناپذیر است، عقده‌ها زیاد و توقعات روزافزون و حسادت‌ها فراوان است. آن كسی كه فعالیت دارد گرچه صددرصد برای خدا باشد از گزند بدخواهان نمی‌تواند به دور باشد.> 

امام در ادامه با اشاره به وضعیت یكی از علمایی كه او را می‌شناخته است یاد می‌كند كه قبل از فعالیت موثر و تصدی مقامی از مقامات دنیوی مورد تكریم و تمجید همگان بود اما به محض پذیرش مسوولیت، آماج تهمت‌ها و افترائات مغرضین گردید <و مورد تهمت و اذیت شد و حسادتها و عقده‌ها به جوش آمد و تا در قید حیات بود این مسائل نیز بود.> امام خمینی بدینوسیله به فرزندشان یادآور می‌شود كه تحمل اینگونه دشواری‌ها لا‌زمه پیمودن راه خدا و نشانه تحرك و منشا اثر بودن فرد است. آنچه در منطق امام در چنین مسائلی مهم است تذكر این نكته است كه: <پسرم! مجاهده كن كه دل را به خدا بسپاری و موثری جز او ندانی.> 

امام خمینی در مكتوبی دیگر نكاتی تكان‌دهنده را متذكر می‌شوند كه گویی در آیینه نگاه تیزبین خویش مسائل پس از خود و مشابه آنچه در روزهای اخیر اتفاق افتاده است را به روشنی می‌دیده، می‌نویسند: <اینجانب هیچگاه میل نداشته و ندارم كه درباره نزدیكان خود سخنی بگویم یا دفاعی كنم لكن... احتمال قوی می‌دهم كه پس از من برای انتقامجویی از من به بعضی نزدیكان و دوستانم تهمت‌ها كه من آنها را ناروا می‌دانم بزنند و به آتشی كه باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند و اكنون در حیات من گفت‌وگوها و زمزمه‌هایی به گوش می‌خورد كه احتمال فوق را قوی‌تر می‌كند. لهذا من احساس وظیفه شرعیه نمودم برای رفع ظلم و تهمت نظر خود را نزد ملت عزیز اظهار كنم>. 

امام در ادامه مكتوب خویش (كه در همین ویژه‌نامه درج شده است) دردمندانه درباره صداقت، امانت، سلا‌مت كامل فكری و مالی یادگار خویش و حركت مستقیم او در خط اسلا‌م اصیل و رفع تهمت‌ها سخن می‌گویند و خطاب به فرزندشان می‌نویسند: <من امیدوارم كه احمد به خدای تبارك و تعالی اتكال نماید و از غیر او از هیچ‌كس نهراسد و در خدمت به خالق و خلق به واسطه تهمت‌ها و مخالفت‌ها به خود تزلزل و تردید راه ندهد.> 

نكته جالب‌توجهی كه در این نامه امام وجود دارد و پاسخی است به القائات دروغین اخیر، اینكه ایشان ضمن تذكر سفارشی كه مكرر به فرزندان و منسوبین خود كرده است كه از <قدم برداشتن برای تحصیل مقام> خودداری كنند، نه‌تنها ایشان را از شركت و فعالیت در عرصه‌های انقلا‌ب و نظام نهی نمی‌كنند بلكه با صراحت تاكید می‌كنند: <چون او را شخصی مفید برای انقلا‌ب می‌دانم امیدوارم در كار وفاداران به انقلا‌ب و متعهدان در راه اسلا‌م و هدف به خدمت هرچه بیشتر قیام كند و با برادران انقلا‌بی و ایمانی در خط انقلا‌ب و اسلا‌م كوشش كند و از هیچ خدمتی مضایقه ننماید و پاداش از هیچ مخلوقی نخواهد و خدمت را در راه كشور اسلا‌می و اهداف الهی خالصانه و برای رضای خالق جل‌وعلا‌ ادامه دهد.> ‌ 

پاسخ‌ صریح‌تر امام خط بطلا‌نی است بر وسوسه‌های شیطنت‌آمیز اخیر كسانی كه تحت‌لوای دفاع از امام به یادگار محبوب این خاندان توصیه می‌كنند كه از حق‌گویی و موضع‌گیری در مسائل اساسی نظام و فعالیت سیاسی و اجتماعی بپرهیزد. 

این كلا‌م روشن امام خمینی در نامه اخلا‌قی مفصل دیگری است كه خطاب به مرحوم حاج‌احمدآقا نوشته‌اند: <تو ای فرزندم! از جوانی خود استفاده كن و با یاد او- جل وعلا‌- و به محبت به او و رجوع به فطرت الله بزیست و عمر بگذران و این یاد محبوب هیچ منافات با فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی در خدمت به دین او و بندگان او ندارد بلكه تو را در راه او اعانت می‌كند.( >صحیفه امام، ج16، ص 207) امام در فرازی دیگر در همین نامه و با این مطلع كه: <وصیت من به تو ای فرزندم آن است كه مگذار خدای نخواسته فرصت از دستت برود.> ضمن تذكر نكاتی اخلا‌قی و لزوم تحمل ریاضت و جهاد با نفس، خطاب به ایشان و عموم ملت ایران می‌نویسند: <دخالت در امور سیاسی سالم و اجتماعی یك وظیفه است در این حكومت اسلا‌می و كمك به متصدیان امر و دولتمردان وفادار به جمهوری اسلا‌می نیز یك وظیفه اسلا‌می، انسانی، ملی است.> 

امام خمینی در یادداشتی دیگر جمله‌ای خطاب به فرزندشان دارند كه پوچ و خلا‌ف واقع بودن توصیه‌های به ظاهر دلسوزانه اخیر محافلی كه حضور موثر نزدیكان امام در مسائل نظام را برنمی‌تابند آشكار می‌سازند: <احمد بداند كسانی خصوصا مثل او كه در این امور اجتماعی یا سیاسی وارد می‌شوند مصون از افترا و ضربه نیستند و باید او حساب خود را با خدای قادر متعال درست كند و به ذات مقدسش اتكال نماید و از بشر ضعیف هراسی نداشته باشد كه مكاید بشری چون خود بشر زودگذر و فانی است.( >صحیفه امام، ج19، ص 107) ‌

آخرین فراز از سخنان صریح امام در این باب كه ثابت می‌كند برخلا‌ف القائات مغرضان، نه تنها ایشان یادگار خود- و به تبع آن دیگر منسوبین خود- را از پذیرش مسوولیت‌ها برای انجام خدمت به نظام و مردم نهی نكرده است بلكه بدان وصیت و سفارش نیز فرموده است. آنچه كه از دیدگاه امام منفی است تعلق به دنیا و مقامات دنیایی برای هواهای نفسانی است. امام در نوشته‌ای كوتاه و اخلا‌قی كه طی آن كتاب شریف آداب‌الصلوه را به فرزندشان هدیه كرده‌اند می‌نویسد: <فرزندم، پس از من ممكن است پیشنهاد خدمتی به تو شود، در صورتی كه قصدت خدمت به جمهوری اسلا‌می و اسلا‌م عزیز است رد مكن.( >صحیفه امام، ج19، ص 119.) اجازه دهید این مبحث را با كلا‌می صریح و دردناكانه از امام در وصیتی اخلا‌قی و سیاسی هفت صفحه‌ای، كه جا دارد پیروان امام به دقت تمام آن را (در صحیفه امام، ج 20، ص 442) بارها مطالعه كنند، حسن‌ختام می‌بخشم. 

امام در این فراز با اشاره به این واقعیت تلخ كه امواج تهمت‌ها و افترائات در حالی علیه فرزندش برخاسته است كه او در آن زمان در مشاغل رسمی نظام، سمتی نداشته است به بیان ریشه‌های واقعی این‌گونه اقدامات تخریبی پرداخته‌اند و می‌نویسند: <و اكنون وقت آن است كه وصیت و نصیحت پدرانه به احمد فرزند خود بكنم. پسرم! با آنكه در هیچ شغلی از شغل‌های سران اسلا‌می- ایدهم الله تعالی- وارد نیستی، این سیلی‌های طاقت‌فرسا را كه می‌خوری برای آن است كه فرزند منی و به حسب فرهنگ غرب و شرق باید من و هر كس به من نزدیك و به‌ویژه تو كه از هر كسی نزدیك‌تری مورد تهمت و آزار و افترا واقع شود. در حقیقت جرم تو این است كه فرزند منی و این در نظر آنان كم‌جرمی نیست، البته بالا‌تر از اینها هم باید بگویند و خواهند گفت و باید منتظر و مهیا باشی اما اگر ایمان وا عتقاد به حق‌تعالی داشته باشی و اعتماد به حكمت و رحمت بی‌پایان او بكنی، خواهی این تهمت‌ها و افتراها و آزارهای بی‌پایان را تحفه‌ای از دوست برای سركوب نفسانیات خود بدانی و ابتلا‌یی و امتحانی است الهی برای خالص كردن بندگان خود؛ پس سیلی‌ها را بخور و شكر خداوند را به‌جا آور كه چنین عنایتی فرموده و آرزوی بیشتر بكن. پسر عزیزم! بارها به من گفتی كه درباره تو صحبتی كه دال بر تبرئه تو از این تهمت‌هاست نكنم و این را برای اسلا‌م و مصلحت جمهوری اسلا‌می گفتی لكن من اگر در این ورقه برخلا‌ف آنچه گفتی درباره تو چیزی بگویم برای ادای تكلیف الهی است كه یك نفر مسلمان یا بنده خدا برای من مورد این همه تهمت و آزار باشد و من آنچه می‌دانم درباره او نگویم.> ‌

به راستی كه چه مثنوی‌های قطوری از رنج‌ها در سینه و دل دریایی امام وجود داشت كه آن حضرت صرفا برای ادای تكلیف و دین خویش و با دشواری هرچه تمام‌تر ناگزیر شده‌اند این كلمات را بر قلم جاری سازند و غمگنانه بنویسند: <خداوندا من با آنكه نمی‌خواهم از بستگانم چیزی كه بوی مدح و ثنا می‌دهد بگویم یا بنویسم، لكن تو می‌دانی كه ساكت ماندن در مقابل تهمت‌ها، جرم و گناه است.> و آنگاه خطاب به همه مغرضانی كه زخم‌های كهنه و عقده‌های وانشده خود را كه از روشنگری‌ها و قیام موفق امام بر دل داشته و آن را با رها ساختن تیر تهمت‌ها و افترا به نزدیكان امام التیام می‌بخشند و خطاب به همه نسل‌های بعد از خود چنین شهادت دهد كه: <والله علی كل ذلك شهید... اینجانب از دوستانی كه در دفتر هستند خلا‌فی كه موجب نارضایتی من باشد سراغ ندارم؛ اینان سابقه ممتد با من دارند و در بین آنها به آقای صانعی برای بستگی به من در طول زندگی من صدمات بسیار وارد شده است كه از خدای متعال برای همه اجر جزیل و صبر جمیل خواهانم.> و با تاسی به امام راحل- سلا‌م الله علیه- برای یكایك وفاداران واقعی به خط و راه امام و نزدیكان و منسوبان و اعضای دفتر حضرت امام و خصوصا برای عالم شجاع و حق‌گو، حضرت آیت‌الله توسلی كه آخرین نفس‌های عمرش را با قرائت سخنان دردمندانه و هشدارها و ادعاهای او به پایان رسانید، رحمت و صبر و اجر مسالت می‌كنیم. 

مطمئنا فرزند محبوب یادگار امام كه اینك به جای پدر باید سیلی ایستادگی بر دفاع از میراث گرانبهای معنوی امام را بخورد و به فرموده‌امام بزرگوار، شكر نعمت به جای آورد و بر اهدافش استقامت ورزد و مهیای رنج‌های بیشتر باشد، جز این راه را نخواهد پیمود و همین استقامت‌ها و تحمل‌ها و بر دوش كشیدن رسالت‌ها است كه راز محبوبیت و ماندگاری امام و یادگاران امام بوده و خواهد بود. ‌

باید اشارتی نیز داشته باشیم به پاسخ استدلا‌لی سخیف و سفسطه ‌گونه از گردانندگان توهین‌ها و مسائل اخیر كه به‌عنوان مستند توصیه به اصطلا‌ح دلسوزانه خویش در كنار كشیدن منسوبان امام و نزدیكان امام از عرصه فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی، بدان پرداخته‌اند و آن استناد به مخالفت حضرت امام با پیشنهاد پست نخست‌وزیری یادگار ایشان كه از سوی بنی‌صدر مطرح شده بود می‌باشد. غافل از آنكه حافظه تاریخی ملت ایران بسیار هوشمند است و مراقبین و شاهدان نیز فراوان. 

امام خمینی پیشنهاد سالوسانه بنی‌صدر را در شرایطی رد كردند كه شخصیت و ناسازگاری بنی‌صدر در عمل به قانون اساسی و پیمودن اهداف انقلا‌ب و برملا‌ شدن مقاصدش از معرفی افراد كابینه و مخالفت‌های جدی نیروهای خط امام در مجلس بدان پایه رسیده بود كه تنها دو روز قبل از همین ابراز مخالفت، امام در سخنرانی عمومی خویش فرمودند: <این اشخاصی كه انقلا‌بی نیستند باید در راس وزارتخانه‌ها نباشند و آقای بنی‌صدر باید امثال اینها را معرفی به مجلس نكند و اگر كرد، مجلس رد بكند و هیچ اعتنا نكند الا‌ اینكه وزیری باشد كه كارآمد باشد. اسلا‌می باشد. مسامحه كار نباشد.> امام در این سخنرانی باتوجه به رو شدن نیات بنی‌صدر حركت گسترده و خزنده‌ای كه با حمایت منافقین و اعضای لا‌ئیك جبهه ملی و گردآمدگان در دفتر همكاری‌های رئیس‌جمهور آغاز كرده بود و با توجه به خوی دیكتاتورمنشانه بنی‌صدر هشدار می‌دهند كه <اگر بنا باشد این‌طوری باشد، باید عزای اصل جمهوری را بگیریم، عزای اصل همه مسائل را بگیریم( >صحیفه امام، ج 13، ص 52.) 

دقیقا در چنین فضایی است كه روز بعد بنی‌صدر رندانه پیشنهاد مذكور را طی نامه‌ای (یك مرداد 1359) به امام می‌دهد به قصد آنكه به اصطلا‌ح مشكل را به میدان حریف منتقل كند و عملا‌ آنچه را كه در سر می‌پروراند و به فاصله اندكی بعد از همین تاریخ به روشی دیگر برملا‌ كرد یعنی تلا‌ش برای به دست گرفتن تمامی اختیارات كشور و تغییر موازنه قوا در قانون اساسی و تبدیل مجلسی كه امام آن را عصاره فضایل ملت و خانه ملت و در راس امور مظهر تجلی اراده ملت می‌نامید به مجلسی دست نشانده رئیس‌جمهور، عملی سازد.

موافقت امام و یادگار امام با این پیشنهاد به معنای آن بود كه اولین نخست‌وزیر جمهوری اسلا‌می برخلا‌ف قانون اساسی و برخلا‌ف فرهنگی كه امام از آن دفاع می‌كرد منصوب امام باشد نه منتخب نمایندگان ملت. هرچند كه در آن شرایط قطعا در صورت موافقت امام، مجلس قاطعانه حمایت می‌كرد اما چنین برخوردهایی اساسا در فرهنگ امام خمینی(ره) هیچ جایگاهی نداشت ضمن آنكه دسیسه طراحی شده در تشكیلا‌ت بنی‌صدر نیز با مخالفت امام خنثی شد كه درصدد بودند تا در صورت موافقت با این پیشنهاد عملا‌ منازعه قدرت‌طلبی‌های بنی‌صدر را به جای مجلس و خانه ملت در مواجهه با امام و بیت امام قرار دهند. 

بنابراین پاسخ امام كه فرمودند <بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدی این امور شوند> دقیقا پاسخ به این پیشنهاد ریاكارانه و برنامه‌ریزی شده بنی‌صدر بود و عبارت <این امور> نیز اشاره به بنای كجی بود كه بنی‌صدر مصرانه و برای تضعیف جمهوریت نظام و خارج ساختن اركان متوازن‌كننده قدرت در حاكمیت نظام از صحنه را در سر می‌پروراند. كمترین تردیدی وجود ندارد كه حتی اگر امام خمینی(ره) نیز سكوت می‌كردند، یادگار امام هیچ‌گاه این پیشنهاد را نمی‌پذیرفت زیرا از چنان كیاست و هوشمندی برخوردار بود كه اینگونه پیشنهادات را خلا‌ف مصالح انقلا‌ب در آن برهه حساس بداند. یادگار امام همانگونه كه با تمام وجودش آن را اثبات كرد، خود را وقف امام كردن و در كنار امام بودن و متصدی دفتری كه اساس سكان هدایت كشتی انقلا‌ب را در آن ایام بحرانی و توفان‌های سهمگین در اختیار داشت بر هر امر دیگری ترجیح می‌داد. 

اثبات برداشت اینجانب از پاسخ حضرت امام علا‌وه بر استناد به دیگر فرازها از سخنان صریح امام- كه نقل شد- به همین نوشته كوتاه دو سطری امام است كه خطاب به بنی‌صدر می‌نویسند: <احمد، خدمتگزار ملت است و در این مرحله با آزادی، بهتر می‌تواند خدمت كند.> توجه به قید <در این مرحله> كه اشاره به ضرورت‌ها و اقتضائات آن روز انقلا‌ب و مرحله آغازین تشكیل نخستین كابینه رسمی نظام می‌باشد خود گویای مقصود و منظور امام است و اتفاقا همین قید آشكارا بطلا‌ن استدلا‌ل كسانی را كه پذیرش مسوولیت و فعالیت سیاسی و اجتماعی را برای منسوبین امام منهی می‌دانند نفی می‌كند.

هرچند كه نص وصایای امام به منسوبین بر وجوب شركت در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و عدم رد پیشنهاد قرار گرفتن در مسند خدمت به مردم و نظام اسلا‌می كه نمونه‌هایی از آن نقل شد آشكارا در اثبات آنچه كه بیان نمودم كافی است. ‌

نوشته حاضر را با بیان حقیقتی كه خدای متعال بر آن شاهد و گواه است به پایان می‌برم. صداقت و امانتداری كه شرط خدمت در موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) است ایجاب می‌كند كه اعتراف كنم برای اولین بار است كه نوشته‌ای مرتبط با منسوبین و خصوصا یادگار امام و فرزند عزیز ایشان را در نشریه موسسه درج می‌كنم و آن را به رویت و ملا‌حظه تولیت محترم موسسه نرسانده‌ام. دلیل آن نیز احتمال زیاد منع از درج آن بود خصوصا آنكه در پیامشان خواستار عدم ابراز واكنش به فضاهای اخیر شده‌اند. اما به حسب وظیفه‌ای كه در دفاع از مواضع امام احساس می‌كنم خصوصا اینكه از ناحیه عدم بیان عین فرمایشات امام در این‌باره احتمال تاثیر شبهه‌ها و صدمه به حقانیت و اصالت اندیشه امام بسیار زیاد می‌باشد، جسارت كرده و مطالب مذكور را بدون اذن ایشان نوشته‌ام، امیدوارم كه این جسارت را بر برادر كوچكشان ببخشایند و اگر مستحق مواخذه‌ام، مهیای آنم و خطاب به روح مطهر یادگار امام كه اینك در ملكوت الهی در جوار پدر در محضر حضرت حق جل‌وعلا‌ می‌باشند نیز عرض می‌كنم در ذیل یكی از همین نوشته‌های دردمندانه حضرت امام درباره شما (صحیفه امام، ج 17، ص 93)، به اینجانب مرقوم فرمودید كه حساب مغرضین و افترازنندگان را به خدا واگذار كرده‌اید و چون مطلب در دفاع از شما نوشته شده است آن را منتشر نسازیم تا همچنان رنج‌ها و رازهای ناگفته‌تان محفوظ بماند. تا در قید حیات بودید به عهد خود وفا كردم، اما در زمان انتشار صحیفه امام كه متاسفانه به پس از رحلت شما انجامید به دلیل حقایقی كه در كلا‌م امام بود و اینكه آن را خطاب به مردم و به‌عنوان ادای تكلیف نوشته‌اند، عدم انتشار آن را جفای به تاریخ انقلا‌ب دانستیم و عرض آخر اینكه: عزیز امام <ما را دلی است كز تو بریدن نمی‌توان>. حشرك الله مع‌الا‌مام و مع‌اولیائه المعصومین (ع)

نویسنده: حمید انصاری، قائم‌مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
توضیح نویسنده: این مقاله نخستین‌بار در روزنامه اعتمادملی تاریخ 23/12/86 به چاپ رسیده است.

کد مطلب : 1879
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ