1-دلايل متعددي براي بي اعتبارشدن گفتمان اصلاح طلبان نزد توده هاي مردم، قابل برشماري است. اين روزها كه تشتت و اختلاف بر سر كرسي قدرت در جبهه اصلاح طلبان به اوج خود رسيده است، تلاش رقباي اصلاح طلب براي بازيابي هويت خويش با هزينه تخريب رقباي هم مسلك آنها روبرو بوده است و اين دست خودزني هاي سياسي بر فراخ دامنگي بي اعتباري مدعيان اصلاح طلبي نزد مردم افزوده است. پرده افكني هاي طيف ميانه رو اصلاح طلب از شالوده شكني هاي بي مهار تندروهاي جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين علاوه بر آن كه مهر تاييدي بر سلوك سياسي معارض آنان با نظام اسلامي دارد، پرده از تماميت خواهي و استيلاطلبي اين طيف در ميان اصلاح طلبان برمي دارد. قطع نظر از تنازعات اخير رخ داده در جرگه اصلاح طلبان وجود يك واقعيت در اين گفتمان محسوس است. سال ها قبل در طليعه دميدن بخت دولت اصلاح طلب محوري ترين سياست اصولي و راهبردي اعلام شده به مردم از سوي اصلاح طلبان، «توسعه سياسي»، «كرامت انساني»، «دفاع از حقوق بشر» و «نهادينه سازي دموكراسي» بود. درست در همان مقطع زماني بود كه رشد چشمگير تورم و كاهش قدرت خريد مردم، هزينه هاي كمرشكني را بر توده هاي ضعيف جامعه تحميل نمود. از سويي ضعف مديريتي اصلاح طلبان، فساد گسترده اي را در سيستم اداري كشور بوجود آورده و موجبات گسترده شدن نارضايتي هاي ملت را باعث شد. تعميق شكاف طبقاتي ميان اقشار فقير و غني و آشكار شدن نمادهاي اين تبعيض در كوچه و بازار شهر، حاصل بي توجهي سياست مداران اصلاح طلب به اصلي ترين دغدغه ملت بود. و اينها همه در حالي بر پيكره انقلاب نقشي ناهمگون را مي نگاشتند كه از تريبون اصلاح طلبان همچنان تاكيد بر اصول سابقا مطرح شده شنيده مي شد. بي مهري هاي دولت اصلاح طلب به مطالبات حقيقي مردم تا آنجا پيش رفت كه رهبر معظم انقلاب در نهيبي آشكار به دولتمردان فرمودند كه از فقر و فساد و تبعيض موجود در جامعه نبايستي غافل شد و اصلاحات حقيقي در اين معضلات بايستي صورت گيرد. با اين همه، سلوك سياسي احزاب اصلاح طلب همچنان بر مدار بي اعتنايي به نيازهاي توده ملت و دلسوزان انقلاب و رقابت هاي قدرت طلبانه درون جبهه اصلاحات قرار داشت، اتمام اين سير باطل با پايان جلوس اصلاح طلبان بر كرسي دولت توام شد.
2- پيروزي اصولگرايان در تيرماه سال هشتاد و چهار علاوه بر عوارض پرهزينه اي كه بر طيف اصلاح طلب وارد آورد حامل تجربيات ذي قيمتي هم براي ايشان بود. از جمله آن كه هوشمندان اصلاح طلب اين نكته حياتي را فهم كردند كه جز با درك زبان ملت نمي توان، بهاي اعتماد آنان را پرداخت و اگر دولتي با گفتمان امام پس از هشت سال رواج ادبيات اصلاح طلبانه به انتخاب مردم درآمده است پيامي جز ناكارآمدي و عدم مطلوبيت سياست هاي توسعه محور اصلاح طلبان نداشته است.
قرارگرفتن اصلاح طلبان در موقعيتي كه پايگاه اجتماعي آنها به شدت تضعيف شده و پايه هاي مشروعيت خويش را متزلزل مي يافتند تلاش آنان را بر آن داشت تا با اتخاذ رويكردي جديد در جهت پركردن شكاف پديد آمده با توده هاي اجتماعي، بحران منزلت خويش را التيام بخشند. اين رويكرد با تغيير راهبردهاي جبهه اصلاحات در قالب يك چرخش استراتژيك رخ نمود. اصلاح طلباني كه تا ديروز مردم را لشگر قابلمه به دست دانسته و فقر معيشتي و شكاف طبقاتي را محصول فقدان توسعه سياسي مي دانستند ناگهان در انتخابات مجلس هشتم شعارهاي معيشتي و رفاهي را درصدر فهرست اهداف نامزدهاي انتخاباتي خود قرار دادند. دغدغه نان، مسكن و رفاه براي مردم تا آن جا پيش رفت كه حتي برخي فعالين اپوزيسيون اعلام داشتند اولين بخش از حقوق بشر، مساله نان مردم است! وي در ادامه تصريح مي دارد: «بنده فكر مي كنم راه دموكراسي و حقوق بشر در ايران قطعا از رفاه اجتماعي و تامين نيازهاي اوليه زندگي (در حد متوسط) مي گذرد.»
(سايه حقوق بشر بر ايران، رضا عليجاني، سايت ادوارنيوز،
86.12.3)
ساده انديشانه ترين تحليل آن است كه چرخش آشكار استراتژيك در مواضع اصلاح طلبان را ناشي از تنبه و عقبگرد در سياست هاي اشتباه سابق آنها بدانيم. تلاش اين طيف بر آن است تا به هر قيمتي- حتي بكارگيري سياست هاي عوامفريبانه- فرصت از دست رفته حضور در كابينه را بازيابند و روحي در كالبد نيمه جان اصلاحات بدمند.
جالب آن كه هوشمندي مردم در انتخابات مجلس هشتم، براي چندمين بار بر سياست هاي غيرصادقانه اصلاح طلبان دست رد زده و احزاب دوم خردادي از تغيير مشي خود طرفي نبستند.
نویسنده: محمد عبداللهي
خبر ویژه
همين جاست كه نگراني عود مي كند
روزنامه کیهان-24 مهر 87
همزمان با تظاهر سران جريان افراطي به بي اعتنايي نسبت به اعلام نامزدي كروبي در انتخابات رياست جمهوري، نيروهاي ميداني اين جريان فحاشي و فشار براي انصراف وي را از سر گرفته اند.
در اين باره «فرهاد- ر» كه مشتركاً با نشريات زنجيره اي و سايت هاي ضد انقلابي مديريت شده از خارج كشور همكاري مي كند، در مطلبي با عنوان «مجنون قدرت پشت فرمان نشست»، به پرخاش عليه دبيركل اعتماد ملي پرداخت و نوشت: كروبي بايد درك كند كه چقدر وزن دارد و تلاشش بيهوده كاري است. آن چه مرا نگران مي كند، متقاعد كردن كروبي است. چگونه مي توان اين شيخ را راضي كرد كه اثرگذار نيست و وجهه اي ندارد. او با تعداد آرايي كه در دوره قبل با ترفند 50هزار توماني جمع كرد، متوهم شده كه رأي دارد.
وي با بيان اين كه كروبي بايد از توهم بيرون آيد مي افزايد: اما كو گوش شنوا و همين جاست كه نگراني عود مي كند كه مبادا با نزاع پيش آمده، جبهه اصلاح طلبان از نفس بيفتد. كروبي تأييد كرده كه شوراي حكميت را قبول دارد اما در اصل پيشنهاد او ترفندي بيش نيست وقتي كه مي گويد نظرسنجي ده شاهي هم نمي ارزد... با اين اعلام رسمي كروبي، اصطكاك طيف اصلاح طلب با حزب قدرت طلب(اعتماد ملي) بيشتر خواهد شد.
از سوي ديگر سايت اينترنتي «اصلاحات» كروبي را چهره شاخص جريان اصلاح طلبي كه حق بزرگي بر گردن اين جريان در نامزدي خاتمي كه سال 76 و حمايت هاي بعدي از اصلاح طلبان دارد معرفي كرد اما بلافاصله نامزدي وي را اشتباه دانست و كروبي را عامل كنار زدن بخشي تأثيرگذار از اصلاح طلبان از عرصه قدرت و حكمراني معرفي كرد.
اصلاحات همچنين نوشت: آقاي كروبي ديگر آن كروبي انتخابات قبلي و آن شيخ شجاع جريان اصلاحات نيست. امروز اصلاح طلبان نسبت به جايگاه وي در جريان اصلاح طلبي دچار ترديد شده اند و ديگر حاضر نيستند زير علم وي سينه بزنند.
اصلاحات اضافه مي كند: بسياري از مردم از اقدامات اصلاح طلبان نااميد شده اند و كروبي 71ساله نبايد خود را با باراك اوباماي 46 ساله طرفدار تغيير مقايسه كند. آقاي كروبي به خوبي مي دانند كه شترسواري دولا دولا نمي شود و بايد صراحتاً بگويد چه چيزي را مي خواهد تغيير دهند.
اين سايت نزديك به افراطيون در پايان دغدغه اصلي خود را آشكار كرده و مي نويسد: نامزدي كروبي شانس نامزدي خاتمي را كم كرده و كسي هم باور نمي كند كروبي و خاتمي توافق كرده باشند كه هر دو بيايند تا بعداً محبوب ترين با نظرسنجي مشخص شود. از اين رو نامزدي كروبي، نامزدي خاتمي را با چالشي جدي مواجه كرده و در اين باره ديگر نمي شود تعارف كرد وگرنه خيلي زود بايد با انتخابات خداحافظي كرد. مگر اين كه واقعاً خاتمي بيايد و كروبي هم به نفع او كنار بكشد كه اين هم بعيد به نظر مي رسد.
کد مطلب : 7873