چهارمين و شايد آخرين سفر محمود احمدينژاد به نيويورك درحالي به پايان رسيد كه ياران نزديك او به همراه رسميترين سخنگوي مكتوب دولت تلاش گستردهاي را آغاز كردهاند تا وجود دستاوردهاي مشعشع در اين سفر را به اثبات برسانند.
البته به نظر ميرسد در خارج از چارچوب دولت، نگاههاي ديگري به اين سفر وجود دارد. در عين حال لزوم پشتيباني از نماينده ملت ايران در برابر جهانيان، بسياري از منتقدان را تشويق كرده و ميكند كه به جاي بيان انتقادات و سوال از دستاوردهاي واقعي سفر، خويشتنداري به خرج دهند و سكوت پيشه سازند. اما ظاهراً اين سكوت، موجب توهماتي براي رسانه مكتوب دولت شده است. اين روزنامه ديروز به انتقاد شديد از رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پرداخته كه <چرا بخشي از خطبه نماز جمعه روز قدس را به تشريح دستاوردهاي سفر احمدينژاد به نيويورك اختصاص نداده است؟>
ارگان مطبوعاتي دولت، عدم تمجيد هاشمي رفسنجاني از نتايج سفر رئيس جمهور و نطق او در سازمان ملل را معادل <محروم ساختن مردم از حق خود> دانسته است. اين موضعگيري نشان مي دهد كه سكوت ساير افراد و رسانهها و عدم طرح انتقادات احتمالي از اين سفر، ممكن است نشانه رضايت از سفر يا دليلي بر حسادت نسبت به موفقيتهاي دولت تلقي شود! پس بهتر است همه رسانهها با كنار گذاردن هرگونه رودربايستي به تحليل اين سفر و نتايج آن بپردازند. رسانههاي حامي دولت لابد از قول برخي اعضاي ثابت اين سفرها به تمجيد از آن خواهند پرداخت. آنها حتي ميتوانند خوشحالي ايرانيان مــقيم آمريكا از حضور غيرمترقبه مشاور ارشد رئيسجمهور را يكي از پديدههاي اين سفر بدانند. اين گروه از رسانهها چون معتقدند مردم حق داشتند كه از تريبون نماز جمعه هم نتايج سفر اخير را بشنوند ، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام را مورد انتقاد قرار ميدهند كه چرا مردم را از اين حق محروم ساخته است. پس حتماً اين حق را نيز براي مردم قائل هستند كه از برخي زواياي ديگر سفر و كاستيهاي آن مطلع شوند كه اين يادداشت به بعضي ازآنها خواهد پرداخت.
در چند سال اخير، يكي از مهم ترين چالشهاي ايران، پرونده هستهاي بوده است. حوادث مرتبط با اين پرونده، از يك سو به دليل دستاوردهايي كه فعاليت صلح آميز هستهاي براي كشورمان دارد مورد توجه دوستان و دشمنان است و از سوي ديگر، فشارهاي ناجوانمردانهاي كه به بهانه فعاليتهاي هستهاي بر ايران تحميل شده است در شئون مختلف زندگي مردم قابل مشاهده استو لذا انتظار ميرفت كه مهمترين بخش از سخنراني رئيس جمهور ايران و نخستين قسمت از اين سخنراني به تشريح روند چندين ساله فعاليت هستهاي و بازيگريهاي مخالفان ايران اختصاص يابد و با سخني نو، براي خنثي سازي اقدامات مخالفان ايران تلاش شود. اما در اين سخنراني هم ، رئيس جمهور ايران بيش از هر چيز در نقش يك ناصح جهاني ظاهر شد كه مسائل مرتبط با ايران هم در مراتب بعد از برخي مسائل ديگر، مورد توجه او قرار گرفته بود! از سوي ديگر به نظر ميرسدسخنرانيهاي حاشيهاي و گفتگوهاي رسانهاي رئيسجمهور نيز آنگونه كه انتظار ميرفت نتوانست حقانيت ايران را در برابر موج تبليغاتي دشمنان ايران به خوبي آشكار سازد. به عبارت ديگر، بسياري از اظهارنظرهاي دكتر احمدي نژاد به جاي آنكه متناسب با استانداردها و درك مخاطبان غيرايراني و افكار عمومي جهانيان باشد در راستاي همان تبليغاتي بود كه در داخل كشور صورت ميگيرد و يكي از مهم ترين زواياي آن، اثبات برتري ديپلماسي هستهاي دولت نهم نسبت به دولت هاي پيشين مي باشد. در گفتگوي رئيس جمهور با تعدادي از رسانهها، يك خبرنگار سالخورده در مورد وجود اجماع جهاني در برابر برنامه هسته اي ايران سوال كرد. البته ادعاي اجماع جهاني عليه ايران، موضوعي نيست كه به راحتي قابل اثبات باشد اما به نظر مي رسد اثبات آنچه توسط احمدي نژاد مطرح گرديد نيز چندان ساده نيست . او با رد ادعاي اجماع جهاني عليه ايران، حمايت 118 كشور عضو جنبش عدم تعهد، پنجاه و هشت كـشـور عـضو سازمان كنفرانس اسلامي، اعضاي گروه 15 و اعضاي گروه < دي هشت > از ايران را مورد اشاره قرار داد و نهايتاً اعلام كرد تنها چند كشور معدود با فعاليت هسته اي ايران مخالفت مي كنند و نام خود را جامعه جهاني گذاشته اند. اين در حالي است كه اولا تعدادي از كشورها در همه اين گروه ها عضويت دارند و نبايد به گونه اي سخن گفت كه گويي 199 كشور از ايران حمايت مي كنند. ثانياً در ميان اعضاي 18 گانه گروه 15، كشورهايي مانند آرژانتين يافت مـي شـونـد كـه رئـيس جمهور آن چند ساعت قبل از دكتر احمدي نژاد، در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني كرد و اتهامات سنگيني را متوجه ايران نمود . اندونزي هم كشوري است كه در چهار مجمع فوق عضويت دارد و همين ديروز به قطعنامه چهارم شوراي امنيت عليه ايران راي مثبت داد تا راي ممتنع خود به قطعنامه سوم را خنثي كند! هند به عنوان عضو موثر جنبش عدم تعهد و گروه 15، تاكنون بالاترين سطح همكاري هاي ضد ايراني را در شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي به نمايش گذاشته است . قطر هم به عنوان عضو سازمان كنفرانس اسلامي، در زماني كه عضو شوراي امنيت بود بدون هيچگونه تاملي به قطعنامه ضد ايراني راي داد . تعداد ديگري از اعضاي سازمان كنفرانس اسلامي از جمله مصر كه در جنبش عدم تعهد و گروه دي هشت عضويت دارند نيز در حاشيه ا جلاس اخير مجمع عمومي سازمان ملل، پاي بيانيهاي را امضا كــردنـد كـه تكرار خواستههاي آمريكا و همپيمانان آن كشور در برابر فعاليتهاي هستهاي ايران بود.
البته كثرت مخالفان ايران، دليل حقانيت آنان نيست و حتي نميتواند موفقيت آنها را براي عقبنشاندن ايران از حقوق هستهاي خود، تضمين كند. اما ارائه هر نوع اطلاعات غير دقيق توسط عاليترين مقام اجرايي ايران، هم ميتواند افكار عمومي جهانيان را نسبت به شفافيت مواضع ايران مردد سازد و هم باعث خواهد شد كه دوستان، رقبا و دشمنان ايران بسياري از مواضع مسئولان ايراني را جدي نگيرند و به آنها به چشم تبليغات داخلي نگاه كنند.
ضعف ديگري كه در برنامهريزي سفر فشرده رئيس جمهور به آمريكا وجود داشت عدم برنامهريزي براي مذاكره با سران كشورهاي موثر و قدرتمند اقتصادي و سياسي بود. براي نگارنده مشخص نيست كه آيا از سوي ايران در اين زمينه تلاش خاصي صورت گرفته بود تا در جريان سفر احمدي نژاد به نيويورك ملاقاتهايي با سران بعضي كشورهاي موثر صورت گيرد يا نه؟ همچنين از درخواست متقابل سران كشورها براي ديدار با رئيس جمهور ايران، اطلاع دقيقي در دسـت نـيـسـت امـا بـا قـاطعيت ميتوان گفت سامان دادن ملاقاتهاي ديپلماتيك، منافع بيشتري براي كشورمان داشت تا ملاقات تكراري با چند چهره يهودي كه حتي اثرگذاري آنها بر جامعه يهوديان آمريكا مورد ترديد است. علاوه بر نكات فوق، اين سوال عمومي نيز مطرح است كه اين سفر كدام دستاورد مهم را براي كشورمان داشت كه اگر سفر انجام نميشد، ملت ايران از آن محروم ميشدند؟ روزنامهنگاران حامي دولت كه نگران عدم اطلاع رساني هاشمي رفسنجاني نسبت به سفر اخير احمدي نژاد هستند و اين اقدام او را <محروم ساختن ملت از يك حق> ميدانند با پاسخگويي به اين سوالات و ابهامات، ثابت خواهند كرد كه خودشان به هيچ قيمتي مردم را از حق <اطلاع> محروم نخواهند كرد.
کد مطلب : 7378