شهابنیوز ـ على اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتى محمود احمدینژاد از مدتى پيش در وبلاگ شخصى خود به بيان ديدگاههايش در زمينههاى مختلف سياسى و اجتماعى مى پردازد و البته دیدگاهها و نظرات بازدیدکنندگان سایت را نیز منتشر میکند.
به گزارش شهابنیوز، از چندی قبل، فردی که خود را عضو «گروه فارسى ديجيتال از وزارت امور خارجه آمريكا» معرفى و اعلام کرده است که ماموریت دارد سیاستها و ديدگاههاى دولت آمريكا در ارتباط با ايران را برای مخاطبان فارسی زبان مطرح نماید؛ مطالبی تندی را در انتقاد از سیاستهای جمهوری اسلامی و دفاع از اقدامات دولت آمریکا برای وبسایت جوانفکر ارسال کرده است. جوانفکر نیز با انتشار این مطالب پاسخهای خود را در ذیل نظرات طرف آمریکایی منتشر کرده؛ امری که در عمل باعث شکلگیری نوعی مناظره اینترنتی شده است.
روزنامه ایران در شماره چهارشنبه خود در اقدامی جالبتوجه بخشی از نظرات طرف آمریکایی و پاسخهای گاه تند و تیز جوانفکر را تحت عنوان «مناظره اینترنتی» منتشر کرده است. با توجه به جذابیت مباحث مطرح شده، شهابنیوز نیز بخشی از این مناظره را منتشر میکند.
گفتنی است طرف آمریکایی مناظره با جوانفکر خود را این گونه معرفی کرده است: «من عضو گروه فارسى ديجيتال هستم كه يك نهاد وابسته به وزارت امور خارجه امريكاست و به درج ديدگاههاى دولت آمريكا مى پردازد. هدف ما ايجاد ارتباط با مردم ايران و داشتن يك گفت وگوى بى پرده و پاسخ دادن به پرسش ها درباره سياست خارجى امريكا مى باشد».
وزارت امور خارجه ايالات متحده آمريكا:
جناب آقاى جوانفكر، اميدوارم كه بتوانيم يك گفت و گوى سازنده بر اساس حقايق داشته باشيم. هركسى كه به وضع اقتصاد ايران نگاهى بيفكند و به بحثهايى كه در داخل ايران پيرامون اقتصاد جريان دارد توجه كند، در مى يابد كه دولت ايران در نتيجه سياستهاى غلطى كه در حال حاضر پيرامون مسئله هسته اى دنبال مى كند، هزينه سنگينى را متوجه مردم خود ساخته است. براى نمونه تورم بسيار سريع در اقتصاد ايران. اقتصادى كه توانايى جذب سرمايه در بخش نفت و گاز را ندارد. ما شاهد هستيم كه دولت ايران نمى تواند آزادانه به نظام مالى جهانى دسترسى داشته باشد. اين كه منابع سوخت هر از گاهى جيره بندى مى شود همه نشانههاى اقتصادى است كه به مشكلات جدى برخورده - هم به خاطر قطعنامههاى شوراى امنيت و هم به خاطر اثرات متوازى اين قطعنامهها. براى نمونه تصميم آلمان براى كاستن يا عقب نشينى از گشايش اعتبار جهت صادرات و صرف نظر ژاپن از سرمايه گذارى در ميدانهاى نفت و گاز آزادگان. پيشنهاد ارائه شده از سوى جامعه جهانى اين نكته را روشن مى سازد كه از ناحيه ايرانى كه به مسئوليتهاى خود در قبال جامعه بين المللى عمل كند، منافع عمده اى متوجه مردم ايران مى شود. ايران همواره خواستار آن بوده كه حقوقش به نحو مطلوبى رعايت شود. احترام جهانى را با بودن شريكى مسئول در جامعه جهانى مى توان كسب كرد و موضع مشترك ما همواره اين بوده كه مادام كه ايران به مسئوليتهاى خود در قبال جامعه جهانى عمل كند، خواهد توانست مناسبات ثمر بخش تر و مثبت ترى با آن جامعه داشته باشد.
پاسخ جوانفكر به وزارت آمور خارجه امريكا
ادعاهاى شما در مورد وضعيت اقتصادى ايران مبتنى بر اطلاعات غلط و نتيجه گيرىهاى نامربوط است. به رغم تصورات ذهنى نادرست شما و برخلاف ميل دولت امريكا، سياستهاى هوشمندانه دولت ايران موجب تقويت بنيههاى اقتصادى ايران شده و پيشرفتهاى بزرگى در عرصههاى مختلف براى ملت ايران به ارمغان آورده است كه صد البته دشمنان ملت ايران قدرت درك و فهم آن را ندارند.
دنياى امروز پيوسته در حال تغيير و تحول است و سرعت تحولات نيز بسيار زياد به نظر مى رسد. در حال سپرى كردن آخرين سالهاى دهه اول قرن بيست و يكم هستيم اما مواضع دولت امريكا و ادبيات سياسى مقامات اين كشور، آشكارا نشان مى دهد كه آنها از حركت زمان عقب افتاده اند و همچنان با ادبيات قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم با دنيا سخن مى گويند.
جامعه جهانى يك جامعه بزرگ و مركب از دهها كشور و يك جمعيت هفت ميليارد نفرى است. بنابراين ادعاى دولت امريكا و معدود همپيمانان او كه خود را به مثابه جامعه جهانى قلمداد مى كنند، حاكى از غرور، نخوت و روحيه استكبارى است كه در دنياى امروز خريدارى ندارد و حاصل آن چيزى جز تنفر و پايدارى ملتها در برابر مستكبران نيست.
در دنياى امروز راههاى بسيارى براى خنثى كردن تلاشهاى كينه توزانه دولت امريكا وجود دارد و با استفاده از تجربيات گذشته، راه برون رفت ازشرايط تحميلى نظام سلطه را پيدا مى كنيم و بهتر است شما نگران وضع مردم امريكا و بويژه سيلزدگان و آسيب ديدگان از طوفان در نئواورلئان باشيد كه هر روز بيش از گذشته دچار مشكلات مى شوند.
ملت ايران در حال دستيابى به همه ظرفيتهاى ممكن در انرژى صلح آميز هسته اى است و براى حقوق هسته اى خود نيز آماده پرداخت هزينه است هرچند كه دولت ايران اين هزينه را با تصميمات خود به حداقل خواهد رساند.
وزارت امور خارجه ايالات متحده امريكا
در ابتدا بايد بگويم از اينكه كامنت من را چاپ كرديد و به آن پاسخ داديد بسيار خشنود شدم و با اين كارتان راه را براى گفت و گو هموار كرده ايد كه اميدواريم سازنده باشد.
در مورد شرايط اقتصاد ايران شما گفته بوديد «سياستهاى هوشمندانه دولت ايران موجب تقويت بنيههاى اقتصادى ايران شده و پيشرفتهاى بزرگى در عرصههاى مختلف براى ملت ايران به ارمغان آمده است كه صد البته دشمنان ملت ايران قدرت درك و فهم آن را ندارند.» اى كاش كمى وارد جزئيات مى شديد و توضيح مى داديد كه اين پيشرفتها چه بوده اند. چگونه است كه ايران با داشتن منابع طبيعى عظيم و جمعيت تحصيلكرده اش ۸۵درصد از درآمدش از منابع نفتى تأمين مى شود. اگر منظورتان از پيشرفتهاى بزرگ درصد بيكارى ۲ رقمى، تورم بسيار بالا و جيره بندى منابع سوخت است، در اين صورت حق با شماست كه قدرت درك و فهمش براى ما سخت است، چون از ديد ما اينها علائم يك اقتصاد سالم نيست.
همينطور حق با شماست كه مى گوييد جامعه جهانى تنها در ايالات متحده و هم پيمانان ما خلاصه نمى شود. جامعه جهانى شامل شوراى امنيت سازمان ملل نيز هست كه پيرامون برنامه هسته اى ايران بدون هيچ رأى مخالف سه بار قطعنامه صادر كرده است. شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى نيز شامل جامعه جهانى است كه بيانيههاى زيادى درباره برنامه هسته اى ايران صادر كرده و در آنها بارها ازعدم همكارى ايران انتقاد شده است. كشورهاى عضو جنبش عدم تعهد نيز جزو جامعه جهانى مى باشند كه اخيراً در نشست خود در تهران در ميان بيانيههاى بسيارى كه صادر كرده اند يك بيانيه نيز پيرامون برنامه هسته اى ايران صادر كردند كه در آن جنبش عدم تعهد با وجود فشارهاى سنگين از سوى مقامات ايران با متن و لحن پيشنهادى مقامات ايران موافقت نكرد.
شما مى گوييد كه برنامه هسته اى ايران صلح آميز است و آماده هستيد كه هزينه آن را بپردازيد. من مطمئن هستم كه شما به عنوان يك شخص مطبوعاتى و به عنوان يك وبلاگ نويس كه حتماً ساير وبلاگهاى ايرانى را مى خواند با من هم عقيده هستيد كه بسيارى از مردم ايران منفعت داشتن يك برنامه هسته اى جدال آميز را به قيمت مجزا شدن از دنيا نمى بينند.
بگذاريد من چند تا پرسش را براى شما مطرح كنم. 1. اگر برنامه هسته اى ايران صرفاً براى توليد برق است پس چرا برنامه غنى سازى و بازفرآورى سالها از جهان پنهان بود ۲/ چرا حاكميت ايران از دادن اطلاعات به آژانس و جامعه جهانى كه از نظامى بودن اين برنامه نگران هستند سر باز مى زند ۳/ اكنون كه روسيه سوخت مورد نياز را براى تنها نيروگاه ايران تأمين كرده،چرا دولت ايران پافشارى مى كند تا به فعاليتهاى غنى سازى و بازفرآورى به قيمت رفاه مردم خودش ادامه دهد
مهم است يادآور شويم كه كشورهاى عضو ۱+5 نيز پيشنهاد كرده اند كه به ايران كمك كنند تا بتواند نيروگاههاى بيشتر با استانداردهاى غربى بسازد و سوخت مورد نياز اين نيروگاهها را تضمين كرده اند. اين نشان دهنده اين است كه در مورد برنامه هسته اى ايران تبعيض و نابرابرى نيست. بسيارى از كشورهاى غربى و شرقى كه داراى برنامههاى هسته اى پيشرفته هستند، هم با آژانس و هم با يكديگر همكارى مى كنند. ايالات متحده نيز به عنوان يك كشور پيشگام در اين فناورى با ساير كشورها همكارى مى كند. براى نمونه، كره جنوبى از نظر فناورى بسيار پيشرفته و داراى۲۰ نيروگاه اتمى است و ۶ نيروگاه ديگر در دست ساختمان دارد، آنها ۴۰ درصد برق مورد نياز خود را از نيروگاههاى اتمى تأمين مى كنند، اما در فناورىهاى مربوط به غنى سازى سرمايه گذارى نكرده اند، چون اين كار از نظر اقتصادى منطقى نيست. در صورت نپذيرفتن پيشنهاد جامعه جهانى براى همكارى، رهبران ايران دشوارىهاى غير ضرورى بيشترى را براى مردم خود به وجود خواهند آورد.
بى صبرانه منتظر دريافت پاسخهاى شما به پرسشهايى كه مطرح كردم هستم و ادامه اين گفت و گو.
پاسخ جوانفكر به وزارت امور خارجه امريكا
ما مردم امريكا را دوست داريم اما دولت اين كشور را به سبب ادامه رفتارهاى خصمانه اش، دوست خود نمى دانيم و دليلى ندارد كه رمز و راز موفقيتها و پيشرفتهايمان را به شما بگوييم. اين به نفع ملت ايران است كه تحليلهايتان از اوضاع ايران، برپايه بى خبرى و بى اطلاعى از واقعيتها، ادامه پيدا كند.
سلسله جنبان نظام ظالمانه حاكم بر روابط بين الملل، دولت امريكاست. ما اين نظام سلطه طلبانه را كه بر پايه زر و زور و تزوير بنا شده است، قبول نداريم و البته مصمم هستيم تا آن را به نفع عدالت، صلح و برادرى ميان ملتها تغيير دهيم.
متأسفم كه بگويم دولت امريكا بازتاب روشنى از همه بديها و رفتارهاى غيرانسانى و ظالمانه است. شما مطمئن باشيد كه از اين مسير راه به جايى نخواهيد برد. امروز دنيا عوض شده است و كلاهك هسته اى شما هيچ كاربردى ندارد اما ملت ايران توانمندىهاى بسيار قوى تر و كارآمد ترى در اختيار دارد كه بستر مناسبى براى استفاده از آنها نيز فراهم است. ما اهل منطق، گفت و گو، عدالت، صلح، دوستى و برادرى، خيرخواهى، عزت و عظمت ملتها و تكريم انسانها هستيم. مى دانم پذيرش آن سخت و دشوار است، اما با تلخكامى بايد بپذيريد كه تنفر و انزجار ملتهاى جهان از دولت امريكا، امروز در اوج خود قرار دارد. امروز دولت امريكا حتى در داخل اين كشور مشروعيت چندانى ندارد وتصميماتش مورد سرزنش و نكوهش شديد شهروندان امريكايى قرار دارد. بهتر است دولت امريكا واقع گرا باشد و به جاى انحراف افكار و اذهان مردم امريكا از مسائل داخلى، به حل مشكلات عديده خود بپردازد. اطلاعات شما در باره آژانس و كشورهاى نم، كاملاً تبليغاتى و غيرواقعى است و معلوم است كه برپايه اين جهت گيرى تبليغاتى، همواره در حال فريب دادن خودتان و ديگران هستيد.
ملت ايران هيچ جدالى با دنيا ندارد و فقط حقوق قانونى خود را بر پايه ضوابط و مقررات بين المللى مطالبه مى كند.ما بر اساس مقررات آژانس كه بخشى از سازمان ملل است، مى خواهيم به غنى سازى اورانيوم بپردازيم و سوخت هسته اى را براى استفاده در انرژى صلح آميز هسته اى توليد كنيم. دولت امريكا طى سه دهه اخير از هرگونه تلاشى براى سنگ اندازى در مسير پيشرفتهاى همه جانبه جمهورى اسلامى ايران فروگذار نكرده است. اما با اين وجود ايران در عرصههاى مختلف به موفقيتهاى بزرگى دست يافته و موفقيتهاى بزرگترى نيز در راه است. ما توصيه مى كنيم كه دولت امريكا از خصومت و كينه توزى نسبت به ملت ايران دست بردارد و با واقعيتها كنار بيايد. ترديد نكنيد كه هيچ قدرتى در جهان قادر به ممانعت از پيشرفتهاى علمى و فنى جمهورى اسلامى ايران نيست.
به اطلاع شما مى رسانم كه همه فعاليتهاى هسته اى ايران زير نظر آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار دارد و نمايندگان آنها اين فعاليتها را ثبت و ضبط مى كنند و تا كنون هيچ انحرافى از مسير صلح آميز را گزارش نكرده اند، بنابراين اطلاعات شما مبنى بر خوددارى ايران از دادن اطلاعات به آژانس بيش از آنكه واقعيت داشته باشد، برآمده از انگيزههاى سوء تبليغاتى است.
روسيه بر اساس قرارداد فيمابين دو كشور اقدام به تأمين سوخت هسته اى براى نيروگاه اتمى بوشهر كرده است كه اين امر كاملاً بى ارتباط با موضوع غنى سازى اورانيوم است. ما امروز در داخل ايران پالايشگاه نفت داريم و بنزين توليد مى كنيم اما از خارج نيز بنزين وارد مى كنيم آيا درست است كه بگوييد كشورهاى ديگر به ايران بنزين مى دهند بنابراين دليلى ندارد كه ايران پالايشگاه داشته باشد ! اين منطق غلطى است كه در دنياى امروز هيچ محلى از توجه و اعتبار ندارد.
ما از همكارى كشورهاى غربى براى ساختن نيروگاه اتمى در ايران استقبال مى كنيم اما اين همكارى نبايد باعث محروم شدن ايران از حقوق قانونى خود شود. اين توقع توهين آميزدولت امريكا، برآمده از روحيه نخوت و تكبرآميز قدرتهاى سلطه گر است.
شما در پايان اين گفتمان، اسم روشهاى استكبارى و تحميلى دولت امريكا را «پيشنهادهاى همكارى» عنوان كرده ايد و بعد هم تهديد كرده ايد كه اگر اين پيشنهاد مورد قبول رهبران ايران قرار نگيرد، دشواريهايى براى مردم ايران به وجود خواهد آمد.
اين منطق شما، مشوق يك گفت و گوى سازنده نيست و امكان تفاهم و استمرار گفت و گو را نيز از بين مى برد.
وزارت امور خارجه ايالات متحده امريكا
دولت امريكا نه دشمن خونى ملت كشورى است و نه در سرشت جامعه امريكا است تا از ديگران كينه به دل بگيرند. براى نمونه شما هيچ وقت نمى بينيد كه دولت امريكا مردم را به خيابان ها فرابخواند تا عليه كشور ديگرى شعار مرگ دهند يا سياستمداران امريكا را نمى بينيد كه عليه كشورى به سخنرانى نفرت انگيز بپردازند. پس روشن است كه سمپاشى و كينه ورزى، يك طرفه و از سوى رهبران ايران است. در ۳۰ سال گذشته، اين حيله رهبران ايران بوده كه از امريكا در ذهن مردم ايران دشمن بسازند و امريكا را مقصر ناتوانى هاى خود كنند. حقيقت اين است كه مردم امريكا از ايران تنفر ندارند.
توجه به اين نكته براى مردم ايران شايان اهميت است كه بدانند كه برخلاف تفاوت هاى آشكار و روشنى كه ميان جامعه جهانى و دولت ايران وجود دارد، دولت ايالات متحده و مردم امريكا خواهان اين هستند كه رابطه خوبى با مردم ايران داشته باشند. ما همواره در پى شيوه هاى برقرارى ارتباط با مردم ايران هستيم و در دبى و چندين منطقه ديگر در سرتاسر جهان، دفاتر رسيدگى به امور ايرانيان را تأسيس كرده ايم تا بتوانيم درك بهترى از روند وقايع در ايران داشته باشيم. و البته هدف از تأسيس اين دفاتر، يافتن راهكارهايى براى فراهم كردن امكان سفر تعداد بيشترى از ايرانيان به ايالات متحده و كسب تجربه آنها در اين كشور نيز هست. همانگونه كه مى دانيد، ما بارها تأكيد كرده ايم كه مشكلات ما با دولت كنونى ايران، شامل برنامه اتمى اين كشور و حمايت آن از فعاليت هاى تروريستى، به هيچ عنوان به معناى وجود دشمنى و يا خصومتى از جانب ايالات متحده عليه مردم ايران نيست و ما احترام زيادى براى مردم ايران و تمدن ايران قايل هستيم. و مطمئناً شما شاهد آن بوده ايد كه ما از طريق فعاليت هاى تبادلى شامل تبادلات ورزشى، دارويى و يا هنرى كه انجام داده ايم، مانند تمرين اخير تيم بسكتبال ايران در امريكا، همواره در پى يافتن روش هاى جديد به منظور برقرارى ارتباط با مردم ايران بوده ايم. همچنين جامعه ايرانى در امريكا پيشرفت هاى چشمگيرى را داشته است.
اگر به قول شما «همه فعاليت هاى هسته اى ايران زير نظر آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار دارد./.» پس چگونه سه قطعنامه بدون هيچ رأى مخالف در شوراى امنيت سازمان ملل صادر شده كه خواستار تعليق غنى سازى و باز فرآورى اورانيوم توسط دولت ايران است اگراعلاميه هاى سازمان ملل را مطالعه كنيد داستان ديگرى را خواهيد ديد. جناب آقاى جوانفكر، جامعه جهانى به سه دليل نگران برنامه هسته اى ايران است.
نخست اين كه رهبران ايران قصد دارند كار خود را در جهت تسلط بر غنى سازى اورانيوم ادامه دهند. آنها اين كار را با وجود عدم نياز غير نظامى به آن و در مغايرت با قطعنامه هاى متعدد شوراى امنيت انجام مى دهند. اكثر كشورهاى جهان كه برق اتمى دارند به غنى سازى اورانيوم نمى پردازند. آنها آن را از بازار آزاد تهيه مى كنند. من در نوشته قبلى كره جنوبى را مثال زدم كه به عنوان يك كشورى كه از نظر فناورى بسيار پيشرفته و داراى ۲۰نيروگاه اتمى است، اما در فناورى هاى مربوط به غنى سازى سرمايه گذارى نكرده اند. آنها سوخت خود را از بازار بين المللى تأمين مى كنند. چرا ايران، بويژه در اين هنگام كه نيروگاهى غير از آنچه در بوشهر در حال ساختن است، ندارند، همين كار را نمى كند اشاره به اين نكته نيز اهميت دارد كه طراحى و ساخت يك نيروگاه هسته اى بسيار پيچيده تر و مشكل تر از غنى سازى اورانيوم است. ساخت نيروگاه هسته اى بوشهر تمام و كمال در اختيار روسيه قرار گرفته است و در نتيجه هيچ انتقال فناورى صورت نمى گيرد. شما مى گوييد كه داشتن انرژى هسته اى حق ايران است و ما با اين گفته شما هيچ مخالفتى نداريم. نكته ما اين است كه غنى سازى اورانيوم در ايران به هيچ وجه از نظر اقتصادى منطقى نيست براى اين كه منابع اورانيوم ايران در دراز مدت براى نيروگاه بوشهر كافى نيست. مقدار زيادى از برق توليدى ايران در شبكه توزيع و انتقال هدر مى رود، همينطور در توليد گاز طبيعى. آيا بهتر نيست نخست با يك هزينه ناچيز اين سيستم ها را اصلاح كرد آيا اولويت امروز ايران ساخت نيروگاهى است كه ۱۰ سال ديگر بايد به علت نبود سوخت بسته شود تمامى اين صحبتها از ديد انرژى صلح آميز هسته اى است.
والا اگر به دنبال جنگ افزار هاى هسته اى هستيد آنگاه مسئله سياسى مى شود. فعاليت هاى غنى سازى ايران مانند تهيه بنزين توسط شخصى است كه هنوز خودرويى ندارد و اين بنزين مى تواند براى كارهاى خطرناك ديگرى استفاده شود. پافشارى حاكميت ايران براى غنى سازى و باز فرآورى اورانيوم و عدم همكارى با جامعه جهانى دچار شك بيشتر نسبت به برنامه هسته اى شان شده است.
دليل دومى كه جامعه بين المللى تا اين اندازه از بابت برنامه هسته اى ايران احساس نگرانى مى كند اين است كه IAEA طى يك دوره زمانى اطلاعات بسيار مضطرب كننده اى گردآورى كرده كه از اقدام رهبران ايران به هدايت يك برنامه سلاح سازى دراز مدت حكايت دارد. معناى اين سخن چيست اين نشان دهنده اين است كه ايران قصد دارد موادى نظير اورانيوم غنى شده را گرفته و آن را به يك سلاح هسته اى تبديل كند كه وسيله پرتاب آن راهم مانند موشك شهاب ۳ را در اختيار دارد. شوراى حكام از اين بابت بشدت نگران است، و تا كنون ايران از هرگونه توضيحى يا دادن پاسخ باور كردنى به پرسشهاى بازرسان IAEA خوددارى ورزيده است. رهبران ايران مى گويند موضوع سلاح سازى يك اتهام بى اساس است، اما بازرسانى كه به ايران رفته اند و بسيار باصلاحيت هم هستند، به روشنى گفته اند كه اين پاسخ قابل قبولى نيست.
دليل سوم نگرانى جامعه جهانى از برنامه هسته اى مشكوك رهبران ايران اين است كه آنها حاضر نشده اند شفافيتى در ارتباط با فعاليت هاى جارى خود به وجود آورند. ايران از دادن اطلاعات پيشاپيش به IAEA در باره تأسيسات جديد خود، مانند هركشور ديگرى در جهان، خوددارى ورزيده است. ايران از به اجرا گذاشتن پروتكل الحاقى به همان شيوه كشورهاى ديگر و فراهم آوردن امكان دسترسى بيشتر براى بازرسان IAEA به تأسيسات اضافى اش خوددارى مى كند. اين مراتب اساس نگرانى هاى ما را تشكيل مى دهند. مقامات ايرانى چگونه مى توانند به اين نگرانى ها پاسخ بگويند اين كار بسيار ساده اى است. آنها بايد از خواست شوراى امنيت سازمان ملل در مورد تعليق فعاليت هاى غنى سازى كه براى برنامه هسته اى غير نظامى ايران مورد نياز نيست، متابعت كنند. آنها بايد فعاليت هاى گذشته خود را در ارتباط با كار سلاح سازى به طور كامل تشريح كنند و به بازرسان IAEA اجازه تحقيق در اين مورد را كه آيا چنين فعاليت هايى متوقف شده اند يا نه، بدهند و سپس نهايتاً در ارتباط با فعاليت هاى جارى خود با شفافيت كامل عمل كنند. اگر همه اين اقدامات صورت گيرد، در آن صورت ما هم مى توانيم پرونده هسته اى ايران را ببنديم و بر چگونگى همكارى با يكديگر براى دستيابى به انرژى هسته اى براى مردم ايران تمركز كنيم.
پاسخ جوانفكر به وزارت امور خارجه امريكا
۱- هويت من براى شما كاملاً روشن است اما هويت شما براى بنده به هيچوجه روشن نيست. توجه داريد كه اينجانب مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور هستم و در اين وبلاگ، صرفاً به بيان مواضع شخصى مى پردازم و مواضع رسمى را علاوه بر رئيس جمهور و وزير امور خارجه، سخنگويان دولت و وزارت امورخارجه تبيين مىكنند.
۲- با توجه به مخفى ماندن هويت جناب عالى و انعكاس مواضع دولت آمريكا از سوى شما، اجازه دهيد از اين پس شما را سركار خانم رايس وزير محترم امور خارجه امريكا تلقى كنم، مگر آنكه در ادامه اين گفتمان هويت خودتان را در وزارت امورخارجه امريكا براى مخاطبان اين وبلاگ مشخص فرماييد.
۳- برخى مسائل آنقدر گويا و شفاف هستند كه هيچ نيازى به توضيح اضافى ندارند. قاطعانه تأكيد مى كنم كه خصومت و ضديت دولت امريكا با ملت ايران، چيزى نيست كه با مطرح كردن برخى ادعاهاى كودكانه بتوان بر آن سرپوش گذاشت! دست دولت امريكا به خون چند نسل پى در پى ملت ايران آغشته است و دخالت هاى مكرر و آشكار و پنهان دولت امريكا در امور داخلى ايران را نمى شود از حافظه تاريخ پاك كرد. هدف از اين دخالتها، مواجهه با ملت ايران و تحميل يك رژيم دست نشانده بوده است. خانم مادلين آلبرايت وزير امور خارجه دولت كلينتون با پذيرش مسئوليت برخى از اشتباهات گذشته دولت امريكا بويژه در كودتا عليه دكتر مصدق، شجاعت كم سابقه اى را از خود نشان داد اما به نظر مى رسد كه شجاعت خانم رايس جز در تخريب چهره ملت امريكا و تكرار رفتارهاى غلط گذشته، تجلى ديگرى ندارد. مطمئن باشيد كه واقعيت گريزى، فرافكنى، پشتيبانى از وحشت آفرينى و رفتارهاى ضد انسانى نظير شكنجه انسانهاى بى گناه، استمرار تجاوز و قتل عام شهروندان در كشورهايى مانند عراق و افغانستان هيچ راه روشنى را به روى دولت امريكا نمى گشايد.
۴- طى ۳۰ سال گذشته، دولت امريكا، انواع طرحها، توطئه ها و ترفندهاى خصمانه را عليه ملت ايران به كار گرفته و از هر فرصتى براى ضربه زدن به جمهورى اسلامى ايران استفاده كرده است. صدام، جنگ هشت ساله را با چراغ سبز امريكا به ايران تحميل كرد و دولت امريكا سرانجام براى حمايت از رژيم جنايتكار عراق به مقابله نظامى با ملت ايران پرداخت و با حمايت هاى سياسى و تبليغاتى دولت امريكا بود كه صدام اجازه يافت از سلاح هاى شيميايى عليه ايران و مردم مظلوم كرد در شهر حلبچه استفاده كند، با موشك، شهرهاى ايران را مورد حمله قرار دهد و حتماً به ياد داريد كه چرا نشان افتخار دولت امريكا به فرمانده ناو وينسنس اعطا شد. بله درست است، او موفق به سرنگونى يك فروند هواپيماى مسافربرى و قتل عام ۳۰۰ مسافر بيگناه آن شده بود. چگونه مى توان اين همه رفتار خصمانه را ناديده گرفت، براى محروم كردن ملت ايران از حقوق قانونى خود، او را هدف تحريم هاى اقتصادى قرار داد، تهديد به حمله نظامى كرد و در حالى كه مقامات رسمى و از جمله رئيس جمهور امريكا از توهين هاى مكرر خود به ملت ايران عذرخواهى نكرده اند، همزمان ادعا كنيد كه دولت امريكا خواستار رابطه خوب با مردم ايران است. چنين رفتار و مواضع دوگانه اى در عرف بين الملل اگر حاكى از نفاق، وقاحت و خباثت نباشد، حتماً مبين صداقت، حسن نيت و دوستى نيست.
5- شما مدعى هستيد كه دولت امريكا مردم را براى سردادن شعار مرگ به خيابان ها فرا نمى خواند و سياستمداران امريكا عليه كشورى به سخنرانى نفرت انگيز نمى پردازند.
براى رد ادعاهاى شما لازم نيست به گذشته هاى دور برگرديم. آقاى احمدى نژاد رئيس جمهورى اسلامى ايران سال گذشته در دانشگاه كلمبيا سخنرانى كرد. به نظر شما چه كسى جز دولت امريكا به صهيونيست ها و در رأس آنها وزير امور خارجه رژيم اشغالگر قدس اجازه داد تا عليه رئيس جمهور ايران در خيابان هاى نيويورك دست به تظاهرات بزنند و شعارهاى ضد ايرانى بدهند. تازه ترين تجربه ملت ايران در ارتباط با حسن نيت هاى مورد ادعاى شما به رفتار گستاخانه رئيس دانشگاه كلمبيا در برابر رئيس جمهور ايران باز مى گردد كه لابد خواهيد گفت دولت امريكا هيچ نقشى در آن نداشته است ! البته شايد شما از يك منظر درست بفرماييد زيرا دولت امريكا معمولاً با حيله گرى، توطئه، دخالت نظامى، جاسوسى و جنگ سخت و نرم تلاش مى كند تا به اهداف سوء خود جامه عمل بپوشاند و اين مسئله قطعاً چيزى نيست كه مورد حمايت مردم امريكا قرار داشته باشد. ضمن آنكه اين ملت ايران است كه بر اثر رفتار امريكا متحمل خسارتهاى غيرقابل محاسبه جانى و مادى شده است بنابراين طبيعى است كه در واكنش به اين اقدامات خصمانه، ملت ايران نه تنها در خيابان ها، بلكه در هر موقعيت و مناسبتى، خشم و نفرت و انزجار خود را از رفتار دولت امريكا ابراز مى كند، بنابراين ادعاى شما مبنى بر اينكه مردم امريكا براى سردادن شعار مرگ به خيابان ها فراخوانده نمى شوند صحت ندارد و اساساً فاقد هرگونه پايه و مبناى معقول و منطقى است زيرا اصولاً هيچگاه دولت و ملت ايران مرتكب رفتارى مشابه آنچه كه دولت امريكا تا كنون عليه ايران به انجام رسانده، نشده است. به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه «مرگ بر امريكا» در واقع حاكى از تنفر و انزجار ملت ايران از سياستهاى دولت امريكاست، بنابراين بهتر است فرافكنى نكنيد و از دستكارى اذهان مردم امريكا بپرهيزيد.
۶- فرموده ايد كه دولت امريكا در دبى و چند منطقه ديگر دفاتر رسيدگى به امور ايرانيان تأسيس كرده است تا بتواند درك بهترى از روند وقايع در ايران داشته باشد.
اجازه دهيد با يكديگر صادق باشيم. آيا بهتر نيست انجام فعاليت جاسوسى و حمايت از برخى جواسيس و برقرارى ارتباط با ستون پنجم را درست تلفظ كنيد و اسم آن را درك بهتر از روند وقايع ايران نگذاريد ! بسيار تعجب آور است كه دولت امريكا با تجارب فراوانى كه در اختيار دارد، هيچ راه ديگرى براى «درك بهتر از روند وقايع ايران» جز تأسيس دفتر رسيدگى به امور ايرانيان در دبى يا چند نقطه ديگر جهان نيافته است !
۷- ملت ايران در مكتب اسلام و تشيع رشد يافته و مايل است با صلح و آرامش همراه با دوستى و برادرى در كنار ساير ملت ها زندگى كند اما همين مردم براى همزيستى با ديگران، از اصول و مبانى مشخصى تبعيت مى كنند و در برابر هر كس كه بخواهد به سرزمين، حقوق و منافع آنها دست اند ازى كند، تا آخرين قطره خون مى ايستند و سرسختانه از جان، مال، ناموس و آب و خاك خود دفاع مى كنند. ملت ايران به تبعيت از اسلام، اهل گذشت و بخشش نيز هست. ما قصد نداريم دولت امريكا را به سبب رنج هاى فراوانى كه به ملت ايران تحميل كرده است، تا ابد مؤاخذه و شماتت كنيم و اگر دولت امريكا در عمل اقدام به اصلاح رفتار مستكبرانه خود در قبال ملت ايران كند، به شيطنت، رفتار خصمانه و توطئه پايان دهد، حقوق و منافع مردم ايران را محترم بشمارد و از دخالت در امور داخلى ايران پرهيز كند، مى تواند به عفو و بخشش ملت ايران اميدوار باشد.
۸- بخش عمده توضيحات سوم شما به تكرار مواضع دولت امريكا در باره مسئله انرژى هسته اى اختصاص داشت. اين استدلال شما منطقى نيست كه چون ما اتومبيل نداريم، پس نبايد پالايشگاه و بنزين داشته باشيم. ما مى توانيم بنزين توليد كنيم و آن را به كشورهايى كه اتومبيل دارند بفروشيم. ما مى توانيم به غنى سازى اورانيوم بپردازيم و سوخت هسته اى نيروگاه هاى ساير كشورهاى جهان را تأمين كنيم و اين جزو حقوق به رسميت شناخته شده همه ملتها از جمله ملت ايران است. دلسوزى شما نسبت به اقتصادى نبودن غنى سازى اورانيوم هيچ احساس مثبتى را در مردم ايران برنمى انگيزد. ما اين موضع شما را توهين به ملت ايران تلقى مى كنيم كه ريشه در نخوت و تكبر دولت امريكا دارد و مانع از تفكر صحيح و سازنده سياستمداران اين كشور مى شود. ايران جزو اقمار امريكا نيست، بنابراين حق نداريد از موضع برترى جويانه با ملت ايران برخورد كنيد. ما براى تشخيص منافع خود و اقتصادى بودن يا نبودن نوع فعاليت هايمان، نياز به قيم نداريم و بهتر است موضع خودتان را در اين زمينه اصلاح كنيد.
۹- شما مى گوييد كه ايران نيروگاه هسته اى ندارد پس به سوخت هسته اى هم نيازى ندارد و اگر به غنى سازى اورانيوم بپردازد، ممكن است از آن براى ساختن بمب اتمى استفاده كند. اين استدلال از كشورى مانند امريكا كه سابقه به كارگيرى بمب اتمى در هيروشيما و ناكازاكى را دارد، پذيرفتنى نيست. البته ما اعتقاد راسخ داريم كه عصر كنونى، دوره برترى جويى با تكيه بر سلاح هاى كشتار جمعى نيست و كشورهاى دارنده چنين سلاح هايى بيش از ديگران در معرض تهديدات ناشى از چنين سلاح هايى هستند. ما بر اساس مقررات بين المللى به كار غنى سازى اورانيوم براى استفاده صلح آميز از آن ادامه خواهيم داد و به دنبال اهداف نظامى هم نيستيم. دولت امريكا را به واقع بينى و پرهيز از به كارگيرى زبان زور و تهديد توصيه مى كنيم. اين رويه به نفع همه كشورهاى جهان از جمله امريكاست.
۱۰- مردم جهان به خاطر دارند كه دولت امريكا از طريق بازرسان سازمان ملل اطلاعات كاملى را در باره وضعيت تسليحات نظامى عراق كسب كرد و هنگامى كه اطمينان يافت، هيچ سلاح كشتار جمعى در عراق وجود ندارد آن كشور را مورد حمله گسترده نظامى قرار داد. بنابراين دولت امريكا با اطلاع كامل از نبود سلاح كشتار جمعى به عراق حمله كرد و صد البته بهانه اين حمله را هم وجود سلاح هاى كشتار جمعى در داخل عراق قرار داد كه هيچگاه سندى از آن به دست نيامد. شما خواستار آن هستيد كه بازرسان آژانس انرژى اتمى به هر جايى در ايران كه دلشان خواست (البته جايى كه شما آدرس آن را مى دهيد) سربزنند و به همه اطلاعات سرى و غيرسرى ايران دست پيدا كنند. خير ما چنين اجازه اى را به هيچكس نخواهيم داد. دولت امريكا به عامل ناامنى و جنگ افروزى در نقاط مختلف جهان بويژه در منطقه خليج فارس و كشورهاى اطراف ايران تبديل شده است. ما به نيات دولت امريكا بسيار مشكوك هستيم و نسبت به امنيت ملت ايران، حساسيت فوق العاده اى داريم بنابراين به كسب قدرت فزاينده دفاعى خود كه بيش از هرچيز يك عامل بازدارنده محسوب مى شود، ادامه خواهيم داد.
۱۱-اگر سطح بحث و گفتمان را بر ابراز نگرانى متمركز كنيد، مطمئن باشيد كه ملت ها و بويژه مردم منطقه بيشترين نگرانى را نسبت به رفتار و نيات سوء رژيم كنونى امريكا دارند. دلايل روشنى هم براى اين نگرانى ها وجود دارد. از رويكردهاى اساسى دولت آقاى بوش، وحشت آفرينى در جهان از طريق حمله نظامى، اشغالگرى، بمباران هاى كور و بى هدف عليه مراكز تجمع انسان هاى بيگناه، صدور مجوز كار به شكنجه گران امريكايى، ايجاد زندان هاى سرى در نقاط مختلف جهان، انتشار تصاوير تجاوزات شكنجه گران به زنان و مردان اسير و.// مى باشد. سردمداران دولت كنونى امريكا داراى مسئوليت هاى قانونى نسبت به رفتار و مواضع مجرمانه خود هستند و قطعاً بايد در دادگاه بين المللى مورد محاكمه قرار گيرند. رژيم آقاى بوش در داخل امريكا مشروعيت خود را از دست داده است و اميدواريم مردم امريكا بتوانند از شرايط سختى كه در برابر آن قرار گرفته اند، راه نجاتى را به روى خود بگشايند.
وزارت امور خارجه ایالات متحده امريكا
آقاى جوانفكر،از ترفيع رتبه اى كه به من داديد سپاسگزارم اما من وزير امور خارجه نيستم. من عضو گروه فارسى ديجيتال هستم كه يك نهاد وابسته به وزارت امور خارجه امريكاست و به درج ديدگاه هاى دولت امريكا مى پردازد. هدف ما ايجاد ارتباط با مردم ايران و داشتن يك گفت وگوى بى پرده و پاسخ دادن به پرسش ها درباره سياست خارجى امريكا مى باشد. اما به نظر من بهتراست به جاى هويت و عنوان شغل يكديگر به مسائل بپردازيم.
باز هم با اين نظر شما كه مى گوييد ايالات متحده با مردم ايران به شكلى منظم خصومت ورزيده است مخالف هستم. همانطور كه در يادداشت پيشينم نوشتم ما همواره به دنبال يافتن راهكارهايى براى فراهم كردن امكان سفر تعداد بيشترى از ايرانيان به ايالات متحده و كسب تجربه آنها در اين كشور هستيم. همانگونه كه مى دانيد جامعه ايرانى در امريكا پيشرفت هاى چشمگيرى را داشته است و يكى از موفق ترين اقليت ها در ايالات متحده هستند. ما بارها تأكيد كرده ايم كه مشكلات ما با دولت كنونى ايران به هيچ عنوان به معناى وجود دشمنى و يا خصومتى از جانب ايالات متحده عليه مردم ايران نيست و ما احترام زيادى براى مردم ايران و تمدن ايران قائل هستيم و مطمئناً شما شاهد آن بوده ايد كه ما از طريق فعاليت هاى تبادلى شامل تبادلات ورزشى، دارويى و يا هنرى، كه انجام داده ايم، همواره در پى يافتن روش هاى جديد به منظور برقرارى ارتباط با مردم ايران بوده ايم.
جالب است كه براى توجيه نظرتان از دكتر مصدق سخن گفتيد اما به اين نكته اشاره نكرديد كه سياست هاى كنونى حاكميت ايران با اصول سياسى دكتر مصدق بسيار متفاوت است. استفاده از نام دكتر مصدق تنها زمانى كه به سودتان است مى تواند غير صميمانه تلقى شود. هم اكنون در ايران چند تا خيابان، ميدان يا ساختمان با نام دكترمصدق نامگذارى شده فكر مى كنم پاسخ به اين پرسش عدد صفر باشد! مطمئناً به ياد داريد كه پس از انقلاب ۵۷ نام خيابان پهلوى به خيابان مصدق تغيير داده شد اما اندك زمانى نگذشت كه دوباره نام اين خيابان عوض شد. در مورد سرنگون ساختن تصادفى پرواز ايران ـ اير ۶۵۵ نيز ما بارها گفته ايم كه اين يك حادثه وحشتناك بود و مقامات رسمى ايالات متحده از جمله آقاى ريگان در همان زمان مراتب تأسف عميق خود را به مناسبت از دست رفتن جان افراد ابراز داشتند. ما بى شك مراتب همدردى و تسليت خود را در قبال خانواده هاى افراد درگذشته كه در اثر آن فاجعه جان باختند تجديد مى كنيم. ايالات متحده مبلغ۶۱/۸ ميليون دلار به دولت ايران پرداخت كرده است تا به عنوان غرامت بين خانواده هاى قربانيان توزيع شود. در ۲۲فوريه ۱۹۹۶دولتهاى امريكا و ايران به توافق رسيدند و هر دو دولت در حل شدن مسئله با هم موافقت كردند.
ديدگاه شما درباره تظاهرات نيويورك مرا به اين انديشه مى اندازد كه شايد دشمنى شما نسبت به اين كشور به خاطر نداشتن اطلاعات كافى درباره جامعه امريكا است. بر خلاف آن چيزى كه در ايران رايج است، دولت امريكا تظاهرات برگزار نمى كند و يا مسئولين دانشگاه ها را انتخاب نمى كند. در امريكا مسئولين دانشگاه ها مانند ايران نگران سخن گفتنشان نيستند. مسئولين دانشگاه ها آزاد هستند هر آن چه مى انديشند بگويند. اين آزادى بيان نام دارد! در واقع هيچ رسانه اى در امريكا به دولت وابسته نيست. اگر دولت ايران نيز مطبوعات را سانسور نكند و دسترسى مردم را به رسانه هاى برون مرزى محدود نكند اين به سود ملت ايران خواهد بود. چرا حاكميت ايران تأكيد دارد كه در ذهن ملت ايران از امريكا يك دشمن بسازد من مى توانم پرسش ساده اى مطرح كنم: چرا دستگاه رهبرى مردم را از شنيدن عقايد برون مرزى منع مى كند آيا به خاطر نبود اطمينان نسبت به درست بودن سياست هايش است يا از واكنش ملت ايران هراس دارد
پاسخ جوانفكر به وزارت امور خارجه امريكا
از اينكه ترجيح داده ايد هويت شما براى مخاطبان اين وبلاگ مخفى بماند، متأسفم. اين اهتمام سؤال برانگيز شما، در فرهنگ ايرانى به منزله بى احترامى به مخاطبانى است كه مايلند با هويت طرفهاى گفت و گو كننده آشنا باشند، بنابراين خواهش مى كنم شما در مورد آزادى و دموكراسى، زبان به كام بگيريد و قلم خود را غلاف كنيد زيرا تلاش شما براى معرفى خودتان به عنوان «مدافع آزادى»، توهين آشكار به شعور مخاطبان ايرانى محسوب مى شود.
فرار از واقعيت هاى غيرقابل كتمان و سرپوش گذاشتن بر رفتار و مواضع خصمانه دولت امريكا در برابر ملت ايران، گشاينده هيچ گرهى از مشكلات نيست. چگونه مى توانيد ملتى را آماج انواع تحريمهاى زورگويانه قرار دهيد، رئيس جمهور شما به اين ملت آشكارا و به كرات توهين كند و آن را محور شرارت بنامد، در فرودگاههايتان با مسافران ايرانى به شكلى خصمانه رفتار كنيد، با استفاده از تطميع و تهديد، كشورهاى مختلف را براى تن دادن به خواست دولت امريكا يعنى موضعگيرى در برابر ايران، تحت فشار قرار دهيد و همزمان هم مدعى ارتباط دوستانه با مردم ايران باشيد و بازهم بگوييد كه به طور سيستماتيك با ايران خصومت نمى كنيد !
صداقت، روراستى و احترام به شعور ديگران، مبناى گفت و گويى است كه شما در آغاز خواستار سازنده بودن آن بر اساس حقايق شديد. اگر دولت امريكا خواستار چنين گفت و گويى است، لازم است قبل از هر چيز از روحيه تكبر و خود برتربينى فاصله بگيرد، حقيقت گريزى را كنار بگذارد و صادقانه براى برون رفت از وضع موجود، همكارى نمايد. يادتان باشد كه بروز رفتار متكبرانه، دولت امريكا را به خانه اول يا سرخط هرگونه گفت و گويى با ملت ايران بازخواهد گرداند و هيچ طرفى از آن نخواهيد بست.
لازم است به اطلاع شما برسانم كه ملت ايران براى هر يك از شخصيت هاى دينى، فرهنگى، سياسى و تاريخى، ارزش خاص خود را قائل است اما لزوماً وزانت همه اين شخصيت ها، يكسان نيست. دكتر مصدق نيز جايگاه و منزلت درخور خويش را نزد ايرانيان دارد و حتماً قبول داريد كه اين امر، يك مسئله داخلى ايران محسوب مى شود كه هيچ ربطى به دولت امريكا ندارد. معلوم نيست كه شما بر اساس كدام منطق و عقلانيتى، كودتا عليه دكتر مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را به دليل تغيير نام يك خيابان از مصدق به حضرت وليعصر (عج) در ۲۵ سال بعد از آن حادثه، قابل توجيه مى دانيد. آيا اين رفتار حاكى از عقب گرد و حركت وارونه دولت امريكا در مسير زمان نيست نخوت و تكبر، دولت شما را از ربط منطقى مسائل به يكديگر و نتيجه گيرى درست از آنها دور مى كند.
چرا از اين حقيقت فرار مى كنيد كه دولت امريكا به فرمانده ناو وينسنس به دليل سرنگونى هواپيماى مسافربرى ايران و قتل عام ۳۰۰ مسافر بيگناه آن مدال افتخار داده است. در تعجب و حيرتم كه شما چگونه اين حقيقت روشن را مى دانيد اما ترجيح مى دهيد مانند كبك سرتان را زير برف پنهان كنيد و سرنگونى اين هواپيما را تصادفى و يك حادثه وحشتناك بخوانيد و به ابراز همدردى و تسليت بپردازيد. در فرهنگ جهانى، اين رفتار و منش منافقانه را حاكى از وقاحت و بى شرمى مى دانند.
در مورد دانشگاه كلمبيا همانطور كه حدس مى زدم، شما تلاش كرده ايد تا چهره دولت امريكا را تطهير كنيد. حتماً به ياد داريد كه در كشور به اصطلاح آزاد شما، نمايندگان ايالت نيويورك چگونه دانشگاه كلمبيا را به دليل دعوت از رئيس جمهور ايران، تهديد به قطع كمك هاى مالى كردند. اين تهديدات به حدى نگران كننده بود كه روزنامه نيويورك تايمز تحريم دانشگاه كلمبيا را توهين به آزادى دانست.براى اين كه مشخص شود آزادى مورد نظر شما واقعى است يا آزادى در ايران، لازم نيست به سخنرانى رئيس جمهور كشورم در جمع دانشجويان يكى از دانشگاههاى مهم تهران اشاره كنم كه طى آن دهها نفر به طور آزادانه با سخنان رئيس جمهور مخالفت كردند، همين قدر كافى است كه گزارش روزنامه امريكايى واشنگتن پست در روز ۲۶ آذرماه سال گذشته را با هم مرور كنيم كه در آن نوشت: «وقتى رئيس دانشگاه كلمبيا اعلام كرد در ايران آزادى بيان ممنوع است، رئيس جمهور ايران از «لى بولينگر» دعوت كرد كه خودش به ايران بيايد و از نزديك ببيند، اين پاسخ احمدى نژاد مورد تشويق بسيارى از حضار در جلسه قرار گرفت و احمدى نژاد سربلند به ايران بازگشت.»البته در همان كشورى كه شما مدعى وجود آزادى و دموكراسى در آن هستيد اساتيد دانشگاه كلمبيا، آقاى بولينگر را به دليل جلوگيرى از سفر آنها به ايران مورد اعتراض شديد قرار داده اند /
شما در پايان مرقومه تان سؤال كرده ايد كه چرا دستگاه رهبرى ايران مردم را از شنيدن عقايد برون مرزى منع مى كند آيا به خاطر نبود اطمينان نسبت به درست بودن سياست هايش است يا از واكنش ملت ايران هراس دارد
پاسخ اين سؤال را مى توانيد از اساتيد دانشگاه كلمبيا جويا شويد كه به دليل مخالفت آقاى بولينگر، تا كنون موفق نشده اند به ايران سفر كنند. اگر ما نگران شنيدن نظرات ديگران بوديم درهاى كشورمان را به روى ساير ملتها باز نمى كرديم و رئيس جمهور ايران از نخبگان و دانشگاهيان امريكايى براى سفر به ايران دعوت نمى كردند.
علاوه بر اين لازم است به اطلاع شما برسانم كه ما يك ملت مسلمان هستيم و بر اساس دستور قرآن كريم، وظيفه داريم سخنان و نظرات مختلف را بشنويم و بهترين آن را انتخاب كنيم. بنابراين ما از شنيدن هر سخنى استقبال مى كنيم و به درستى راه و منش خود و سياست هايمان اطمينان داريم. آنچه به راستى موجب نگرانى است، افكار مخالف ديدگاه ما نيست بلكه ما نگران ورود فرهنگ فاسد و ويرانگرى هستيم كه متأسفانه غرب مروج آن است و باعث از دست رفتن هويت ملتها و فراهم شدن بستر مناسب براى اجراى سياست هاى نظام سلطه در كشورهاى مختلف مى شود.
در پايان مى خواهم بر اين نكته تأكيد كنم كه شما آب در هاون مى كوبيد و با اين تصور كه نسل جديد در ايران از رفتار ظالمانه و استعمارگرانه امريكا در ايران بى خبر است، درصدد هستيد تا با استفاده از ابزار رسانه اى و نشر اطلاعات غلط و بى اساس، اذهان جوانان ايران را دستكارى كنيد اما مطمئن باشيد كه راه به جايى نخواهيد برد زيرا مردم ايران و بويژه نسل جوان ايرانى، امروز هوشيارتر، خبيرتر، مسئوليت پذيرتر، دشمن شناس تر و دلبسته تر از نسل هاى گذشته به دين و ميهن خود است و دوست و دشمن خويش را به خوبى از يكديگر تمييز مى دهد.
کد مطلب : 6432