23 ارديبهشت 1387 ساعت 7:13

دولت نهم بر گردن اقتصاد ايران حق دارد! ‎

سرمقاله‌ صدای‌عدالت-23 اردیبهشت87

اقتصاد ايران به رغم تمام تلخي هايي که بر او هموار شده است و به تندي نيز از‎ ‎سوي تحليل گران و صاحب نظران به حاشيه رانده مي شود در شرايط ويژه اي قرار گرفته‎ ‎است که بايد ارزش آن را پاس داشت و به خاطر شفاف شدن بسياري از ضوابط فکري سرمايه‎ ‎داري دولتي بايد به کابينه نهم دست مريزاد گفت و نقش تاريخي آنان را در ذهن اقتصاد‎ ‎ايراني ستود! باور کنيد اين يک واقعيت است. 

البته همچنان از کنار دولت مداري ايراني‎ ‎شعارها و تمثيل هايي تخيلي و آرماني براي تلطيف چهره اقتصاد ارايه مي شود، اما بدون‎ ‎شک اتفاقي براي اقتصاد ايراني رخ داده است که گمان مي رود چشيدن طعم آن به تمام‎ ‎ناکامي ها و شوت شدن داشته هاي اقتصادي مي ارزد‎. ‎ 

دير زماني است که انديشمندان اقتصادي اين ديار در سوداي برابر کردن ترازوي‎ ‎اقتصاد ميان دولت هاي سنگين وزن نفتي با بدنه مردمي اقتصاد کشور به سر مي برند. در‎ ‎اين راه اما تا به حال هزينه هاي زيادي هم به لحاظ اقتصادي و هم شايد به لحاظ معنوي‏‎ ‎صرف شده است تا اين اميد در ميان اقتصادي ها شکل بگيرد که مي توان عدالت را در‎ ‎توزيع منابع باد آورده حاکم ساخت و همه، از دولت تا غير دولتي ها در پاي اين سفره‎ ‎آرام بگيرند و اقتصادي به تمام معنا ايراني را به رخ همسايگان بکشند. چه، سرزمين‎ ‎ايران هم از حيث موقعيت جغرافيايي و هم از جهت توانمندي هاي طبييعي و فکري، موقعيت‎ ‎برتري را در اختيار دارد. 

موقعيتي که اگر از آن به نيکويي استفاده شود همسايگان‎ ‎ايران، خود براي امنيت اين سرزمين،سيماي همت به آغوش مي کشند. اما در سه سال گذشته‎ ‎به انصاف سرمايه داري دولتي به راهي رفت که حالا ديگر با خيالي آسوده مي توان نشست‎ ‎و گفت که حداقل به اين زودي ها نبايد روياهاي تاريخي اقتصاد ايراني را مرور کرد و‎ ‎در اين وادي، دايره باطل را يک نفس رکاب زد‎.‎ 

‎ ‎البته اين به معناي ترک ميدان و يا شانه خالي کردن از مقابل انديشه هاي نفتي و‎ ‎ويران ساز اقتصاد نيست؛ ولي اين لطف را دارد که واقعي تر مي توان سرمايه سالاري،‎ ‎مخصوصا سرمايه سالاري دولتي را باور کرد و به اين حقيقت رسيد که خصوصي بودن يا غير‎ ‎دولتي بودن در اين شرايط تنها مي تواند يک طنز تلخ تاريخي باشد. باور کنيد از اين‎ ‎زاويه، سوداگري به رغم ماهيت نه چندان خوشايند، مقدس است چون نمايي از تلاش جماعتي‎ ‎اقتصادي را نشان مي دهد که راه زندگي در شرايط استقرار حاکميت فساد- دولتي را يافته‎ ‎اند و به مسيري مي روند که بدون شک نشان از عقلانيت در همسايگي سرمايه داري دولتي‎ ‎دارد‎. ‎ 

انديشمندان دنياي نوين اقتصادي مي گويند که توسعه چيزي نيست جز فاصله ميان نظام‎ ‎اقتصادي هر کشور با شبکه حقوقي آن کشور يا به مفهومي دقيق تر،شکاف ميان شبکه‎ ‎اقتصادي با نظام حقوقي درهر کشوري توسعه نيافتگي محسوب مي شود.حالا در نظر بگيريد‎ ‎در جايي، جريان کلان اقتصادي به سمت مدرنيسم نسبي، حداقل در ظاهر حرکت مي کند اما‎ ‎در مقابل بنگاه حقوقي آن کشور در چاله سنت، قوانين دست و پا گير و ابزار و آلات‎ ‎تسهيل کننده ايجاد دولت هاي رانتير و نمايشگر ابتذال اقتصادي گرفتار آمده است‎.‎ 

‎ ‎پس به طور طبيعي در اين فرآيند توسعه نيافتگي،سوداگري مي تواند عقلاني ترين‎ ‎انتخاب اقتصادي باشد و فعالان بخش خصوصي با تکيه بر عقلانيت ابزاري، بهينه ترين راه‎ ‎را بايد يا در نزديکي استراتژيک به دولت جستجو کنند(البته به شرط پذيرش تمام ضوابط‎ ‎ايدئولوژيک و ناهنجاري هاي فرهنگي تشکيلات بوروکراتيک دولتي)و يا از بيراه هاي‎ ‎اقتصادي براي تقويت توان اقتصادي خود تلاش کنند. چنان همتي هر چند مي تواند نوعي‎ ‎آنارشيسم اقتصادي باشد،اما اين نا مبارکي بدون شک مبارک ترين اقدام در مواجهه با‎ ‎سرمايه داري دولتي است؛ آن هم نوعي از سرمايه داري حجره اي که با سرعت در جهت‎ ‎تنومند تر شدن مي دود. از اين منظر است که بايد بي محابا گفت، دولتي هاي نهم نقش‎ ‎بزرگي در اقتصاد ايران ايفا کرده اند‎.‎ 

آنها تنها در طول دو و نيم سال به همه مخاطبان اقتصادي، کاسه اقتصاد دولتي‎ ‎ايران را نشان داده اند و بدون شک به رغم تمام نامرادي هاي اقتصادي، تاريخ اين نقش‏‎ ‎انها را فراموش نمي کند. شايد از اين پس يا در آينده اي نزديک اين مجال يافت شود تا‎ ‎تصميم گيران اقتصادي منزلت انديشه را پاس بدارند که اگر اين گونه شود بايد گفت که‎ ‎اين پيروزي نتيجه شکست است و به قول بزرگان در نهايت شکست ها سکوي پرتاب خوبي براي‎ ‎پيروزي هستند. مخصوصا اين که در دوران دولت نهم، بدون تعارف تمام زمين خوردن ها،‎ ‎شکست ها و آزمون هاي مردود شده به بايگاني رفته اند و دوباره اقتصاد مي خواهد در‎ ‎زماني بسيار کوتاه، سر به سنگ خوردن هاي تاريخي را مزمزه کند‎. ‎ 

اقتصاد ايران اکنون مي تواند مانند بيماري باشد که به کما رفته است و اين اميد‏‎ ‎وجود دارد که دوباره به زندگي بازگردد. بدون شک زندگي اين بيمار از آن پس با شرايط‎ ‎اخلاقي ديگري ادامه مي يابد. البته هنوز اقتصاد ايران در کما است چون وقتي موتور‎ ‎پديده هايي مثل تورم روشن مي شود به اين زودي ها نمي توان آن را خاموش کرد. اين‎ ‎موتور با اشاره اي چشم باز مي کند اما به هزار کرشمه و تمنا به سادگي سکوت را به‎ ‎دندان نمي گيرد. 

حالا اما با استفاده ازنماي شفافي که دولتي هاي نهم از سرمايه داري‎ ‎دولتي به تصوي کشيده اند، بيشتر به جاي دل بستن به شعارهاي زيبا و راهبردهاي نه‎ ‎چندان محکم، بايد در انتظار بود تا روزي به طور طبيعي اين بيمار از کما در آيد. تا‎ ‎ان روز خصوصي ها بهتر است قيد حضور واقعي در اقتصاد ايران را بزنند که در اين‎ ‎اقتصاد، فضاي کسب و کار ارمغاني جز سل اقتصادي به ارمغان نمي آورد. از سوي ديگر،‎ ‎شرايط تلخ اقتصادي نيز به درستي از سوي رييس دولت نهم محصول تلاش مافيا و مفسده هاي‎ ‎اقتصادي معرفي مي شود ولي اين ناهنجاري ها پاتوقي جز سايه نشيني در سايه شيوه اخلاق‎ ‎اقتصادي و مناسبات قانوني دولت هاي رانتير ندارند‎. ‎ 

وقتي برنامه ريزان دولتي اقتصاد به سمتي مي روند که مسير غير دولتي ها به شکل‎ ‎قانوني مسدود مي شود بايد گفت که مين هاي قساد ياب اقتصادي را تنها بايد در زمين‎ ‎دولت کار گذاشت. اطلاعات موجود نشان مي دهد که بر اساس برنامه چهارم در طول 5 سال‏‎ ‎حداکثر بايد 92 ميليارد دلار از دلارهاي نفتي عايد کشور شود، اما دولت نهم اين رقم‏‎ ‎را فقط در عرض يکسال و نيم بدست آورده است و به لطف اين باد خوش آهنگ نفتي همواره‏‎ ‎بودجه هاي سنواتي را با 40 الي 50 ميليارد دلار تدوين کرده است. در صورتي که قانون‎ ‎گذاران در قالب برنامه چهارم تصويب کرده بودند که هر سال فقط نزديک به 22 ميليارد‏‎ ‎دلار از درآمدهاي نفتي برداشت شود.
 
به خاطر بزرگ شدن تصاعدي بينش نفتي ميزان‎ ‎نقدينگي نيز از 65 هزار ميليارد تومان در سال 83 به 145 هزار ميليارد تومان در سال‏‎ 86 ‎افزايش يافت و اين پرش، يک اوج گرفتن تاريخي براي دولت نهم محسوب مي شود‎. ‎ 

نکته جالب ماجرا اما اينجاست که در دوران وفور دلارهاي نفتي، درست همپاي رشد‎ ‎درامدهاي نفتي، ميزان بدهي دولت و شرکت هاي دولتي به بانک مرکزي به ترتيب معادل 11‏‎ ‎هزار ميليارد تومان و 28 هزار ميليارد تومان ثبت شده است. 

در حالي که در سال 83 با‏‎ ‎درآمد ناچيز نفت(21 مکيليارد دلار)بدهي دولت به بانک مرکزي رشدي معادل منفي 4/4‏‎ ‎درصد را به يادگار گذاشته است. ارقام فوق نشان مي دهد که سوداي دولتي تر شدن يا‎ ‎سنگين تر کردن سرمايه داري دولتي، با استفاده از تکرار اشتباهات گذشته و تجميع آنها‎ ‎در قالب رفتار تازه اي براي اقتصاد دولتي تنها واقعيت موجود است. تازه از سوي ديگر‎ ‎در اين دوران طرح ها و راهبردهايي ماهيت قانوني گرفته اند که بسيار شفاف خصوصي ها‎ ‎را از حوزه هاي پيمانکاري طرد مي کنند(اصلاح اختيارات سازمان بسيج سازندگي نيروي‎ ‎مقاومت بسيج). 

کارتل هاي دولتي و يا‎ ‎حاکميتي، بدون تعارف بر صندلي پدر سالاري‎ ‎اقتصاي جلوس کرده اند تا ديگر هيچ شکي در ميان خصوصي ها در مورد حضور راديکاليزم‎ ‎اقتصادي باقي نماند. اين البته لطفي بزرگ است که باز بايد گفت ديدن بدون حجاب آن‎ ‎مديون دولت نهم است. دولتي که از اين منظر، با شفاف کردن ماهيت سرمايه داري‎ ‎دولتي(بيش از هر زمان ديگري) حقي بزرگ بر گردن اقتصاد ايراني دارد. حالا شما بگويد‎ ‎نبايد از تصميم گيران اصولگرا و جوان اقتصاد کشور قدرداني کرد؟‎! ‎ 

نویسنده: علي دهقان

کد مطلب : 3228
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ