اگر چه هنوز ابعاد حادثه دانشگاه زنجان مشخص نشده است اما حتي اگر آنچه كه به عنوان خبر منتشر شده است فاقد صحت يا دقت باشد نميتوان از كنار آن گذشت. زيرا اين حادثه و خبر آن را ميتوان در زنجيره اخبار حوادثي ديد كه علاوه بر قبيح و تأثر انگيز بودن اصل خبر، احساسي كه از انتشار آن بر فضاي جامعه حاكم ميشود بسيار مهم است.
حقيقت آن است كه اين حادثه اگر دقيقاً به همان نحو باشد كه تاكنون در رسانهها اعلام شده است علاوه بر تاثير فردي، از آن جهت كه احساس عدم امنيت را در پاكترين فضاهاي كشور حاكم ميكند بايد بلافاصله مورد ريشـهيـابـي قـرار گيـرد و ضمن تلاش براي اعاده حيثيت از دانشجوي آسيب ديده، با عامل فاجعه برخورد فوري، قاطع و عبرتانگيز صورت گيرد.
اين حداقل انتظار از مسئولان امنيتي و قضايي است كه همانند برخي پروندههاي سياسي، بلافاصله ابعاد گوناگون اين موضوع را رسيدگي و مانند بعضي پروژههاي مورد اهتمام مسئولان، مردم را به صورت مرحله به مرحله در جريان اقدامات خود قرار دهند. اما پيگيري موضوع و مجازات خــطــاكـاران احتمالي، تنها وظيفه حاكميت در برابر فجايع اينچنيني نيست. بلكه بايد ريشه حوادث اينچنيني و شرايطي كه بـراي عدهاي خاص <احساس امنيت مطلق> و براي ديگران <احساس اضطراب و نگراني دائمي> ايجاد ميكند نيز به صورت دقيق ريشهيابي و براي مقابله با آن تدبيري انديشيده شود.
همچنين مسئولان حكومتي بايد به ارزيابي اين نكته بپردازند كه چرا قبل از آنكه فرصتي براي بررسي موضوع و يا امكاني براي ارائـه دفـاع طـرف مقـابـل ايجـاد شـود، خبـرهـاي اينچنينـي مورد پذيرش عدهزيادي از مردم قرار ميگيرد؟ همچنين دست اندركاران امور انتظامي و قضايي موظفند به ارزيابي اين مساله بنشينند كه چرا عدهاي به جاي متوسل شدن به مراجع قضايي، ترجيح ميدهند راساً به جمع ا~وري مدرك عليه خطاكاران بپردازند و افكار عمومي را براي استيفاي حق خود، به خدمت بگيرند؟
نگارنده بر اين باور است كه حادثه زنجان به لحاظ ريشهها و انگيزهها، تفاوت چنداني با حادثه همدان ندارد همان طور كه ميتوان رگههايي از شباهت ميان اين دو حادثه با حادثه تاثرانگيز سه سال قبل متروي كرج و برخي اتفاقات ناگوار ديگر ديد.
الــبـتـه ممكـن اسـت متهمـان هـريـك از ايـن حـوادث، انگيزههايي متفاوت داشته باشند و براي توجيه اقدام خود، <رطب> و <يابس> به هم ببافند. اما بدون تعارف بايد گفت تا زماني كـه بـراي كليـه مـاموران حكومتي، شرح وظايف مشخص و در چارچوب دقيق قانوني مشخص نگردد و تا زماني كه بتوان با تـحـريـك احساسات و عواطف مذهبي، سياسي و اجتماعي اقشاري از جامعه، برخي اقدامات خلاف قانون– يا اقداماتي كه براي اجراي آنها حكم صريح قانوني وجود ندارد– را انجام داد و حتي به آن افتخار كرد، بايستي منتظر حوادث مشابه باشيم. راستي اگر براي ماموران انتظامي حوزه دقيق وظايف تعيين شود و هر نوع تخطي از اين حوزه، مجازاتهاي سنگين تعيين شود، آيا يك مادر در عزاي تنها فرزند خود خواهد گريست؟
اگر براي اثبات تخلف يك دانشجو، آئيننامههاي معين و غيرقابل تفسير مشخص گردد و براي مجريان اين آئيننامهها نيز اختيارات معين و محدود ابلاغ شود آيا زمينهاي باقي خواهد ماند كه يك مسئول دانشگاهي با وعده رفع مشكل دانشجو، خود و آن دانشجو را به مشكل بيندازد؟ امروز برخي اقدامات ضربتي و نيز رفتار سينوسي مجموعه مسئولان در ارتباط با مساله بدحجابي يا ارتباط دختران و پسران ، گاه منجر به نوعي ولنگاري در ميان عـدهاي از جوانان ميشود و گاه سختگيريهاي نه چندان ضروري را به ماموران تحميل ميكند، آيا نميتوان براي خلاصي از اين وضعيت، آنچه را كه اجراي آن توسط مجموعه حاكميت، ضروري و مفيد تشخيص داده ميشود، به صورت دقيق و با ارائه دليل براي مردم تبيين شود و اجراي آن درخواست شود؟ راستي اگر چنين شود آ يا شاهد برخي حوادث ناگوار خواهيم بود؟
اگر مجموعه اختيارات مقامهاي انتظامي و قضايي به هنگام روِيت يك دختر و پسر جوان با يكديگر، براساس ضوابط شرعي اعلام و هر ماموري كه ذرهاي از اين ضوابط تخطي كرد با مجازاتهاي سنگين مواجه شود آيا در آينده شاهد عزادار شدن يك پدر رزمنده در سوگ دختر تحصيلكرده خود خواهيم بود؟
صريحتر بگوئيم هنوز مجموعه حاكميت در خصوص موضوعاتي همچون نحوه مقابله با ناهنجاريهاي اجتماعي، به ديدگاه يكسان نرسيدهاند. مثلاً يك دستگاه حكومتي، خود را موظف به جمعا~وري علمكهاي شيطان – ماهواره – ميداند و عاليترين مقام اجرايي كشور در يك سخنراني عمومي ، از آزادي استفاده از ماهواره در كشور سخن ميگويد، در يك تريبون، بد حجابان را لشگر امريكا مينامند – بدون آنكه معيار مشخصي براي حجاب و بد حجابي معرفي كنند – و تريبونهاي ديگر روشهاي تحكمي بـراي تـرويج حجاب را بي فايده و زيانبار ميدانند، عدهاي از تريبونداران، برخي حركات در مراسم عزاداري را حتي خلاف شرع ميدانند و يك مقام بلندپايه كشوري، از اينكه عدهاي در روشهاي عزاداري مردم دخالت ميكنند ابراز تأسف مينمايد و...
در اين شرايط، بسياري از مردم تكليف خود را نميدانند و بسياري از افراد هم از بلاتكليفيهاي قانوني و فضاسازيهاي رسانهاي و تريبوني – كه بعضاً با نيت خير انجام ميشود– سوء استفاده ميكنند كه نتيجه آن، يك روز در استفاده از آفتابه براي تنبيه كساني كه به تشخيص مراجع انتظامي، مرتكب رذالت شـدهانـد مـتجلي ميشود، يك روز در بازداشت غير ضروري دختر دانشجو درهمدان و روز ديگر در ملاقات بحث برانگيز مسئول دانشگاهي با يك دختر دانشجو و حوادث بعد از آن.
دست اندركاران اركان مهم حكومتي نبايد فراموش كنند كه احـسـاس <عـدم امنيت> به مراتب خطرناكتر و رنجآورتر از <عدم امنيت> است كه متأسفانه به دليل برخي حوادث، در عرصههاي گوناگون در حال افزايش است. خبر تأثرانگيز اخير، حتي اگر دقيق نباشد – كه اميدواريم دقيق هم نباشد – هشداري براي مسئولان است تا فكري اساسي كنند و زمينه ايجاد چنين حوادثي را از بين ببرند.
کد مطلب : 4264