4 مهر 1387 ساعت 7:45

نه، اينچنين نيست برادر [درباره عذرخواهی توکلی از موسویان]

روزنامه اعتمادملی-4 مهر 87

نوشته‌های محمدعلی ابطحی را عموما می‌خوانم، همویی كه ظاهرا وقتی كه رئیس دفتر خاتمی رئیس‌جمهور اصلا‌ح‌طلب بود و در ملا‌قات‌های حضوری اشخاص با خاتمی سخت‌گیری داشت، لا‌بد حق داشت تا همه وقت رئیس‌جمهور به ملا‌قات با این و آن نگذرد. از روزی كه وب‌سایت شخصی خود را، زمانی كه عضو دولت اصلا‌حات بود راه‌اندازی كرد و دوربین موبایل او چه ظریفانه و دقیق به صید لحظاتی پرداخت كه هیچ دوربینی مجوز حضور در آن جلسات را نداشت، بی‌پروایی او در بیان حقایق و هر از گاهی نوشتن از خودش، وی را صاحب قلمی روان كرد كه مجبوری همه مطلب او را بخوانی یا به خواندنت می‌كشاند. ‌

مطلب <كاش همه از احمد توكلی یاد می‌گرفتیم> در صفحه 16 روزنامه اعتماد ملی شنبه سی‌ام شهریور شماره 745 را خواندم، خطاب به ابطحی می‌گویم اینچنین نیست برادر، چطور به‌عنوان فردی سیاسی و مذهبی می‌پذیری كه یك نفر یا مجموعه‌ای در رسانه خود فردی را كه هنوز حكمی علیه‌اش صادر نشده - حال با نقل و قول دیگران - جاسوس بخوانند و ده‌ها تهمت براو روا دارند و بعد از آنكه دادگاه اتهام‌ها را رد كرد، آن هم بعد از ماه‌ها -‌نمی‌دانم به چه انگیزه‌ای - از گذشته خود استغفار كنند و برای آخرت خود حلا‌لیت بطلبند و دردناك‌تر اینكه، طرف اتهام بگوید در جوار جد بزرگوارم حضرت رضا (ع) او را بخشیدم. فرض كنیم حلا‌لیت طلبیدن را نوعی توبه بدانیم، در قانون هم بعد از اثبات جرم توبه را نمی‌پذیرند، مثلا‌ شارع و به تبع آن قانونگذار در تبصره 5 ماده 200 قانون مجازات اسلا‌می در حد سرقت مقرر می‌دارد: <حد سرقت بعد از ثبوت جرم با توبه ساقط نمی‌شود و عفو سارق مجاز نیست.> 

در موارد دیگر هم شارع توبه را قبل از كشف جرم یا در زمان كشف و قبل از اثبات به‌وسیله حاكم جایز شمرده است. در مورد قضیه موسویان، این حق متعلق به موسویان نبود كه ببخشد. وقتی یكی از معروف‌ترین دیپلمات‌های كشور - كه در سخت‌ترین پرونده ایران با جهان خارج، یعنی پرونده هسته‌ای به عضویت گروه مذاكره‌كننده رسید- متهم به جاسوسی كنیم و از نهادها همین نغمه به گوش برسد كه او جاسوس است، انعكاس این مطلب توسط رسانه‌ها قبل از ثبوت حتی برابر قانون جرم است. ماده 188 قانون آیین دادرسی كیفری ذیل تبصره دوم خود انتشار صورتجلسات دادگاه را در رسانه‌های گروهی قبل از قطعی شدن حكم، مجاز ندانسته و متخلف از این تبصره را به مجازات <مفتری> محكوم نموده است. 

واقعا از منظر افراد بی‌طرف یا بهتر بگویم افراد خارج از كشور كه مسائل ایران را تعقیب می‌كنند این پرسش مطرح نیست كه در ایران چه می‌گذرد؟ به فردی اجازه می‌دهند در عالی‌ترین سطح سیاسی در عرصه دیپلماسی رشد كند، به سفارت مهم‌ترین كشورها برسد و بعدا در حساس‌ترین پرونده جهانی كشور كه پای ایران را به شورای امنیت باز كرد و درنهایت 3 قطعنامه هم علیه ایران صادر شد، عضو فعال شود سپس او را متهم به جاسوسی نمایند؟ آن هم جاسوسی نسبت به پرونده‌ای كه عضو مذاكره‌كننده آن بود، او را به زندان بیندازند و بعد از مدتی با تودیع وثیقه آزاد ، محاكمه و از اتهام جاسوسی تبرئه شود و یكی از سایت‌های معروف و متعلق به یكی از نمایندگان شاخص مجلس - كه اتفاقا رئیس مركز تحقیقات مجلس و عضو هیأت علمی دانشگاه و كاندیدای ریاست‌جمهوری با چند میلیون رأی نیز است- با نادیده گرفتن همین تبصره ماده 188 قانون آیین دادرسی كیفری این عضو ارشد دیپلماسی را در - حال با نقل‌قول - جاسوس خطاب كند و چند ماه از برائت وی بگذرد و سپس حلا‌لیت بطلبد؟ نمی‌گویند در این كشور معیارها بر چه محوری می‌چرخد؟ حلا‌لیت از بعد شرعی هم دیدیم همان توبه است كه شارع بعد از مدتی آن را نمی‌پذیرد و جالب اینكه عفو كه یكی از حقوق محكومان است را شامل این فرد نمی‌دانند.

جناب ابطحی، بگذار مطلب ساده دیگری را بگویم؛ پرونده شهرام جزایری كه معرف حضورتان هست؛ با وجود تبصره ذیل ماده 188 قانون آیین دادرسی كیفری، هر شب جریان محاكمه همانند محاكمه پرسروصدای كرباسچی از تلویزیون پخش می‌شد. تعداد متهمان زیاد بود، عده‌ای با عدم پذیرش قرار خود توسط ریاست دادگاه مواجه شدند و هنوز لباس مخصوص زندانی الزامی بود. این افراد را با لباس زندان به دادگاه می‌آوردند و شب هم جریان محاكمه از تلویزیون پخش می‌شد. من چند موكل داشتم كه خوشبختانه همه در مرجع تجدیدنظر تبرئه شدند. اما پخش تصاویر اینان از تلویزیون چنان ضربه روحی‌ای به خانواده آنها وارد آورد كه تعدادی مجبور به تغییر محل سكونت خود شدند. فرزندان اینان از تحصیل واماندند و مجبور به تغییر مدرسه خود شدند. افرادی كه تبدیل به شومن تلویزیونی شده بودند و هر شب دوست و دشمن آنان را در جایگاه متهم می‌دیدند و جالب اینكه فردا سر پست خود كه عمدتا حساس بود حاضر بودند. چه بر این افراد و خانواده آنان و موقعیتشان در جایگاه حرفه‌ای آنها گذشت؟ 

باوركنید این آب رفته از جوی را تحت هیچ شرایطی نمی‌توانید برگردانید، خانواده‌ها آسیب دیدند، این بی‌اخلا‌قی نیست؟ همانطور كه گفتید <فاجعه> است و از باب گناه هم به گفته شما <جزو گناهان درجه اول> است اما از نظر سیاسی كه برمی‌گردد به سرنوشت عامه مردم، دیگر من و شما نمی‌توانیم ظرفی پیدا كنیم كه مظروف خود را داخل آن بریزیم و با یك حلا‌لیت و طرف مقابل با یك بخشش به قضیه پایان دهد. قبول دارم كه توكلی با شجاعت طلب حلا‌لیت نمود اما نمی‌پذیرم كه جامعه باید او را ببخشد؛ گناه یا عمل توكلی را كه خود را هم‌وزن‌ هاشمی‌رفسنجانی دید و یادم است حدود 5 میلیون رأی در مقابل سردار سازندگی آورد و طی این مدتی كه نماینده مجلس بوده، معقول‌ترین نقدها را از وی دیده‌ایم و شهامت اظهارنظر او مثال‌زدنی است. اما افراد هرچه بزرگ‌تر باشند باید گناه كوچك‌تری انجام دهند و گناه كوچك بزرگان از گناه بزرگ افراد عادی باید مجازات بیشتری داشته باشد. موسویان جز اعلا‌ن حلا‌ل كردن چه می‌تواند بكند؟ او به كجا شكایت ببرد؟ برخلا‌ف نظر جناب ابطحی بر آن باورم كه قبح هر گناهی ریخته خواهد شد، باب اتهام و توهین رواج خواهد یافت و طرف خود را به این دلخوش می‌كند كه بعدا حلا‌لیت می‌طلبم. آبروی مومن، از خون او محترم‌تر است. باید دنبال این بود كه چرا جامعه ما به این درجه رسیده كه به گفته شما با <بداخلا‌قی> درصدد بیرون راندن رقیب است.

سخن آخر اینكه، ممكن است از باب مذهبی و یا اخلا‌قی، عمل توكلی نوعی شجاعت یا شهامت باشد اما از نظر سیاسی و حقوقی عمل وی و سایت تحت امرش، همانند تیری است كه از چله كمان خارج شده و دیگر اختیاردار آن تیر توكلی نیست، این تیر هرچند موسویان را نشانه رفته بود اما بر بدنه مدیریت كلا‌ن سال‌هایی كه موسویان مصدركار بود نشست و تبرئه او هرچند سلا‌مت مدیریت قبلی را می‌رساند اما... ‌

گیرم كه آب رفته به جوی باز آید ‌
با آبروی رفته چه باید كرد؟ 


نویسنده: نعمت احمدی

کد مطلب : 7261
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ