گردن آویز طلای هادی ساعی و قرارگرفتن این فرزند ایران زمین بر سكوی قهرمانی جهان در المپیك ٢٠٠٨ چین دل هر ایرانی وطن دوست را شاد كرد و مروارید شوق را بر گونه های بسیاری از شیفتگان اعتلای میهن نشاند.
این گرد دلاور، امروز پرافتخارترین ورزشكار ایرانی در تاریخ برگزاری المپیك است. این فوق ستاره قهرمان كه به ارزنده ترین خصلت یك ورزشكار یعنی «منش پهلوانی» آراسته است دیگر بار به جهانیان ثابت كرد كه ایرانی، می تواند و شایستگی ایستادن بر بام افتخارات را دارد و غیرت به اهتزاز درآوردن پرچم سه رنگ ایران و فرازآمدن بر قله های افتخار، ذاتی وجود اوست كه این فرزند ایران به جهان نشان داد ایرانی ریشه در تاریخ پرافتخار، حماسه هایی به یادماندنی و اسطوره هایی ماندگار چون كاوه آهنگر و آرش كمانگیر دیروز و كاوه ها و صیادها و چمران های امروز دارد.
پیش از او نیز دلاورمردان بسیاری در عرصه قهرمانی و نخبگان گران مقداری در عرصه های علمی و هنری، تابلوی خوش نقش توانمندی ایرانی را در جهان به نمایش گذارده اند و از این پس نیز چنین خواهد بود، اما پرواضح است كه با وجود ظرفیت های كشور از جمله برخورداری از جامعه ای جوان، هوشمند، غیرتمند و دارای روح حماسی و شیفته منش پهلوانی وجوانمردی و همچنین وجود بودجه های قابل توجه در سازمان تربیت بدنی و ورزش كشور در كنار مناعت طبع و قناعت ورزشكاران و جوانان ایرانی و افتخارآفرینی های متعدد این عزیزان در عرصه های جهانی، سهم ایران و ایرانی از مدال های المپیك باید بسیار بیشتر از یك طلا و یك برنز مشترك باشد.
بی گمان به روزبودن دانش ورزشكاران، مربیان و مدیران در زمینه های گوناگون از جمله تغذیه، بدن سازی، تقویت روحیه، پشتیبانی انگیزشی و روانی در كنار بهره گیری از جدیدترین روش ها برای افزایش هوشیاری، سرعت و قدرت بدنی ورزشكاران از جمله مسائل بسیار حائزاهمیت و قابل توجه در عرصه ورزش های قهرمانی است و البته برخورداری سازمان ورزش و تربیت بدنی از مدیریت پرانگیزه، منسجم، متعهد، توانمند، كارآمد، موثر و پاسخگو شاید یكی از موثرترین عوامل موفقیت ورزشكاران كشور در عرصه های ملی و بین المللی باشد بر این اساس نتیجه بسیار ضعیف و غیرقابل قبول ورزش كشورمان در المپیك ٢٠٠٨ چین باید مدیران و مسئولان و خصوصا دست اندركاران ورزش كشور را به تاملی اساسی و جدی در سیستم مدیریتی خود وادارد و این عزیزان شفاف و صادقانه به مردم بگویند آیا واقعا ظرفیت ورزش كشورمان همین است و نتیجه ای كه در المپیك گرفته شد شایسته ایران و ایرانی است یا این كه مدیریتخرد و كلان ورزش در كشور توان به شكوفایی رساندن استعدادهای بالقوه ورزش و جوانان ایران را ندارد؟ اگر غیر از این است مسئولان ورزش اهداف،چشم انداز، برنامه های بلندمدت،میان مدت،كوتاه مدت و راهبردهای اساسی (اگر وجود دارد) را برای ارتقاء ورزش قهرمانی كشور در معرض داوری خبرگان، كارشناسان و مردم قرار دهند.
مدیران ورزشی كشور به مردم پاسخ دهند كه همین یك طلا و یك برنز مشترك تا چه حد حاصل استعدادهای ذاتی این دو قهرمان ایرانی است و سهم سازمان ورزش كشور در كسب این دو مدال چیست؟
انصاف حكم می كند كه مسئولان ورزش كشور به مردم توضیح دهند كه چگونه می شود طلای باارزش جهانی و المپیك رشته تكواندو كه ورزشی با خاستگاه غیرایرانی است به مدد پشتكار و شایستگی های ذاتی هادی ساعی جلوه گری می كند، اما در ورزشی مانند كشتی كه اساسا می تواند خاستگاهی ایرانی برای آن قائل شد سهم ایران فقط یك برنز مشترك می شود؟
همچنین مدیران ورزش باید توضیحی در خور درباره آنچه كه به كناره گیری و انصراف رضازاده این اعجوبه و فوق ستاره وزنه برداری جهان كه با رشادت، افتخار قوی ترین مرد جهان بودن را به خود اختصاص داد و شاید در هر چند دهه چنین قهرمان فوق ستاره ای در آسمان جهان ورزش ندرخشد، ارائه كنند، به خاطر داشته باشیم كه در تاریخ وزنه برداری جهان تا قبل از افتخارآفرینی های رضازاده هیچ وزنه بردار ایرانی نتوانسته بود حتی یك بار به مقام قهرمانی جهانی وزنه برداری در سنگین وزن نزدیك شود اما معلوم نیست به كدام دلیل حسرت افتخار آفرینی چندباره وحضور این قوی ترین مرد جهان و اسطوره وزنه برداری در المپیك پكن به دل مردم كشورمان و جهانیان ماند كه البته به نظر می رسد پرداختن به بحث حضورنیافتن رضازاده به عنوان قوی ترین مرد جهان خود مجال و فرصتی مستوفی می طلبد و نباید به سادگی از كنار این بحث گذشت چرا كه رضازاده تنها متعلق به خود نبود بلكه افتخار ورزش ایران و جهان است بنابراین نمی توان و نباید از این مقوله به راحتی عبور كرد.
دست اندر كاران ورزش كشور سهم و نقش خود را در پررنگ شدن حاشیه ها و كم رنگ شدن متن مسائل ورزشی و همچنین نقش خود را در بروز سیاسی كاری در عرصه ورزش چگونه ارزیابی می كنند؟آیا سرمایه گذاری در رشته های مختلف ورزشی متناسب با ظرفیت ها و استعدادها انجام شده است؟
سخن آخر این كه آیا مسئولان ورزش كشور نتایج حاصله را باعث جریحه دارشدن غرور ایرانی می دانند یا نه؟ اگر دراین باره تقصیری متوجه خود می دانند و فرصت ها را سوزانده اند باید به نحومقتضی از ملت ایران عذرخواهی و تصمیمی در خور اتخاذ كنند كه این تصمیم می تواند كناره گیری و استعفا از سمت خود باشد و اگر كسب این نتایج ورزشی را لطمه به غرور ایرانی نمی دانند خود حكایتی است كه قضاوت درباره آن نیز برعهده مردم است.
کد مطلب : 6334