| امروز سه شنبه 12 آذر 1387 |
|
پربيننده ترين عناوين
| ۱. | ||
| ۲. | ||
| ۳. | ||
| ۴. | ||
| ۵. | ||
| ۶. | ||
| ۷. | ||
| ۸. | ||
| ۹. | ||
| ۱۰. |
عناوين مرتبط
دردنامه آخر [درباره عزل مظاهری] روزنامه دنیایاقتصاد-6 مهر 87 |
آخرین نامه طهماسب مظاهری به ریاست جمهوری حاوی نکات بسیاری است، اما خط اصلی بندهای آن، تلاش رییس کل سابق برای برگشت مطالبات معوقه و در عین حال باز کردن اعتبار لازم از منابعی است که کمترین تاثیر را بر تورم داشته باشد.
این شاید تنها راهی بود که وی ميتوانست در عین انجام مسووليت اصلی بانک مرکزی که کنترل تورم است، نیازهای اعتباری را نیز پوشش دهد. با این وجود هیچ خبری در دست نیست که چرا این راه منطقی مورد عنایت قرار نگرفته است و مظاهری را مجبور ساخته با ارائه گزارش آخر به مقامات از پست خود کنارهگیری کند.
پرسش این است که آخر بانکها چگونه به متقاضیان وام دهند؟ اولا وقتی نرخ بهره به این حد به صورت دستوری پایین است، تقاضا به اوج خود ميرسد و اضافه تقاضا همان معضلی است که بانکها در سالهاي اخبر گرفتارش بودند. ثانیا بانکها که به تعبیر عامیانه کارخانه پولسازی که نیستند، بالاخره اعتبار باید از جایی تامین شود. البته ميتوان گفت بانک مرکزی همان کارخانه است ولی اگر بدون داده از این کارخانه ستانده طلب کنیم، همان بلایی سرمان ميآيد که حال با چنین تورميشاهدش هستیم.
مظاهری به درستی بلا را درک کرده بود و قفل خزانه و جلوگیری از اضافه برداشت در همین جهت بود. اما وی حتی از این هم پا را فراتر گذاشت، که اگر در کارخانه را بسته بود راه بدست آوردن اعتبار را هم به رییس جمهوری نشان داده بود. بزرگترین پیامنامه خداحافظی به مخالفانی بود که ميگفتند وی اصولا به همهجا قفلزده است و فعالیت اعتباردهی بانکها را مختل کرده است. وی نشان داد که در جهت صحیح این فعالیت هر چند که با نرخ بهره اش موافق نبود گام برداشته است و اتفاقا منتقدان یاریش نکردهاند.به هر رو حال آشکار شده است که مظاهری خود رفته است، زیرا چون سلفش تنها ماند، لیک شاید دولت ميتوانست این بار بر خلاف روند قبلی که در مورد شیبانی و دانش جعفری رخ داد عمل کند. شاید ميتوانست کمي بیشتر در مورد گزارشهاي وی تامل کند.
از این که بگذریم، اگر برای یک اقتصاددان خارجی تعریف کنیم که چگونه در عرض یک سال رییس بانک مرکزی ایران عوض ميشود و ادعا داریم با این تغییر ميخواهیم سیاست هاي پولیمان را سامان ببخشیم، بعید نیست که اقتصاددان ما، پوزخندی زند که در کجای دنیا با عمر یکساله رییس بانک مرکزی سياستها به سامان شده است؟ اولین خصیصه یک بانک مرکزی کارآ عمر طولانی هیات عاملش است. دقیقا چون مجلس خبرگان یا شورای نگهبان، که آنان نیز بر کرسی علم خود نشستهاند و کار علميثبات ميخواهد و تفکر، نه مرد سیاسی که با تغییر هر دولت، تغییر کند.
حال دقیقا همان ارگانی که در تمام دنیا بر ثبات و استقلالش تاکید ميشود در عرض دو سال سه رییس و سه هیات عامل را بر خود ميبیند! شاید برای عامه این سخنان گزاف باشد، اما اهل فن مضرات این تغییرات را بر تارک سیاستهاي پولی ميدانند. به همین علت است که کوکیرمان از اقتصاددانان برجسته حوزه پولی در تعیین شاخص استقلال بانک مرکزی که ارائه ميدهد اول از همه به طول دوره رییس بانک مرکزی اشاره ميکند و از همین حال وضعیت بانک مرکزی ایران معلوم است. نه استقلالی بود و نه گوش شنوایی، مظاهری باید ميرفت.
حال باید دید جانشینش ميتواند این همه را از سر رد کند و مقامات پولی را به جایگاه اصلی شان بازگرداند. بسیار سخت و در دور دست مينماید، ولی راهی نیز جز امید بستن و نگریستن. اما اگر وی در همین قدم اول آنچنان که گزارشها حکایت ميکند نتواند تیمش را خود بچیند، سال پیش رو از همین بهار پاییزهاش پیدا است.
نویسنده: پویا جبلعاملی
ارسال اين مطلب به دوستان |
دريافت فايل مطلب |
نسخه قابل چاپ |