دیروز بار دیگر رحیم مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل سخن گفت و تاكید كرد: «برای هزارمین بار و قویتر از گذشته اعلام میكنم كه ما با همه مردم دنیا دوست هستیم، حتی مردم آمریكا و اسرائیل.»
مشایی قبلا نیز با بیان اظهارات مشابه، باعث برانگیختن اعتراضات فراوانی شد و بناچار توضیحاتی ارائه كرد تا اذهان عمومی را روشن كند؛ اما این امر، بر ابهامات افزود؛ زیرا از اصرار وی بر خطایی حكایت داشت كه ارتكاب آن از سوی فردی در حد معاون رئیسجمهوری، دور از انتظار بود.
واقعیت این است كه این گونه اظهارات، نه از یك برنامه حساب شده برای كم كردن حساسیتهای مردم نسبت به رژیم غاصب فلسطین نشأت میگیرد و نه از كمسوادی و بیاطلاعی گوینده، بلكه عمدتا نشانگر این واقعیت است كه كسی به خطا و اشتباه، سخنی را بر زبان میراند و چون شجاعت پذیرش خطای خود را ندارد، به توجیه و دلیلتراشی میپردازد.
رحیم مشایی بهتر از همگان میداند كه مردم ایران درباره اسرائیل چگونه میاندیشند و خود نیز مفهومی مثل «ملت اسرائیل» را صحیح نمیداند، اما با وجود این، اصرار دارد كه میان «مردم» و «ملت» اسرائیل تفاوت قائل شود و با این مرزبندی، سخن نسنجیده خود را توجیه كند. طبعا منظور وی، دوستی با مردم فلسطینی تحت سیطره رژیم اشغالگر فلسطین نیست. همچنین سخن رحیم مشایی را نباید یك كلام عرفانی تلقی كرد و دوستی و محبت همه مخلوقات الهی را از آن نتیجه گرفت. اظهار دوستی با مردم اسرائیل، یك پیامد سیاسی روشن و یك نتیجه قهری را به همراه دارد كه آن، به رسمیت شناختن پدیدهای به نام اسرائیل خواه دارای مردم باشد یا ملت است كه قطعا در مخیله رحیم مشایی هم نمیگنجد و مورد قبول او هم نیست.
حضرت امیر(ع) میفرمایند: سخن تا اظهار نشده، اسیر آدمی است و وقتی بیان میشود، انسان را اسیر خود میكند. واقعیت این است كه رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بیتامل سخنی را بر زبان راند كه اینك اسیر آن شده است و توان رهایی خود را نیز ندارد. در این مواقع، شیطان هم به تزیین اعمال ما میپردازد و توجیهات متفاوتی را بر زبان ما جاری میسازد.تنها راه رهایی از این اسارت، پذیرش خطا و پرهیز از توجیه و دلیلتراشی است.
امیدوارم رحیم مشایی شجاعت و جسارت این تصمیم را داشته باشد.
علی شكوهی
کد مطلب : 5949