15 مهر 1387 ساعت 7:30

تبليغ واقعی عليه نظام!؟

سرمقاله آفتاب‌یزد-15 مهر 87

در شرايطي كه به بركت برخي سياست‌هاي مشعشع اقتصادي، روز به روز فشار بر اقشار گوناگون جامعه در حال افزايش است، مطبوعات نيز نمي‌توانند از اين فشارها به دور باشند. در اين شرايط، ملاحظه رفتار دستگاه‌هاي دولتي نسبت به روزنامه‌هايي كه حمايت از دولت را به سرحد شيفتگي رسانده‌اند و مقايسه آن با تعامل اين دستگاه‌ها با روزنامه‌هاي منتقد، مي‌تواند اوج عدالت‌طلبي بعضي مسئولان دولتي را در ويترين <مهرورزي> آنها به نمايش بگذارد. البته مخاطبان آفتاب يزد بـا ايـن سـوژه، آشنايي ديرينه دارند اما جديدترين حادثه در اين خصوص، هم عبرت آموز است و هم نيازمند تامل و بررسي !‌!‌

هفتـه گـذشته، در يك ناپرهيزي آشكار سفارش چاپ 6 نـوبت آگهي مربوط به يكي از وزارتخانه‌هاي پردرآمد به آفتاب يزد داده شد. البته اين وزارتخانه و سازمان‌هاي تابعه آن قبلاً عنايت ويژه خود را به روزنامه‌هاي شيفته دولت به اثبات رسـانـده بـودنـد. به طوري كه با بررسي شماره‌هاي منتشره درمـاه‌هاي گذشته، به كمتر روزي مي‌توان برخورد كرد كه صفحات اين روزنامه‌ها به آگهي‌هاي رنگارنگ و پردرآمد اين سازمان‌ها مزين نشده باشد. اما به هر حال هر گاه كه قرار است واقعاً مردم از موضوعي مطلع شوند نوبت به درج آگهي در روزنامه‌هاي منتقد دولت فرا مي‌رسد و هفته گذشته، يكي از همين مناسبت‌ها بود. پس از چاپ سه نوبت از سفارش 6 گانه، پيغامي از طرف متوليان آگهي‌هاي دولتي رسيد كه از ادامه چاپ آگهي‌ها خودداري شود زيرا به زعم مسئولان دست اندر كار آن وزارتخانه، رفتار آفتاب يزد در راستاي تبليغ عليه نظام است. البته اين ادعا هيچگونه نگراني براي ما ايجاد نكرد زيرا برخي مديران كه در ساماندهي مسائل اوليه مرتبط با حوزه مسئوليت خود و تامين نيازهاي مردم، فاقد توانايي و صلاحيت كافي هستند، قطعاً نمي‌توانند براي تشخيص مصالح بزرگتر كشور و شناسايي اموري همچون تبليغ عليه نظام، صاحب صلاحيت تلقي شوند. بعيد هم مي‌دانيم كه بعضي هشدارها عده‌اي را از خواب زدگي داوطلبانه رهايي بخشد، اما چون هنوز به وجود مديراني منصف در ميان مديران دولتي اميدهايي وجود دارد مي‌توان نكاتي را به اين گروه از مديران – كه ممكن است در ميان همكاران خود در اقليت قرار گرفته باشند– يادآور شد.

كساني كه آفتاب يزد را به رفتار برخلاف مصالح نظام متهم كرده‌اند اگر درك درستي از مفهوم نظام و شرايط پايداري آن داشته باشند و همچنين اگر واقعاً پايداري و قوام نظام را تعقيب كنند، لابد مي‌دانند كه براي حفظ يك نظام، تحقق چه شرايطي لازم است. تدبير، سعه‌صدر، پركاري، فرزانگي و دسترسي به دقيـق‌تـريـن اطلاعات، شرايط عمومي است كه آراستگي مديران به آنها، شرط لازم براي حفظ يك نظام است. اما براي نـظـام جمهوري اسلامي كه دشمنان متعددي در سطوح بين‌المللي و منطقه‌اي دارد برخورداري از حمايت گسترده مردمي، شرط مهم ديگري است كه در غياب آن، موفقيت هرگونه تلاش براي حفظ نظام با ترديدهايي مواجه خواهد بود. اين شرط به راحتي تكليف را روشن مي‌كند كه چه كساني به صورت عملي و واقعي در حال فعاليت برعليه نظام هستند يا نتيجه عملكرد آنها موجب تضعيف نظام خواهد شد. در مقابل، مي‌توان حدس زد كه تلاش رسانه‌هاي منتقد براي آشكارسازي ضعف‌هاي اجرايي و تحت فشار قرار دادن مديران دولتي براي ترميم اين ضعف‌ها در راستاي تضعيف نظام است يا موجب تقويت آن؟ به عنوان نمونه مي‌توان به بعضي تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي در ماه‌هاي اخير اشاره كرد كه عليرغم هشدارهاي مكـررحاميان و منتقدان منصف دولت، توسط دستگاه‌هاي رسمي پيگيري شد. نتيجه اين تصميم‌گيري‌ها چيزي نبود جز افزايش فشارهاي اقتصادي بر مردم و كاهش رضايت‌مندي آنها. اكنون مي‌توان وجدان‌هاي بيدار را به قضاوت طلبيد كه آيا بايد بعضي تصميم‌گيران اقتصادي را حامي نظام ناميد و در مقابل، رسانه‌هايي كه بي‌اعتنايي اين مديران به اصول بديهي علمي و هشدارهاي اصولگرايان و اصلاح‌طلبان را افشا مي‌كنند، مخالف نظام دانست؟ آيا كساني كه در اوج نيازمندي‌هاي داخلي و نگراني مردم از كمبود برق و گاز، انگشت در چشم مردم مي‌كنند و شجاعانه از طرح‌هاي صادراتي خود دفاع مي‌نمايند حامي نظام هستند و رسانه‌هاي منتقد كه هشدار مراكز رسمي و شخصيت‌هاي مسئول– همچون مركز پژوهش‌ها و نمايندگان مجلس– در اين مورد را به اطلاع مردم مي‌رسانند، مخالف نظام؟! آيا مي‌توان برخي مديران دولتي را كه اصراري بر اجراي مصوبات قانوني مجلس ندارند، مدافع دوآتشه نظام دانست و رسانه‌هايي كه اين تخلف قانوني را افشا مي‌كنند به تبليغ عليه نظام متهم كرد؟ آيا كساني كه برخي اقدامات و اظهارات آنها موجب بلند شدن فرياد حاميان سابق ايشان در مجلس و ساير نهـادهـا شـده اسـت، طـرفـدار نظام هستند و رسانه‌هايي كه اظهارنظرهاي انتقادي اصولگرايان از دولت را آشكار مي‌سازند، استحقاق متهم شدن به فعاليت بر ضد نظام را دارند؟ آيا كساني كه با تصميم‌گيري‌هاي يك طرفه و بي‌توجهي به همه هشدارها، حتي باعث ريزش‌هاي مكرر در همراهان اوليه دولت شده‌اند را مي‌توان طرفدار موِثر نظام دانست و در مقابل، كساني كه تنهابه خبررساني از اين ريزش‌ها مشغول هستند را مخالف نظام ناميد؟

البته ما مشكل دوستان را درك مي‌كنيم. آنها فقط با چند روزنامه اصلاح‌طلب مشكل ندارند اما در حال حاضر ضعيف‌تر از آن هستند كه روزنامه‌هاي اصولگرا را عليرغم انتقادهاي جدي كه بر دولت دارند از تنعمات دولتي محروم كنند ولذا براي جـبــران آن ضـعــف، فشـارهـاي مضـاعفـي بـر روزنـامـه‌هـاي اصلاح‌طلب وارد مي‌كنند. حال كه اينطور است ما اين فشارها را تحمل مي‌كنيم زيرا مطمئن هستيم با افشاگري‌هاي مستمر، هم در مـيـان مردم براي خود آبرو مي‌خريم و هم رضايت باريتعالي را جلب مي‌كنيم كه دست قدرت او بسيار بالاتراز كساني است كه احساس قدرت مي‌كنند. همچنين يقين داريم خدا و خلق خدا به خوبي مي‌دانند كه عملكرد چه كساني در عمل، آب به آسياب مخالفان نظام مي‌ريزد! 


کد مطلب : 7541
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ