برق از جمله كالاهایی است كه در تمام جنبههای زندگی بشر رسوخ كرده است. رشد جمعیت، افزایش سطح درآمدها، گسترش برقرسانی به سراسر كشور و قیمت ارزان و انعطافناپذیر آن در ایران باعث شده است تا هر ساله شاهد رشدی خارقالعاده در تقاضا و مصرف برق باشیم.
این رشد تقاضا به چنان حدی رسیده است كه عرضه برق دیگر قادر به پشتیبانی و تامین تقاضا نبوده و در سال فعلی سرانجام شكاف تقاضا از عرضه پیشی گرفت و دولت را به سمت سهمیهبندی و خاموشی سوق داد. متاسفانه خاموشی و سهمیهبندی برق بدترین گزینه ممكن از نظر میزان كاهش رفاه اجتماعی است و تا حد امكان باید از این روش اجتناب شود، زیرا حساسیت برخی مشاغل كه به انرژی برق وابسته هستند مثل خدمات مالی بانكها، عملهای پزشكی و غیره در چنان حدی است كه هر گونه وقفه در عرضه برق خسارات سنگین و جبرانناپذیری بر آنها وارد میسازد و نیز اكثر مشاغل تولیدی را بالاجبار به سمت روشهای پرهزینه برای تولید مستقل برق با صرف سرمایهگذاریهای ثابت سنگین میكشاند و منابع محدود اقتصاد را در روشهای تولید غیربهینه محبوس میكند.
اگر با عینكی غیراقتصادی و فنی به مشكل بهوجود آمده نگاه كنیم، نخستین پیشنهاد و راه حل این خواهد بود كه صنعت برق ایران هم نیاز به سرمایهگذاری جدید در ساخت نیروگاه و تاسیسات انتقال و تجهیزات توزیع و نیز سرمایهگذاری مجدد در تجهیزات فرسوده شدهای دارد كه طی نیم قرن گذشته مستهلك گشتهاند. به این ترتیب چون صنعت برق فعالیتی سرمایهبر و با هزینههای ثابت بسیار بالا است نیاز به بودجههای چند میلیارد دلاری دارد تا مشكل كمبود برق حل شود.
اما اصلیترین مشكل صنعت برق، به سمت تقاضا و قیمتگذاری نامناسب برق مربوط میشود.
برق كالایی است كه هزینه تولید آن در ساعات مختلف شبانه روز بسیار متفاوت است (به طوری كه در ساعات نیمه شب، هزینه تولید یك كیلو وات ساعت برق اضافی نزدیك به صفر و در ساعات غروب و ابتدای شب كه به اوج مصرف میرسیم هزینه تولید كیلو وات ساعت برق اضافی به بی نهایت میل میكند).
پس به دلیل عدم امكان ذخیره برق و میزان تقاضای بسیار متغیر در ساعات شبانه روز باید از شیوه قیمتگذاری انعطاف پذیر استفاده شود كه باعث تغییر در رفتار مصرفكنندگان میشود. قیمتگذاری برق باید به صورتی باشد كه مصرفكنندگان را حساس به شرایط كند. خوشبختانه در این مورد هم تكنولوژی به كمك آمده است و امكان نصب كنتورهای چند زمانه و چند تعرفهای فراهم شده است و بدون نیاز به هر گونه ابزار تبلیغی یا تهدیدی دیگر، این كنتورها مردم را تشویق به صرفهجویی در ساعات اوج بار مصرف برق میكنند و كمبود برق تا حد زیادی برطرف خواهد شد.
سیاستگذاران صنعت برق تا زمانی كه مشكل قیمتگذاری برق و نیز واقعیكردن قیمتها را حل نكردهاند، حق ندارند از كمبود و بحرانیشدن برق در كشور سخن بگویند و البته پس از طراحی مناسب بازار برق اگر هنوز هم كمبودی وجود داشت میتوان سراغ روشهای دیگر رفت كه در آن صورت بسیار راحتتر و كمهزینهتر انجام خواهند شد. سایر روشها عبارتند از
الف) راهاندازی بازار منطقهای برق با كشورهای همجوار كه با تبادل برق در ساعات اوج مصرف هر كشور، نیاز به سرمایهگذاری اضافی و پرهزینه در بخش نیروگاهی منتفی خواهد شد.
ب) تسهیل شرایط و ایجاد محیط مساعد (از قبیل آزادسازی قیمتها) برای تشویق به سرمایهگذاری خصوصی داخلی و خارجی در بخش تولید برق است كه متاسفانه به علت ابهامها و نوسانات سیاستی به گزینهای دور از دسترس تبدیل شده است.
ج) در شرایطی كه دولت قصد پسانداز كردن دلارهای نفتی را ندارد و به انحای گوناگون این دلارها را به مصارف روزمره میرساند، گزینه كم خطرتر میتواند سرمایهگذاری دولتی در بخشهای انتقال و توزیع برق باشد تا تلفات انرژی را به حداقل برساند.
پس با توجه به نقش حیاتی برق در همه اجزای زندگی و بخشهای اقتصادی و نارضایتیهای عمومی كه هر گونه اخلال در عرضه آن بهوجود میآورد، لازم مینماید كه سیاستهای پیش گفته به ترتیب و با در نظر گرفتن اولویت به اجرا گذاشته شود.
دکترجعفر خیرخواهان
کد مطلب : 4634