المپيك بيست و نهم نيز با تمام فراز و نشيبها و غمها و شاديهايش به پايان رسيد، البته پاياني بظاهر؛ چرا كه براي خيلي از كشورها در فرداي المپيك، پرونده المپيك بعدي مفتوح ميشود تا در دورهاي 4 ساله كه زمان كمي هم نيست تلاشي جمعي در راه موفقيت در اين بازيها صورت گيرد.
ورزش ايران نيز امروز فارغ از نتيجه ضعيف به دست آمده در پكن كه در جاي خود قابل تعمق و بررسي جامع است بايد برنامهريزي خود را از همين امروز معطوف به حضور در بازيهاي المپيك 2012 نمايد. اشتباه محض خواهد بود اگر خواسته شود اين برنامهريزي و نگاه به 4سال بعد، در چالشهاي مديريتي براي معرفي مقصران ناكامي، مغفول واقع شود.بديهي است نتيجه به دست آمده (مقام پنجاه و يكم با يك طلا و يك برنز) به عنوان بدترين نتيجه به دست آمده در طول تاريخ حضور ورزش ايران در اين دوره از بازيها، هيچكس را راضي نكرده است، حتي مسوولان ورزش را كه هيچ فكر نميكردند سرمايهگذاري كلان دولت در ورزش اينگونه در ميدان المپيك به سرانجامي نيكو ختم نشود.
مسلم اين كه جايگاه به دست آمده در شاِن ورزش ايران نيست و المپيك پكن آيينه تمامنمايي بود تا ديگر بار نقاط ضعف خود را شفاف رويت كنيم و دريابيم كه براي رشد و شكوفايي بيشتر چه راهي را بايد مورد توجه قرار دهيم. واقعيت اين است كه با وجود تمام كارهاي صورت گرفته هنوز از علم روز ورزش دنيا عقب هستيم و بعضا احساسي با قضايا برخورد ميكنيم. براي مثال در شرايطي كه كشتي ايران با اين سابقه و پيشينه روشن ميتوانست در المپيك پكن، صياد حداقل دو طلا باشد، با اهمال و غفلت صورت گرفته از برنامه و متد علمي روز براي حضور در اين بازيها، فدراسيون كشتي اكثر قهرمانانش را بهدور از آمادگي لازم و نيمبند به ميدان رقابتها گسيل داشت تا نتيجه نيز جز شكست، چيز ديگري نباشد.
برخورداري از استراتژي درست و برنامهريزي مدون 4 ساله جهت حضوري خوب در بازيهاي المپيك، ميتواند ورزش ما را به رشد متوازن برساند تا دستكم اگر رو به جلو حركت نميكنيم از موقعيت قبلي نيز عقبنشيني نكنيم. در نظر بگيريد در المپيك 2004 آتن، ورزش ايران با 38 ورزشكار شركتكننده با دو طلا،دو نقره و دو برنز عنوان بيست و نهم را از آن خود كرد، اما در پكن 2008 و با وجود كميت بيشترحضور (55 ورزشكار) و سرمايهگذاريهاي فراوان كه به گفته محمد عليآبادي رئيس سازمان تربيت بدني رقمي 30 تا 40 ميليارد تومان است نه تنها در كسب مدال دست به عقبنشيني فاحش ميزنيم، بلكه به يكباره از رتبه 29 قبلي تا رتبه 51 بازيها پايين ميآييم تا فاصله حرف تا عمل ديگر بار رخ نشان دهد. جدا از كشور چين ميزبان بازيها كه با اقتدار قهرمان المپيك شد كرهجنوبي و ژاپن نيز به عنوان دو كشور آسيايي پيشرو در ورزش، عناوين هفتم و هشتم المپيك را از آن خود كردند.
ايران در شرايطي پنجاه و يكم شد كه بالاتر از خود كشورهاي قزاقستان (29)، مغولستان (31)، تايلند (31)، كرهشمالي (33)، ازبكستان (40)، اندونزي (42) و هندوستان (50) را به عنوان ديگر نمايندگان قاره آسيا ميبيند. توجه به جدول المپيك بخوبي نمايان ميسازد كه ورزش ايران در كجا قرار دارد و نقاط قوت و ضعفش چيست، آن هم در شرايطي كه استراتژي بلندمدت ورزش ما، بر كسب عنوان چهارم بازيهاي آسيايي 2010 گوانجوي چين قرار گرفته است. بيشك اگر به دنبال مدالآوري از بازيهاي آسيايي و المپيك هستيم، بايد در كنار برنامهريزيهاي بلندمدت و محوري، تفكرات خويش را نيز جهاني ساخته و همسو با علم روز ورزش دنيا به جلو گام برداريم؛ بويژه با اتكا به سرمايههاي جوان و پتانسيلهاي خوب كشور كه همواره نشان دادهاند در بستر برنامهريزيهاي اصولي و حمايتهاي درست و منطقي قادر خواهند بود مرزها را پشت سر گذاشته و در ميادين جهاني ورزش پرچم افتخار ايران را برافرازند. كوتاه سخن آن كه وقتي در نگاه رئيسجمهور، فتح قلههاي جهاني ورزش جاي دارد، فرصتسوزي خواهد بود اگر از عامل زماني 4 ساله غافل شويم و حضور در عرصه المپيك را تنها در سال آخر ختم شده به اين بازيها مورد توجه قرار دهيم.
حجتالله اكبرآبادي
کد مطلب : 6335