در حالى انتخابات ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ را مورد مطالعه قرار مى دهيم كه با گذشت سه سال از آن رخداد به يادماندنى، هنوز آن انتخابات و روز تاريخى تكميل كننده آن ( سوم تير) درس هاى بسيارى را براى نخبگان و افكار عمومى باقى گذاشته است. انتخابات ۲۷ خرداد رياست جمهورى از آن حيث كه با انتخابات گذشته تفاوت هاى ماهوى داشت، از زواياى مختلف قابل بررسى و تحليل است.
شايد تحليل اين انتخابات در مقطعى كه بازار داغ نظرسنجى هاى ساختگى فضاى ترديد را در جامعه گسترش مى داد، سخت به نظر مى آمد، ولى امروز كه آن فضا شكسته شده و جامعه ايران شاهد روند شكل گيرى اقتدار جديدى در سپهر سياسى كشور بوده است، نخبگان مى توانند اين پديده تاريخى را به درستى بررسى و تحليل نمايند. آن روز اين احتمال براى بسيارى قريب به محال بود كه ممكن است افكار عمومى متفاوت از تحليل هاى رسانه هاى خبرى و نظرسنجى هاى هدفمند، به گزينه اى رأى دهند كه به ظاهر از كمترين شانس براى انتخاب شدن يا راهيابى به مرحله دوم برخوردار بود.
فرداى انتخابات با اعلام اولين آمار نتايج انتخابات، بسيارى شگفت زده شدند. اين جماعت شگفت زده كه عادت كرده بودند تنها از منظر خود پديده هاى سياسى را تحليل كنند، در اولين واكنش ها در چند دسته تقسيم شدند. برخى كه انتخاب مردم را خارج از چارچوب مردم سالارى تعريف كردند و رأى به احمدى نژاد و راهيابى او به مرحله دوم را نشأت گرفته از رأى عوام بويژه در استان هاى محروم تفسير كردند، غافل از آن كه احمدى نژاد خود را براى همين محرومين تعريف كرده و با هدف خدمت به همين جماعت پا به عرصه انتخابات گذاشته بود.
برخى نيز رأى نياوردن خود را دستاويزى براى هجمه به دستگاه هاى مختلف نظام در كوتاهى امر نظارت دانستند، هرچند كه به درستى مى دانند مجرى انتخابات از همان گروهى است كه وى بدان تعلق دارد و اگر مى توانستند مانع ورود احمدى نژاد به مرحله دوم انتخابات شوند، از هيچ كوششى فروگذار نمى كردند.
برخى ديگر دلخوش به گزينه نزديك به خود، در سر سوداى انتخابات مرحله دوم در سوم تير را مى پروراندند و با محاسبه كمى در صورت ريختن آراى همه دوم خردادى ها در يك سبد در مرحله دوم، هاشمى را پيروز نهايى انتخابات معرفى كردند. غافل از اين كه مردم اين معادله را به گونه اى ديگر تعريف كرده اند. صرف نظر از همه اين موارد، چند نكته حائز اهميت در انتخابات ۲۷ خرداد وجود دارد كه مى توان آنها را به عنوان آموزه هاى انتخابات نهم در نظر داشت:
۱- ملت ايران در انتخابات ۲۷ خرداد بر خلاف تصور اپوزيسيون خارج از كشور و برخى عناصر داخلى با حضور وصف ناشدنى خود بار ديگر برگ زرينى را بر تارك انقلاب نشاندند و بر تمامى تحليل هاى بى اساس خط بطلان كشيدند. حضور نزديك به ۳۰ ميليون ايرانى در پاى صندوق هاى رأى و مشاركت ۶۵ درصدى مردم، بر خلاف انتظار رسانه هاى خارجى و سرپل هاى خبرى آنها در داخل بود.
هرچند بايد اين رفتار مشاركت جويانه مردم را نشأت گرفته از نگاه تيزبين و استراتژى رهبر معظم انقلاب بدانيم كه توانستند با يك تدبير مناسب، مردم را به حضور در صحنه انتخابات اميدوار كنند.
۲- آموزه ديگر انتخابات ۲۷ خرداد، تركيب آراى مردم به نامزدهايى بود كه در اين دوره فعاليت مى كردند. در اين تركيب، دو اتفاق مهم رخ داد. از يك سو پيش بينى افزايش رأى تا رتبه اول و دوم براى فردى وجود داشت كه بر خلاف تمام نظرسنجى هاى ساختگى و هدفمند پس از شمارش آرا مشخص شد كه وى در مرتبه پنجم قرار گرفته است و از سوى ديگر فردى كه احساس مى شد در انتهاى ليست قرار خواهد گرفت، در جايگاه دوم ارتقا يافت.
۳- از ديگر نكات مهم اولين مرحله انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى، بروز رفتار متفاوت مردم و واكنش نسبت به اخبار مطبوعات و نظرسنجى هايى بود كه در روزهاى منتهى به ۲۷ خرداد شاهد آن بوديم. روزنامه دوم خردادى «اقبال» در تيتر اول خود در روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه جانشين خاتمى را تعيين كرد و به صراحت با تيتر «جانشين خاتمى امروز معين مى شود» براى يك ملت با تعيين يك فرد - كه در رتبه پنجم قرار گرفت - تعيين تكليف كرد. بنابراين برخى اقدامات در اين مقطع كه چه بسا در دوره هاى بعدى نيز توسط گروه هاى سياسى دنبال شود، از آموزه هاى اين دوره از انتخابات مى باشد كه نمى توان بدان بى توجه بود.
۴- نكته مهم ديگر اين كه انتخابات رياست جمهورى در خرداد ۸۴ خواسته ملتى بود كه از فضاى التهاب سياسى در كشور خسته شده بودند و خواهان رويكردى بودند كه فرد برگزيده آنها بتواند مطلوب هاى زندگى آنها را در كنار توجه به معنويات دنبال كند. مؤلفه اى كه مردم بارها در وجود احمدى نژاد در دوران تصدى او در شهردارى تهران و زندگى شخصى اش ديده بودند.
نویسنده: حسن رشوند
کد مطلب : 4229