نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

آوای مجلس نگران [مسیح علی‌نژاد]

روزنامه ‌اعتماد‌ملی-23 اردیبهشت87

23 ارديبهشت 1387 ساعت 7:30

از كوچه كه می‌گذری هیچ نیازی به سرك كشیدن و گردن فراز كردن نیست تا صاحبان صدا را به صورت ببینی و بعد نقل قصه كنی كه در این خانه سوگ برپاست یا سور برجاست. صدا به وفور بلند است. كافی است گوش تیز كنی تا دریابی این آوا كه از خانه همسایه به گوش می‌رسد حزن دل است یا هلهله درون. از بهارستان این روزها كه بگذری، صدا به وفور بلند است و بی‌وقفه جز همهمه جمعی نگران صدایی نمی‌شنوی.

حال اگرچه مجلسی است در این حوالی كه كرسی‌های اكثریتش را اصولگرایان حاكم برده‌اند، اما فضای حاكم بر این جمع، فضای هلهله و همهمه سرخوشانه نیست. ‌ از كوی مجلس هفتم كه تا پوشیدن قبای هشتم راه درازی در پیش ندارد، دو صدا در دو نشست متوالی به گوش رسید كه اگر تنها به همان دو صدا از منظر مردم‌شناسانه و دغدغه رفع مشكلا‌ت مردمی گوش بسپاریم روشن می‌شود كه تفكر حاكم بر این مجلس در چه گذرگاهی نام <مردم> را فصل‌الخطاب كلا‌م خویش می‌داند و در چه بزنگاهی نان این قوم را به تنور انتخابات می‌چسباند. 

البته این مختص یك جریان خاص نیست كه اصلا‌ح‌طلب یا اصولگرا به‌گاه نیاز به اقبال مردمی، مردم مورد نظر خویش به میدان می‌خواند و روشن است كه در قاموس هر جریان یا گروهی تعریف مردم، تعبیر مجزایی دارد كه در یك اردوگاه مردم نیازمند به نان و معیشت لباس اكثریت دارند و در اردوگاه دیگر مردم نیازمند به آزادی و دموكراسی. یعنی دو تفكر راست و چپ تعریف شده در معادلا‌ت سیاسی امروز ایران، خواسته یا ناخواسته دو مردم كاملا‌ متفاوت از یكدیگر را در طیف هواداران خود به هواخواهی دارند و هر از چند گاهی برای اثبات خویش و گاه نفی دیگری از مردم مورد نظر خویش مایه می‌گذارند. بدین ترتیب در خزانه لغات سیاسی سیاستمداران هر چقدر واژه بسیار باشد آنچه بیش از واژ‌گان دیگر به كار می‌آید، واژه <مردم> است. شعار گفت‌وگوی تمدن‌ها برای <مردم> خلق می‌شود. آوردن پول نفت بر سفره‌ها نیز به نام مردم شكل می‌گیرد. 

در آغاز یك فصل، دانستن، حق مردم اعلا‌م می‌شود و در فصلی دیگر انرژی هسته‌ای حق مسلم آنان. به خاطر مردم، كمیسیون اصل90در مجلس تشكیل می‌شود تا حقوق شهروندی و رعایت موازین حقوق بشر در یك كشور اسلا‌می مورد نظارت دقیق مجلس قرار گیرد و باز به خاطر مردم این كمیسیون و سایر كمیسیون‌های ناظر بر رعایت استانداردهای جهانی در روند دموكراسی‌خواهی جایش را به تحول در معیشت و زندگی روزمره می‌دهد و كمیسیون رفاه در مجلس شكل می‌گیرد. در یك سوی به نام مردم، وزیر استیضاح می‌شود، در سوی دیگر به نام مردم و برای جلوگیری از كشمكش‌های سیاسی، تعامل واژه‌ای پربركت در عرصه سیاسی می‌شود و بساط استیضاح وزرا جمع می‌شود. 

در یك دوره، مردمی صدایشان بلندتر است كه آزادی بیان، تضارب آرا، فضای باز سیاسی، ارتقای جامعه مدنی و امنیت سیاسی را خواستار هستند و در دوره دیگر، صدای مردمی بیشتر انعكاس می‌یابد كه وام‌های كوتاه‌مدت، شغل‌های درازمدت، امنیت در معیشت و ارتقای درآمد را خواستار هستند.

مجلس و دولتی كه شكل می‌گیرد هر یك در چشم‌انداز برنامه‌های خود، مردمی را پررنگ می‌سازند كه در عرصه‌های انتخاباتی از آنان برگ رای برای نشستن به كرسی تصمیم‌سازی گرفته‌اند و رسم سیاست‌ورزی در این سال‌ها به صاحبان رای آموخته است تا از تریبون‌های متعددی كه در اختیار دارند هر بار در برابر مردم هواخواه خویش ادای دین كنند غافل از آنكه مردم دیگری كه به هر دلیل موفق به نشاندن نمایندگان خود بر كرسی تصمیم‌گیری كشور نشده‌اند نیز پای همان تریبون نشسته‌اند و چشم به زبان صاحبان رای مردم دیگری در همسایگی خویش دوخته‌اند. 

با این توصیف در نظر بگیرید جامعه آماری محدودی را كه نه به واسطه تحلیل‌ها و تفسیر‌های سیاسی بلكه با اتكا به گوش و هوش خود، صدای صاحبان كرسی‌های سبز ساختمان بهارستان و یا سایر اصولگرایان را می‌شنوند و هیچ ضرورتی برای سرك كشیدن و گردن فراز كردن نمی‌بینند تا دریابند؛ صدایی كه در اعتراض به وزیر بازرگانی دولت احمدی‌نژاد از این مجلس به گوش می‌رسد، صدایی حزن‌انگیز است یا صدایی كه در اعتراض به سخنرانی یك شخصیت از همین مجلس برخاسته است؟ ماجرا از این قرار است كه این مجلس بنای شكل‌گیری‌اش را دوری از كشمكش‌های سیاسی و پرداختن به معضلا‌ت اجتماعی نهاد و طبیعی است كه مردم قرار گرفته در حلقه هواداران اكثریت این مجلس، جمعی خواهند بود كه منتظر انعكاس صدای خود از تریبون‌های مجلس هستند و البته كسانی كه به ارزش‌مداری نیز شهره‌اند و به پاسداری ارزش‌ها نیز شعار داده‌اند در حلقه منتظران تحقق وعده‌های خود، مردمی را دارند كه از آنان توقع دفاع از ارزش‌ها را خواستار هستند. 

بر این اساس به دو موضوع اخیر كه منجر به برآمدن صدای دسته‌جمعی از مجلس شده است، از این منظر باید نگریست و دید كه كدام مردم از این مجلس استیضاح وزیر بازرگانی را خواسته‌اند و كدام مردم از همین مجلس اعتراضی چنان كلا‌ن به فلا‌ن موضوع سیاسی را خواستار بوده‌اند؟ در شرایطی كه گرانی كمرشكن شده است و دیگر احدی از اردوگاه رفیق و رقیب، رغبتی به دفاع از سیاست‌های اقتصادی حاكم ندارد، دغدغه مردمی كه به هر دلیل و در هر شرایط خاص، كرسی‌های مجلس را به اصولگرایان داده‌اند، چیست؟ آیا حلقه‌ای كه به گرد این مجلس حلقه زده، دلش از گرانی و سرسام‌آور بودن نرخ مایحتاج اولیه یك زندگی ساده خون است، یا از مسائل دیگر، زندگی مردم حداقل هوادار همین مجلس را پریشان كرده است؟ 

كسانی كه به آنی از بی‌تابی مردم بی‌تاب می‌شوند و نامی اگر به مذاق‌شان خوش ننشست به نام مردم بر او می‌تازند، هیچ از خود پرسیده‌اند در این روزهای سخت كه باز هم ملتی موكلا‌نش را پای صندوق‌های رای تنها نگذاشت اگر همه این اتحاد و انسجامی كه برای حمله به حاشیه‌های نامهم شكل می‌گیرد، برای حذف مشكلا‌ت مهم مردم شكل می‌گرفت‌چه می‌شد؟ 

در این وانفسایی كه تورم و گرانی، نفس جامعه را به شماره انداخته، چگونه است كه شمار استیضاح‌كنندگان وزیر مرتبط با این امر از مرز 16 نفر هم بالا‌تر نمی‌رود اما ناگهان زمزمه 77 امضا، پای طوماری برای حمله و هجمه به یك سخنرانی، سراسر مجلس را در می‌نوردد؟ نسیم مصلحتی ناگهان می‌وزد و همه امضاها می‌پرد از پای اعتراض‌نامه اصولگرایان یك مجلس و از استیضاح‌نامه هم هنوز خبری نیست. فرجام این دو حتی اگر مشابه هم باشد، دورخیز و انسجام نمایندگانی كه به نام مردم متحد شده بودند اما فرسنگ‌ها با هم تفاوت داشت و این پایان ماجرا نیست بلكه ادامه روند ناصحیح جمعی است كه مرز میان نگران بودن برای مردم و نگران بودن برای از دست دادن جایگاه خویش در قدرت را تفكیك نمی‌كنند و بدین سبب گاهی به نام نگرانی برای مردم از چیزهای دیگری نگران می‌شوند. 

هیچ ضرورتی به نظرسنجی كلا‌ن نیست، در همین حوالی بهارستان از ساختمان هرمی‌شكل اگر بزنند بیرون و بپرسند از جماعت به گوش ایستاده، خواهند یافت كه این روزها غم نان، دل و رمقی برای همان بخش از مردم تعریف شده در قاموس اصولگرایان باقی نگذاشته است تا برای كارهای هیجانی و انقلا‌بی جماعتی كه ناگهان امضا جمع می‌كنند و ناگهان امضا پس می‌گیرند، هورا بكشند. مردم منتظر آوای مجلس نگرانند اما مجلسی كه نگران بار گران آنان باشد و نه نگران بار سبك رقیبان