16 مهر 1387 ساعت 7:15

فرصتی دیگر [مهدی محمدی]

روزنامه کیهان- 16 مهر 87

صدور قطعنامه های پی درپی از جانب غربی ها درباره برنامه هسته ای ایران همواره دارای هدف های چندگانه ای بوده است. آنچه عموما توسط مقام های غربی مطرح شده این است كه هدف از صدور قطعنامه ها اعمال فشار به ایران برای تمكین از درخواست های آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت است. اما اكنون دیگر كسی در این باره تردید ندارد كه این هدفگذاری هم «غیرواقعی» است و هم «غیرصادقانه». غیرواقعی است چون محتوای قطعنامه هایی نظیر آنچه تاكنون صادر شده ضعیف تر از آن است كه بتواند بر اراده ایران مبنی بر پیگیری برنامه غنی سازی در خاك خود تاثیری بگذارد. در واقع همانطور كه تحلیلگران غربی هم بارها گفته اند ایران در یك محاسبه استراتژیك به این نتیجه گیری رسیده است كه توان غنی سازی در مقابل هیچ بسته ای از امتیازات و همچنین هیچ مجموعه ای از تهدیدها- كه البته غرب توان فراتر بردن آنها از حدی معین نداشته است- قابل «معامله» و «مذاكره» نیست و ارزش استراتژیكی آن بسیار فراتر از این قبیل مشوق های كوچك یا فشارهای دم دستی است. از دید ایران غنی سازی اورانیوم علاوه بر اینكه واجد ارزش اقتصادی منحصر به فرد در آینده بازار جهانی انرژی است، تحت شرایط كاملا صلح آمیز می تواند به عنوان یك ابزار بازدارنده قوی در مقابل تهدیدها هم عمل كند. در عین حال، غرب در مطالبه درخواست های شورای امنیت و آژانس از ایران حتی صادق هم نیست چرا كه اولا آنچه دیپلمات های غربی در مذاكرات شفاهی و حتی نامه های رسمی خود به مقام های ایرانی می گویند بسیار فروتر و تعدیل شده تر از قطعنامه های شورای امنیت است و ثانیا آنها خود خوب می دانند كه ایران اساسا درخواست های ذكر شده در قطعنامه های آژانس و شورای امنیت را به دلیل مغایرت با حقوق مسلم خود تحت معاهده عدم اشاعه و همچنین غیرقانونی و مخدوش بودن فرایند ارسال پرونده ایران به شورای امنیت و پروسه رسیدگی به آن درون این شورا، غیرحقوقی و زورگویانه می داند و در اثر هیچ نوعی از فشار با هر درجه از شدت سر در مقابل زورگویان خم نخواهد كرد.
بنابراین می توان نتیجه گرفت كه اعمال درخواست های آژانس و شورای امنیت نمی تواند هدف واقعی صدور قطعنامه های زنجیره ای علیه ایران باشد. اگر این نتیجه گیری را بپذیریم، آنگاه می توان پرسید پس هدف واقعی غربی ها چیست. به عبارت دیگر اگر غربی ها به دنبال به تسلیم كشاندن ایران نیستند یا دقیق تر بگویم فهمیده اند قادر به این كار نخواهند بود، پس چرا به پی گیری روند صدور قطعنامه در شورای امنیت ادامه می دهند؟ پاسخ مكفی به این سوال بحثی طولانی می طلبد. به طور بسیار خلاصه می توان گفت اهداف واقعی غرب در واقع این 3 مورد است:1-بالا بردن توان چانه زنی خود در مقابل ایران 2-تاثیرگذاری بر فضای داخلی ایران و 3- نشان دادن اجماع و اتحاد قدرت های جهانی در مقابل ایران هسته ای.
مورد اول یعنی افزایش قدرت چانه زنی در مقابل ایران احتمالاً جزو مهم ترین علل صدور قطعنامه ها و حتی فشارها و توطئه های خارج از شورای امنیت است. غربی ها- آمریكا و غیر آن- مدت هاست به این نتیجه رسیده اند كه چاره ای جز ورود به مذاكره با ایران و تلاش برای بوجود آوردن نوعی از ترتیبات دو یا چند جانبه بامشاركت آن ندارند. سخن نگفتن با ایران یا چشم بستن بر توانایی های آن دیگر هیچ مدافع و طرفداری حتی در رادیكال ترین محافل سیاسی غرب ندارد. منتها نكته اینجاست كه غربی ها تصور می كنند در شرایطی كه ایران اهرم های قدرت بسیار نیرومند داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای در اختیار دارد و می تواند با استفاده از آنها فضای هر نوع گفت وگو را به سود خود تغییر دهد، پای میز مذاكره با ایران نشستن منطقی نیست. همانطور كه رابرت گیتس وزیر دفاع آمریكا زمانی به صراحت گفته بود «اكنون ایران چیزی از غرب نمی خواهد در حالی كه غرب درخواست های بسیاری از ایران دارد. و ما خوب می دانیم ایرانی ها تحت شرایطی كه چیزی از ما نخواهند چیزی هم به ما نخواهند داد». همین تحلیل بود كه باعث شد غرب سعی كند برگ های بیشتری برای نشستن پای میز مذاكره با ایران - كه ناگزیر می نمود- جمع آوری نماید. اقداماتی مانند وضع تحریم ها خارج از شورای امنیت، گسیل تروریست ها به مرزهای ایران و تجهیز و آموزش آنها، برنامه ریزی در عراق، لبنان، فلسطین و افغانستان برای تضعیف متحدان ایران و نهایتاً صدور قطعنامه های تحریم در شورای امنیت جملگی اقداماتی برای رسیدن به این هدف بوده است كه فردا روز به وقت مذاكره، «ایران هم چیزی از غرب بخواهد».
بنابرهمین تحلیل، قطعنامه 1835 نیز بیش از آنكه تلاشی برای فشار آوردن به ایران باشد، تحركی بود كه غربی ها گمان می كردند موضع آنها را در مذاكراتی كه احتمالا به زودی از سرگرفته می شد تقویت می كند. نامه دیروز آقای دكترجلیلی به خاویر سولانا دقیقاً تلاشی است تا نشان داده شود كه 1835 یك برگ در جیب غربی ها نیست و آنها نخواهند توانست با اتكا به آن از موضعی بالاتر نسبت به گذشته با ایران رویارو شوند. پیام های نامه مسئول پرونده هسته ای ایران روشن است:1-این غرب است كه مذاكرات هسته ای را متوقف كرده والا ایران آماده بود به محض دریافت پاسخ ابهام هایش، «جوابی روشن» به غرب ارسال كند.2-هزینه شرایط فعلی كه در آن هیچ گفت وگویی انجام نمی شود تماماً بر عهده غرب است چرا كه ایران مشكلی با تداوم مذاكرات منطقی ندارد. 3-اینكه غرب به جای پاسخگویی به سوالات كاملاً واضح ایران دست به كار صدور قطعنامه می شود علامتی است از اینكه طرف های مذاكراتی عملاً جوابی به ابهامات ایران ندارند و ناتوانی خود از ادامه مذاكرات و بحث منطقی را با روكش قطعنامه می پوشانند و 4-اگر هم جوابی در چنته غربی ها باشد، ظاهراً علاقه ای به عرضه آن به ایران ندارند چرا كه اساساً به دنبال پیدا شدن یك راه حل مذاكراتی برای این پرونده نیستند و بیش از راه حل به كش دادن بحران، مزمن كردن آن و نهایتاً تحمیل دیدگاه های خود به ایران می اندیشند. این دقیقاً بدان معناست كه غرب برخلاف ایران مذاكره را یك تاكتیك تا زمان تحمیل نظراتش می داند نه یك استراتژی. اگر غرب این پیام ها را كه جملگی در نامه ایران مستتر است به خوبی دریافت كند آنگاه گزینه های مشخصی در مقابل خواهد داشت: به ابهام های ایران جواب بدهد و پای میزمذاكره بازگردد یا اینكه به روند تقابل ادامه دهد و هزینه هایش را بپذیرد.
گفتیم كه غرب علاوه بر بالا بردن توان چانه زنی خود دو هدف دیگر هم از صدور قطعنامه ها دارد. تاثیرگذاری بر فضای داخلی ایران را-اگرچه عموماً اعلام نمی شود- باید اصلی ترین دستور كار سرویس های امنیتی غربی جزو اهداف كلیدی قطعنامه ها دانست.بنابر اخبار كاملاً دقیق سرویس های غربی تصور می كنند اگر ظرف 8ماه مانده به انتخابات سال 88 بتوانند عرصه را به اندازه كافی به ایران تنگ كنند و دامنه بحران ها و فشارها را گسترش بدهند، احتمالا تیم فعلی حاكم بر دولت ایران كه شامل نامطلوب ترین نیروها برای غرب است انتخابات را به تیمی كه «مطلوب» و «نظر كرده» غربی ها محسوب می شود واگذار خواهد كرد. برنامه ریزی ها برای تحقق این هدف فراتر از صدور چند قطعنامه است كه جداگانه درباره آنها سخن خواهیم گفت. اما هدف آخر نشان دادن اجماع و اتحاد گروه 6 در مقابل ایران است. پیش از این به تفصیل گفته ایم كه این هدفگذاری از آنجا كه با ناتوانی غرب از وارد آوردن «فشار موثر» به ایران قرین است، دیپلماسی گروه 6 را تبدیل به نمایش كرده و آنها به جای آنكه واقعاً به اقدامی برای متوقف كردن ایران دست بزنند، پیش چشم مردم و دولت ایران نمایش بازی می كنند تا نشان بدهند كه متحد هستند و در همان حال اعتراف می كنند كه البته هیچ فشار بیشتری در كار نیست. چنین وضعیتی بیش از آنكه «خوفناك» باشد -یعنی آنچه غربی ها می خواهند- «خنده آور» و «ترحم برانگیز» است. فقط می توان امیدوار بود غربی ها قدر فرصت هایی را كه ایران برای خروج از بن بست پیش روی آنها می گذارد، بدانند. 



کد مطلب : 7587
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ