8 مرداد 1387 ساعت 16:38

دغدغه های پابرجا!

سرمقاله حزب‌الله-8 مرداد87

شهریور ماه 1372رهبر معظم انقلاب با دوراندیشی در پاسخ به پیشنهاد برخی درباره تركیب نهادهای فرهنگی كه در خارج از كشور فعالیت‌می‌كنند، چنین نوشت كه :‌ اصل ایده قابل قبول است. در صورتی كه واقعا تمركز حاصل شود. از طرف دیگر این ایده توقف بر مدیریت جدی و قوی و اطمینان بخش است. من نمی‌دانم آیا چنین مدیری با این شرایط در دسترس ما هست؟ در آن زمان كمتر كسی متوجه دغدغه واقعی ایشان شد. چرا كه ضعف مدیریت فرهنگی نقیصه‌ای است كه نه با پول جبران می‌شود و نه با امكانات.

اگرچه ایشان با تمركز بخشی این نهادها تحت عنوان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی موافقت كرد و نهایتا سازمان در اواخر سال 74 پس از طی مراحل مختلف قانونی و تایید اساسنامه آن توسط ایشان رسما تشكیل شد و از ابتدای سال 1375 بودجه و اعتبارات لازم در اختیار این سازمان قرار گرفت اما همیشه این پرسش جدی مطرح بوده كه آیا دست اندركاران این سازمان از مدیران سیاست گذار و كلان گرفته تا رایزنان فرهنگی توانسته اند، آن دغدغه نخست رهبر معظم انقلاب را برطرف كنند؟

نگاهی كلی به عملكردها و اقدامات این سازمان نشان‌می‌دهد كه نه تنها با نقطه آرمانی فاصله‌ای طولانی داریم كه حتی از بضاعت موجود نیز استفاده كافی و وافی نشده است. اگرچه این نوشتار نمی‌تواند مجال ارزیابی همه جانبه و تفصیلی عملكرد این سازمان باشد اما شاید صرفا مرور بخشی از اهداف مندرج در اساسنامه و مقایسه آن با دغدغه های فعلی مدیران سازمان كه‌می‌توان در مصاحبه منتشرشده دیروز آقای مصطفوی به بخشی از آنها پی برد، راهگشا باشد.
در اساسنامه سازمان به این اهداف اشاره شده است:

- احیاء و گسترش تفكر و معارف اسلامی در جهان به منظور بیداری مسلمانان و ابلاغ پیام اسلام راستین به جهانیان.

- آگاهی جهانیان نسبت به مبانی و اهداف و مواضع انقلاب اسلامی و تبیین جایگاه آن برای مردم جهان.

- گسترش و تقویت مناسبات فرهنگی با ملل و اقوام مختلف، به‌ویژه كشورهای مسلمان به منظور مبادلات فرهنگی و عرضه صحیح فرهنگ و تمدن ایران اسلامی.

ـ عرضة صحیح فرهنگ و تمدن ایران و ویژگی‌های فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی آن.

ـ تنظیم و تقویت مناسبات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با سایر كشورها و سازمان‌های فرهنگی جهان.

- فراهم آوردن زمینه‌های وحدت میان مسلمانان براساس اصول مسلم اسلامی

ـ مقابله فكری با فرهنگ ضد دینی، ضد اسلامی و ضد انقلابی و آگاه كردن مسلمانان نسبت به توطئه‌های تفرقه‌انگیز دشمنان و دفاع از حقوق مسلمانان.

- رشد و ارتقاء و اصلاح وضع فرهنگی، تبلیغی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مسلمانان به ویژه پیروان اهل بیت ( ع ) در جهان.

ـ عرضه و معرفی صحیح مكتب اهل بیت(ع) در زمینه‌های اعتقادی، فقهی و اخلاقی

ـ تبیین تحولات معنوی، فكری و اجتماعی و تحولات ناشی از انقلاب اسلامی ایران.

ـ تقویت و تعمیق زمینه‌های بحث و گفت‌وگو با مجامع و علماء ادیان الهی.

همانطور كه مشاهده شد در واقع این سازمان تشكیل شد تا امور تبلیغی و فرهنگی ایران در خارج از كشور متمركز شود و معارف اسلامی را در جهان گسترش دهد. اما اگر به مصاحبه دیروز رئیس این سازمان مراجعه كنید، در‌می‌یابید كه مهم‌ترین مسائلی كه ذهن ایشان را به خود مشغول كرده علاوه بر گسترش زبان فارسی در كشورهای دیگر و بزرگداشت هایی برای شعرا و بزرگانی همچون رودكی، غزالی، سنایی ، برگزاری اجلاس وزرای فرهنگ كشورهای حاشیه دریای خزر است ، و همه هم و غم ایشان هم در این باب جمع شدن آنها در عید نوروز در ایران است: مذاكراتی با وزرای فرهنگی و وزرای خارجه كشورهای حاشیه دریای خزر انجام داده‌ایم. مسئله را هم از طریق مراكز فرهنگی دنبال كرده‌ایم. در مجموع بین این كشورها گرایش‌های مثبتی را شاهد هستیم. یكی از این گرایش‌ها عید نوروز است كه بین این كشورها مشترك است. ما حتی پیشنهاد دادیم اولین كنفرانس كشورهای حاشیه دریای خزر در ایام نوروز باشد و تا اینجا هم همه این پیشنهاد را پسندیده‌اند. در مجموع این مصاحبه كمتر پاسخی كه ناظر به اقداماتی در راستای اهداف اصلی سازمان باشد، پیدا‌می‌كنید و بیشتر مباحث بر محور اقدامات سطحی و روبنایی حوزه فرهنگ آن هم صرفا متصل به فرهنگ ایرانی‌می‌چرخد. حال آنكه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی پیشانی جمهوری اسلامی ایران در خارج از كشور است و طبیعتا تلقی مردم دنیا و به ویژه كشورهای مسلمان از جمهوری اسلامی ایران، بستگی مستقیم به میزان فعالیت این سازمان دارد. به همین جهت هم باید در انتخاب رایزنان فرهنگی دقت كافی شده و به نوعی این‌ها تقویت شوند، تا بتوانند این پیام‌رسانی را انجام دهند.با تكیه بر افراد كم مرتبه فرهنگی نمی‌توان یك حوزه فراگیر فرهنگی برای انقلاب اسلامی به وجود آورد. متأسفانه با وجود‌اینكه‌ما از پشتوانه فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی برخورداریم، نتوانستیم در حوزه گسترش فرهنگ و ارتباطات فرهنگی با سایر كشورهای جهان آن طور كه باید و شاید عمل كنیم .

اگر قرار بود سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی محراب فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی باشد،اكنون شاهد به سوگ نشستن این حوزه هستیم.

متأسفانه برخی از نمایندگان فرهنگی ما در خارج از كشور از كار فرهنگی غافل مانده‌اند،در حالی كه ما نیاز داریم سفیران ما، سفیران شایسته‌ای برای كشورمان باشند.شاید علت آن‌كه این سازمان در انجام رسالت خود توفیقات زیادی نداشته به برخوردهای انفعالی این سازمان در خارج از كشور باز می‌گردد كه صرفا به یك سری امور ابتدایی و ظاهری مانند برگزاری هفته‌های فرهنگی در خارج از كشور و... بسنده می‌كنند، آن هم بدون‌اینكه‌به این فعالیت‌ها عمق ببخشند.

اگرچه وقتی از علت عدم موفقیت این سازمان سوال می‌شود، مدیران آن به كمبود امكانات، اعتبارات و غیره اشاره می‌كنند، اما به نظر می‌رسد كه این سازمان به همان میزانی هم كه بودجه، امكانات، ابزار و تشكیلات داشته توفیقاتی نداشته و كارنامه درخشانی را ارائه نكرده است.

حداقل كاری كه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی باید انجام دهد، انتقال پیام فرهنگی جمهوری اسلامی به ایرانیان خارج از كشور است، منتهی این سازمان هنوز نتواسته بر ایرانیان خارج از كشور اثرگذار باشد، چه برسد به خارجیان.

رسالت عظیم دیگری كه بر دوش این سازمان است، معرفی انقلاب اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری به جهانیان است كه به نظر می‌رسد، میزان توفیقاتشان در این موضوعات هم بسیار كم و ناچیز بوده است. 


کد مطلب : 5615
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ