پربيننده ترين عناوين

۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
۹.
۱۰.

عناوين مرتبط

28 ارديبهشت 1387 ساعت 7:38

چه فرقی می‌کند حدادعادل یا لاریجانی؟ [اکبر اعلمی]

روزنامه‌مردمسالاری-۲۸اردیبهشت۸۷

پیش از‌این بارها در قالب نطق و مصاحبه و سخنرانی‌های خود گفته ام مادامی که شاخص‌های اصلاح طلبی، سنگ محک شناسائی اصلاح طلبان و وجه تمایز آنها با سایر جریانات سیاسی و خودی‌های تصمیم گیران اصلی حاکمیت تعریف و تبیین نشده است، حتی در صورت جلب نظر افکار عمومی به خود هم، برای مدت طولانی نمی توان آن را حفظ کرد و همان اتفاقی خواهد افتاد که پس از پیروزی‌های چشمگیر طیف موسوم به اصلاح‌طلبان در دوم خرداد سال 1376 رخ داد، یعنی به همان راحتی که قدرت را در اختیار گرفته بودند، به همان راحتی نیز از چنگشان خارج شد! 

واقعیت ‌این است که جریان موسوم به اصلاح طلبی مانند جریان اصولگرائی فاقد هرگونه ‌ایده و برنامه و استراتژی است و به همین دلیل نیز ‌ایده خود را اغلب از طرف مقابل می‌گیرد. بنابراین مادامی که اشخاص موسوم به اصلاح طلب خود هم نمی‌دانند که در پی دست یافتن به چه چیزی هستند یا سیاست‌های راهبردی آنان چیست، روند به همین منوال ادامه خواهد یافت. 

به همین سبب ملاحظه می‌شود که کف و سقف خواسته‌های اصلاح طلبان را همیشه رقیب تعیین می‌کند و لاجرم دامنه انتخاب حداقلی و حداکثری آنها را هم از خوب و خوبتر، به انتخاب میان بد و بدتر تنزل می‌دهد. به عبارت دیگر اصلاح طلبان بر خلاف اقتضائات تابلو و عنوانی که برای خود اختیار کرده‌اند، به جای آنکه با یک استراتژی مشخص اهتمام خود را صرف تغییر وضع موجود جهت دستیابی به وضع مطلوب کنند، تسلیم وضع موجود و واقعیت‌هائی می‌شوند که اندیشه اصلاح طلبانه تغییر آن را‌ایجاب می‌کند. 

از همین روست که مقولات و پدیده‌هائی مانند آمدن یا نیامدن لاریجانی به میهمانی حداد عادل و‌اینکه آیا ریاست مجلس سهم حداد عادل خواهد شد یا لاریجانی، بزرگترین دغدغه و دلمشغولی اصلاح طلبان وطنی می‌شود، به نحوی که تیتر اول روزنامه‌های انگشت شماری که خود را مدعی و پرچمدار اصلاحات تلقی می‌کنند، به جای پوشش دادن اخبار مهم و متناسب با خاستگاه اصلاحات، به‌این قبیل خبرها اختصاص پیدا می‌کند و ‌این در حالی است که پیش از ‌این علی لاریجانی به خاطر تهیه و پخش برنامه‌هائی در زمان مدیرتیش بر صداوسیما مورد انتقاد اصلاح طلبان بود! براستی چه فرقی می‌کند که حداد عادل رئیس مجلس باشد یا لاریجانی؟ 

ساده لوحی است اگر گمان کنیم قدرتی که تحمل وجود چند نماینده واقعی مردم در خانه ملت را ندارد، اجازه دهد تا با جابجائی یک فرد روند جاری در مجلس بر خلاف اراده قاهر تغییر نماید؟ 

در واقع همان عواملی که با حمایت‌های بی دریغ خود باعث رشد سریع امثال لاریجانی، احمدی نژاد، حداد عادل و... می‌شود همان هم آنها را به رعایت خط قرمز‌ها و اجرای سیاست‌هائی وادار و پایبند می‌سازد که اصلاح طلبان نمی توانند به نتایج آن و‌ایجاد تغییرات دلخواه خود و اکثریت مردم‌ ایران، دلخوش نمایند.

به بیان دیگر ‌این قبیل افراد که با میل و چراغ سبز تصمیم گیران اصلی به قدرت می‌رسند، اساسا مجاز و قادر به در نوردیدن خط قرمزهائی که در جای دیگر تعریف می‌شود نیستند. کم و کیف یک دوره وزارت لاریجانی در ارشاد و 10 سال مدیریت او در صدا و سیما ، چهار سال ریاست حداد عادل در مجلس، سه سال ریاست جمهوری احمدی نژاد و... دلیل قاطعی بر درستی‌این ادعا است. 

از ‌این رو کسانی که برای آمدن لاریجانی و امثال او فرش قرمز پهن می‌کنند نباید فراموش کنند که حداد عادل، قالیباف، لاریجانی، احمدی نژاد و ... به رغم همه صفات و امتیازات خوبی که دارند، همه تخم مرغ‌های یک سبد هستند و با به قدرت رسیدن هر یک از آنان شاهد تغییر خوشایند و مطبوعی نخواهیم بود، زیرا سیاست‌ها در جای دیگری تعریف می‌شود و آنها باید مجریان سیاست‌های ابلاغ شده باشند، درغیر‌این صورت هرگز امکان صعود به چنین جایگاهی را نخواهند یافت، همچنان که خیل افراد بسیار توانمندتر از‌این اشخاص از رسیدن به موقعیت‌های مشابه محروم شده و می‌شوند. 


ملاحظه: انتشار مقالات روزنامه‌های مختلف در ستون «برگزیده از رسانه‌ها» به معنی تایید محتوای آن‌ها نیست و این امر فارغ از هرگونه جهت‌گیری مثبت یا منفی شورای سردبیری سایت صورت می‌گیرد. این مقالات صرفاً جهت اطلاع کاربران گرامی از مقالات و سرمقالات روزنامه‌های رسمی کشور «باز نشر» می‌شوند.

کد مطلب : 3357
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ