رئیسجمهور چند روز پیش برای چهارمین بار به نیویورك سفر و در مجمع عمومی سازمان ملل دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران را ارائه كرد. در كنار این سخنرانی احمدینژاد با رسانههای آمریكایی مصاحبه كرد، علاوه بر این كه دیدارهای دوجانبهای با سران دیگر كشورهای جهان داشت. اقدامی كه اوج تحركات دیپلماسی دولت نهم و بویژه رئیسجمهور این دوره یعنی احمدینژاد محسوب میشود.
این سفر در حالی انجام شد كه پرونده هستهای ایران همچنان روی میز شورای امنیت سازمان ملل و در دستور كار اعضای این شورا قرار دارد. صدور 3 قطعنامه علیه ایران و تلاش آمریكا و اروپا در همراه كردن جامعه بینالملل با خود در تحریم هر چه بیشتر علیه ایران، روز به روز وضعیت پرونده هستهای را بحرانیتر و پیچیدهتر كرده است.
گزارشهای آژانس و تاكید تلویحی در آن بر انحراف نداشتن برنامه هستهای ایران نیز در كنار ابهامات مطرح شده در این گزارشها از برنامه هستهای ایران نتوانسته تاكنون پرونده ایران را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی برگرداند. اما این كه سفر احمدینژاد تا چه حد بتواند به اثبات حقانیت ایران در فضای دیپلماسی بینالمللی كمك كند؛ موضوعی است كه باید منتظر ماند تا نتایج آن را دید.
سیاست خارجی دولت نهم ازدیدگاه موافقان
دولت نهم در مقطعی شروع به كار كرد كه در عرصه سیاست خارجی به دلیل فشارهای غرب برای محروم كردن ایران از فناوری هستهای شاهد تنگناهای زیادی در عرصه سیاست خارجی بودیم. در چنین فضایی دولت با شعار عدالتگستری و ضرورت عادلانه شدن مناسبات بینالمللی، روابط خارجی خود را تنظیم كرد. با تكیه بر چنین تئوریای طرفداران سیاست خارجی دولت معتقدند كه سیاستهای دولت در این دوره بر پایه یك دیپلماسی فعال دارای مشخصهها و دستاوردهای زیر است.
ایستادگی واقعبینانه و هوشمندانه در مقابل سیاستهای زورمندانه جهانی: دولت با ایستادگی در مقابل برخی زیادهطلبیهای قدرتهای بزرگ در طول بیش از 3 سال گذشته نهتنها به خود هراسی راه نداده، بلكه با بهكارگیری این راهبرد در عین این كه در تعامل هر چه بیشتر با جامعه جهانی تلاش كرده است، توانسته به جهانیان بویژه ملتهای در حال توسعه اثبات كند كه سیاست ایران در مقابل قدرتهای بزرگ یك سیاست تهاجمی محض نبوده است، بلكه ایستادگی در مقابل فشارهای غیرمنطقی و زورمدارانهای بود كه تنها سعی داشتهاند ملت ایران را از حقوق خود محروم كنند.
طرفداران این سیاست بر این اعتقادند كه با بهرهگیری از این روش دولت توانست توقعات قدرتهای بزرگ را از ایران در پرونده هستهای به طور قابل ملاحظهای كاهش دهد تا آنها با واقعیت ایران هستهای كنار بیایند. این عده معتقدند انتشار گزارش 16 نهاد اطلاعاتی و امنیتی آمریكا در خصوص انحراف نداشتن برنامه هستهای ایران و فرستادن نماینده آمریكا به مذاكرات ژنو در مذاكره با تیم هستهای ایران در نتیجه اتخاذ چنین سیاستی بوده است.
توسعه روابط با همسایگان و گسترش گزینههای سیاست خارجی: دولت نهم با گسترش روابط با كشورهای حوزه منطقه خلیج فارس در قالب پیمانها و سازمانهای مختلف سبب نفوذ هر چه بیشتر ایران در منطقه و تاثیرگذاری هر چه بیشتر ایران شد. امروز نفوذ ایران در عراق، افغانستان، لبنان و دیگر كشورهای منطقه غیرقابل انكار است.
از سوی دیگر، دولت نهم با گسترش روابط خارجی ایران با كشورهای حوزه آفریقا و آمریكای لاتین سبب نفوذ ایران در این كشورها و فرصتهای سرمایهگذاری اقتصادی در آنها شده است.
پیشدستی در عرصه دیپلماسی: دولت نهم با اتخاذ مواضع ابتكاری مانند پیشنهاد گروه تحقیق حقوق بشر ایران در آمریكا و كشورهای اروپایی، پیشنهاد مناظره با رئیسجمهور آمریكا، ارائه بسته پیشنهادی و ابتكار مدالیته، طرح مساله هولوكاست و مواضع اینچنینی سعی كرده است كه با قرار گرفتن درمقام پرسشگر نهتنها دیگر به قدرتهای استكباری پاسخگو نباشد، بلكه آنها را به چالش نیز بكشاند. این نوع رفتار دستگاه دیپلماسی ایران توانسته به بیداری ملتهای منطقه و ملتهای مسلمان و دیگر ملل دنیا منجر شود.
فعال كردن دستگاه دیپلماسی عمومی و رسانهای: دولت در بیش از 3 سال گذشته سعی داشته است با فعال كردن دستگاه دیپلماسی عمومی و رسانهای از طریق مصاحبههای پیدرپی رئیسجمهور با رسانههای خارجی، حضور فعال و پیاپی در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و سفرهای متعدد منطقهای و بینالمللی، نقش ایران را در معادلات منطقهای و بینالمللی هر چه بیشتر گسترش دهد. امروز طرفداران دولت بر این اعتقادند كه مطرح كردن ایران به عنوان ابرقدرت منطقهای، و الگویی برای كشورهای مسلمان و بیاثر كردن بسیاری از نقشههای آمریكا برای خاورمیانه نتیجه این دیپلماسی فعال بوده است.
سیاست خارجی دولت نهم از دیدگاه منتقدان:
در كنار تمام آنچه از دیدگاههای موافقان سیاست خارجی دولت بیان كردیم، منتقدان بسیاری نیز در سطح كارشناسان، صاحبنظران و مقامات سیاسی حضور دارند كه این سیاست خارجی را در بسیاری از مواقع زیرسوال میبرند.
نداشتن شناخت محیط بینالملل و استفاده نكردن از نظرات كارشناسان: بسیاری از منتقدان دولت بر این اعتقادند كه دولت در بسیاری از موارد در سیاست خارجی خود دچار خودبزرگبینی و دارای یك نگاه غیرعلمی است كه این مساله در نتیجه استفاده نكردن از نظرات كارشناسان به وجود آمده است.بر این اساس، پس از جنگ سرد وضعیت جدیدی در جهان شكل گرفت كه بر مبنای آن كشورها به سمت ائتلاف، اتحاد و مشاركت هر چه بیشتر با یكدیگر پیش میروند. در چنین فضایی لازمه حضور موفق در جهان بینالملل و تامین منافع و مصالح ملی، نگاه واقعبینانه بر این محیط با استفاده از نظرات كارشناسان است. منتقدان اظهار میكنند كه متاسفانه دولت به جای آن كه در محیط بینالملل به سمت تامین مصالح ملی حركت كند با برخی رفتارهای هیجانی پیش میرود كه این امر باعث شكلگیری چالش اساسی در سیاست خارجی ما شده است. نتیجه این رفتار هیجانی نیز سبب میشود روند سیاست خارجی در كشور ما متعادل و هماهنگ نباشد.رئیسجمهور در سیاست خارجی بدون در نظر گرفتن شرایط، موقعیت و اهداف ما در محیط بینالملل كه نتیجه استفاده نكردن از كارشناسان است، شخصا تصمیمگیری میكند كه این تصمیمات غیركارشناسی و ابلاغ و اجرای آنها سبب میشود نه تنها تهدیدات خارجی علیه كشور ما كم نشود، بلكه به شكل فزایندهای رو به رشد نیز باشد.
انجام سفرهای غیركارشناسی شده: رئیسجمهور در برخی مواقع با انجام سفرهای غیركارشناسی كه نیازی به حضور شخص رئیس دولت یك كشور در آن نبوده، سبب اعتراض منتقدان دولت نسبت به سیاست خارجی خود شده است. سفرهای اینچنینی مسلما نتیجهای نیز در بر نخواهد داشت.
در این میان، آنچه مشخص است سیاست خارجی دولت نهم با ابتكارهای شخص احمدینژاد تحرك قابل ملاحظهای گرفته است، تحركی كه اوج آن در 4 دوره حضور وی در مجمع عمومی سازمان ملل تبلور یافته است. همچنین فارغ از تمامی انتقادهایی كه به دولت بویژه در حوزه سیاست خارجی میشود، دولت توانسته با گسترش همكاریها با كشورهای جنوب چه در آسیا، آفریقا و چه در آمریكای لاتین خلا حضور كشورهای غربی را پر كند.
نویسنده: سمیه میرزایی
کد مطلب : 7380