چهارمين سفر رئيس جمهور به نيويورك و سخنرانى در صحن مجمع عمومى سازمان ملل و ديدارهاى جانبى آن صورت گرفت و اين بار نيز همچون سه سفر قبلى، دكتر احمدى نژاد با صلابت و بدون ترس از جوسازى هاى رسانه اى بنگاه خبر پراكن صهيونيستى و اقدامات كينه ورزانه مشتى افراد بى هويت كه تصور مى كنند با تجمع در مقابل سازمان مى توانند از ماهيت جعلى رژيم صهيونيستى دفاع كنند، پايان يافت و نماينده شايسته ملت ايران بارديگر نشان داد مطلوب هاى او و نظام مقدس جمهورى اسلامى فراتر از آن چيزى است كه بسيارى دولتمردان جهان امروز دنبال مى كنند.
رئيس جمهور اسلامى ايران نه خود را در چنبره برخى واژگان دهان پركن تاريخى گذشته درخصوص سابقه پيورتين هاى مهاجر انگليسى به امريكا گرفتار كرد و نه آنچنان به جزئياتى پرداخت كه مباحث كلان جامعه بشرى به فراموشى سپرده شود. هنر احمدى نژاد آن بود كه شالوده بحث را از مباحث كلان امروز جهان آغاز و با بيان مصاديق ظلم هايى كه در بستر دموكراسى هاى مدرن قرن ۲۱ به جامعه بشرى مى شود، بارديگر بالاترين مرجع مدعى حقوق ملت ها يعنى سازمان ملل را از وظيفه اى كه بر دوش دارد و تا امروز در سيطره تفكر قدرت هاى بزرگ شانه از آن خالى كرده است، آگاه كرد. احمدى نژاد نه در مقام يك انديشمند متفكر، بلكه از جايگاه رئيس جمهور كشورى كه امام آن پرچمدار تظلم خواهى از ملت هاى مظلوم جهان بوده است، ظاهر شد و حقيقتاً خوب درخشيد.
او بى توجه به صندلى خالى رئيس جمهور ايالات متحده و رژيم صهيونيستى در مجمع عمومى كه تاب شنيدن هيچ سخن حقى را ندارند، از حقوق ملت هاى فلسطين، لبنان، عراق، افغانستان و ملت ايران دفاع كرد و با تبيين آرمان هاى بشرى در اين عصر، رؤساى كشورهاى جهان را نسبت به وظيفه خويش آگاه نمود.
چهارشنبه گذشته در يادداشتى تلاش و فضاسازى رسانه اى امپرياليسم خبرى در آستانه سفر رئيس جمهورى اسلامى ايران به نيويورك را كالبدشكافى كرديم، هرچند كوچكترين ترديدى نداشتيم كه احمدى نژاد از جنس آن رؤساى جمهورى نيست كه تحت تأثير اين جوسازى ها قرار گرفته و از انديشه و رسالتى كه براى آن تلاش مى نمايد، عقب نشينى كند.
ماهيت و رفتار اين رسانه ها و بنگاه هاى خبر پراكن صهيونيستى براى ملتى كه ۳۰ سال آن را مى آزمايد، دور از انتظار نبود ولى تأسف آنجاست چرا برخى رسانه هاى خبرى و تريبون هاى رسمى كشور كه فلسفه وجودى آنها حمايت و دفاع از ارزش هاى انقلابى است، همان راهى را مى روند كه رسانه هاى بيگانه طى مى كنند. از ميان حجم خبرى منفى رسانه ها درباره سفر رئيس جمهور به نيويورك آن هم با اين همه دستاورد ارزشمندى كه اين سفر داشت، دو اتفاق بيش از همه، قلب ملتى كه انتظار همراهى با رئيس جمهور را داشتند به درد آورد.
۱- اول اين كه برخى مطبوعات داخلى پا جاى پاى رسانه هاى بيگانه نهاده و همسو با جريان دشمن، به جاى استفاده از ميان آن همه سخنان سنجيده و آرمان خواهانه رئيس جمهور براى تيتر صفحه اول خود، ترجيح دادند با انتخاب يك تيتر جهت دار و منفى همچون «واكنش ها به سخنان احمدى نژاد در سازمان ملل» وفادارى خود به رسانه هاى بيگانه و فاصله خود را با انديشه هاى انقلابى ملت ايران نشان دهند. تازه براى اين كه حق را ادا كرده باشند با انتخاب دو تيتر از رئيس جمهور، در تيتر اول خود، با اشاره به اختلاف نظر در آمار ورود سرمايه خارجى به ايران، تا آنجا كه توانستند سعى كردند حلاوت سخنان روشنگرانه و ارزشگراى رئيس جمهور در مجمع عمومى سازمان ملل و ديدارهاى ايشان را به محاق بسپارند، غافل از آن كه ملت ايران و همه ملت هاى تشنه عدالت در تشخيص حق، هيچگاه چنين رسانه هاى مغرضى را مبناى عمل خويش قرار نمى دهند. مثل اين به اصطلاح رسانه ها در تشخيص حقيقت، همچون آن شخصى را ماند كه در تاريكى مشغول وضو گرفتن بود و ابتدا دست چپ خود را مى شست! به او گفتند اين چه جور وضو گرفتنى است ! و طرف با قيافه اى حق به جانب گفت؛ تقصير من چيست ! آخر آدم در تاريكى چطور مى تواند دست چپ و راست خود را تشخيص دهد ! اگر اين جماعت اندك قادر به تشخيص حقيقت سفر احمدى نژاد نيستند، ملت ايران و ملت هاى جهان كه توان چنين تشخيصى را دارند.
۲- شايد دردناك تر از رفتار برخى مطبوعات داخلى در انعكاس سخنان رئيس جمهور در نيويورك، نحوه رفتار خطيب محترم جمعه تهران آن هم در روز جهانى قدس كه مردم ايران و ديگر كشورها حماسه حضور خود را به منصه ظهور رسانيدند بود. خطيب جمعه تهران در خطبه اول در تشريح وضعيت فلسطين و اقدامات چند دهه اين رژيم، همچون سنت حسنه سال هاى گذشته به روشنگرى پرداختند و طبعاً انتظار نيز همين بود. ولى تأسف آنجا بود كه در خطبه دوم در بيان مسائل سياسى روز، از نگاه تيزبين ايشان روز جهانى ناشنوايان و روز كارمندان! فراموش نگرديد و يادى از اين ايام شد و در تشريح وضعيت منطقه، تحولات يك ماه پيش گرجستان و توافقنامه امنيتى امريكا و عراق، انتخابات پاكستان و... مورد مداقه قرار گرفت، ولى انگار در شصت و سومين اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل هيچ اتفاقى نيفتاده بود و به جاى رئيس جمهور اسلامى ايران، رئيس جمهور جزاير قنارى، كنگو و زئير شركت كرده بودند!
آيا اين جماعت نبايد از خويش سؤال كنند به چه حقى در بيان مسائل سياسى روز، مهمترين تحول سياسى هفته را فراموش كرده يا بهتر بگوييم به فراموشى سپردهاند! آيا ميليون ها مردمى كه با اشتياق آمده بودند تا در كنار بهره گيرى از فضاى معنوى ماه مبارك رمضان در آخرين جمعه رمضان، از مسائل جهان اسلام، منطقه و عرصه داخلى مطلع شوند، شايسته شنيدن عزتى كه رئيس جمهور آنها در سرزمين دشمن براى آنها آفريده بود، نبودند! مگر نه اين كه در تبيين مسائل سياسى روز جامعه خطيب جمعه بايد به دور از برخورد سليقه اى و تفكر جناحى، روشنگرى نمايد! آيا عدم اطلاع رسانى از سفر رئيس جمهور به نيويورك به جرم اين كه رئيس جمهورى از فكر و جريان منتسب آنها نبوده است و از عدالت دفاع مى كند، ظلم در حق ملتى كه انتظار دارند از حضور افتخارآفرين نماينده خود در بزرگترين مرجع تصميم گيرى جهانى مطلع شوند، نيست! اميد است آنها پاسخى براى اين رفتار خود داشته باشند.
نویسنده: حـسن رشوند
کد مطلب : 7335