4 شهريور 1387 ساعت 7:25

تله فقر

سرمقاله صدای‌عدالت-4 شهریور 87

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل سوم ) مشارکت عامه مردم در تعیین‎ ‎سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش، رفع تبعیضات ناروا و ایجاد‎ ‎امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی، پی ریزی اقتصاد صحیح و‎ ‎عادلانه برطبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هرنوع محرومیت‎ ‎در زمینه‌های تغذیه و مسکن و کار وبهداشت و تعمیم بیمه، تامین خود کفایی در علوم و‎ ‎فنون و صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها هدف گذاری شده، و در اصل چهل و‎ ‎سوم آمده است: " برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محرومیت و‎ ‎برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، با حفظ آزادگی او، اقتصاد جمهوری اسلامی‎ ‎ایران براساس ضوابط زیر استوار می شود‎:
 ‎
‎1- ‎تامین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و‎ ‎امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه‎.‎ 

‎2- ‎تامین شرایط و امکانات کار برای‎ ‎همه بمنظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسائل کار در اختیار همه کسانیکه قادر‎ ‎بکار ند ولی وسائل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه‎ ‎مشروع دیگر که نه به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروههای خاص منتهی شود و نه‏‎ ‎دولت را به صورت یک کار فرمای بزرگ در مطلق در آورد. این اقدام باید با رعایت‎ ‎ضرورتهای حاکم بر برنامه ریزی عمومی اقتصاد کشور در هر یک از مراحل رشد صورت گیرد‎. 

3- ‎تنظیم برنامه اقتصادی کشور بصورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که‎ ‎هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی، و‎ ‎اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد‎..."‎ 

اگر‎ ‎اینها را به عنوان نظام آرمانی جمهوری اسلامی ایران در عرصه اقتصادی بدانیم حال‎ ‎سئوالی که مطرح می شود این است که پس از گذشت نزدیک به سه دهه از عمر این نظام چقدر‎ ‎ما به این نظام آرمانی نزدیک شده ایم ؟ هرچند پاسخ به این سئوال بحث مبسوطی را می‎ ‎طلبد اما متاسفانه باید اذعان داشت که از برخی جهات و به رغم تمام تلاش‌های انجام‎ ‎شده و نیت‌ها و مقاصد خوب دولتها و دولتمردان تغییر چندانی در وضعیت اقتصادی کشور‏‎ ‎به لحاظ عدالت اجتماعی و توزیع درآمد، کاهش و رفع فقر وبیکاری، استاندارد رفاه‎ ‎همگانی و...بوجود نیامده است و حتی در مقایسه با کشورهای مشابه طی این سه دهه‎ ‎اقتصاد ایران از پیشرفت و رشد مناسبی برخوردار نبوده است و این در حالی است که‎ ‎بدلیل برخورداری ایران از درآمد منابع طبیعی ( به ویژه نفت و گاز ) از شرایط بهتری‎ ‎برای رشد و توسعه برخوردار بوده است. در آمدی معادل 644 میلیارد دلار طی 29 سال‏‎ ‎گذشته ( بطور متوسط سالانه 2/22 میلیارد دلار ) در اختیار اقتصاد ایران بوده است‏‎ ‎اما هیچیک از مشکلات ساختاری این اقتصاد از قبیل رشد پائین و یک رقمی اقتصادی، نرخ‎ ‎تورم و بیکاری دورقمی، به رغم همه فراز و نشیب‌های طی شده، نه تنها هیچ التیامی‎ ‎نیافته بلکه در گذر زمان به بیماری مزمن تبدیل گشته است و به نظر می رسد که اقتصاد‎ ‎ایران به هردلیلی در " تله فقر " گرفتار مانده و راه رهایی از این تله را به رغم‎ ‎این درآمد سرشار و باد آورده طی سه دهه گذشته نیافته است‎ !‎ 

بطور حتم می توان گفت‎ " ‎تله فقر " ی که اقتصاد و مردم ایران را گرفتار خود کرده است ناشی از درآمد نفت‎ ‎است. از یکطرف درآمد نفت انگیزه کار و تولید را از جامعه ما سلب کرده است و از طرف‏‎ ‎دیگر همه دعواهای سیاسی و اجتماعی بر سر توزیع درآمد نفت است که همه نهاد‌های‎ ‎حکومتی را درگیر خود کرده است و فکر درست تصمیم گیری و استفاده بهینه از این درآمد‎ ‎را تقریبا ناممکن ساخته است. در این چرخه اقتصادی نادرست و در تقابل با آنچه قانون‎ ‎اساسی " تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروههای خاص " نامیده است دو دهک جمعیتی‎ ‎جامعه ما به ثروتی افسانه‌ای دست یافته اند ( نزدیک به پنجاه درصد درآمد ملی )، و‎ ‎هشت دهک دیگر به تناسب اینکه در کجا ( به لحاظ جغرافیایی، تحصیلی، شغلی،‍‍‍‎ ...( ‎قرار داشته باشند سهمی می برند و البته به سه و نیم دهکی که زیر خط فقر قرار گرفته‎ ‎اند لقمه بخور و نمیری می رسد، و آنچه از این شیوه اداره کشور و توزیع درآمد نفت‎ ‎باقی می ماند تداوم شکاف طبقاتی و غائب بودن کار و تلاش و تولید و رشد اقتصادی و‎ ‎عقب ماندگی از قافله توسعه انسانی در عرصه جهانی است و در نهایت نیز معلوم نیست‎ ‎اقتصاد ایران بسوی چه سرانجامی می رود ؟ 

در قرن بیستم ما دو مدل از نظام‎ ‎کمونیستی را تجربه کردیم: یک مدل نظام کمونیستی شوروی و بلوک شرق بود که سرانجام‎ ‎فروپاشید. علت فروپاشی این مدل را باید گرفتار شدن در " تله فقر " بدلیل اعمال‎ ‎شیوه‌های توزیع درآمد با نگاه مساوات طلبانه برای تحقق عدالت اجتماعی دید. در این‎ ‎مدل بدلیل اطمینانی که مردم از تامین نیازهای اساسی خود داشتند و غالب آنان از این‎ ‎وضعیت راضی بودند دیگر هیچگونه انگیزه‌ای برای کار و تلاش و تولید نداشتند و سرجمع‎ ‎آن شد که اقتصاد کشور از رشد و پویایی بازماند و فروپاشید. مدل دوم نظام کمونیستی‎ ‎چین بود که با درک این موضوع بجای اصالت دادن به توزیع درآمد به کار اصالت داد و‎ ‎درامد افراد را وابسته به کار و تلاشی که انجام می دادند،کرد. آنها که این مدل را‎ ‎ذیل " سوسیالیزم بازار " صورتبندی و اعمال کردند طی سه دهه گذشته توانستند با‎ ‎دستیابی مستمر به نرخ رشد اقتصادی دورقمی ضمن افزایش چهار برابری تولید ناخالص‎ ‎داخلی گام‌های بسیار بلندی را در فقر زدایی و افزایش رفاه همگانی بردارند و به‏‎ ‎عبارتی با رهاندن اقتصاد کشورشان از " تله فقر " از فروپاشی نظام سیاسی شان جلوگیری‎ ‎به عمل آورند. و البته مدل بهتر از اینها را می توان در کشورهایی همچون ترکیه،‏‎ ‎مالزی، کره جنوبی،... پی گرفت که بدون هرگونه بهره مندی از منابع طبیعی و تنها در‎ ‎سایه برنامه و کار و تلاش توانسته اند راه رشد و توسعه را به سرعت بپیمایند و در‎ ‎پله‌های بالاتری از رتبه توسعه انسانی در عرصه جهانی قرار گیرند‎.‎ 

" تله فقر‎ " ‎یعنی اینکه " فقرا فقیر هستند، چون فقرا فقیر هستند." و اگر سیاست توزیع درآمد به‎ ‎هر شیوه‌ای ( واز جمله توزیع نقدی یارانه‌ها ) بگونه‌ای باشد که بجای آنکه انگیزه‎ ‎کار و تلاش و تولید را در فقرا دامن زند به بی انگیزگی بیشتر آنان برای کار کردن‎ ‎بینجامد قطعا در درازمدت بر نهادینه شدن فقر و عمق آن در اقتصاد کشور می افزاید‎ ‎و بیش از پیش اقتصاد ایران را در " تله فقر " گرفتار می سازند،‌ و البته این در‎ ‎حالی است که اقتصاد ایران در " تله نابرابری " نیز گرفتار است که بحث را به فرصتی‎ ‎دیگر وا می گذارم. راه رهایی از " تله فقر " و فقرزدایی از اقتصاد ایران را باید‎ ‎در کار و تلاش و تولید جستجو کرد و بهترین شیوه برای رهایی فقرا از فقر ایجاد فرصت‎ ‎های شغلی برای آنهاست. به جز گروه‌های خاصی که دولت باید به حمایت مالی مستقیم از‎ ‎آنها بپردازند در مورد بقیه افراد پرداخت نقدی توجیه اقتصادی ندارد و بهتر است دولت‎ ‎از منابع آزاد شده از آزاد سازی قیمت حامل‌های انرژی برای سرمایه گذاری و اشغال‎ ‎برای گروه هدف بصورت مشارکتی استفاده کند تا هم برای آنان ایجاد کار و درآمد شود و‏‎ ‎هم آنان اطمینان یابند جز در سایه مشارکت در تولید نمی توانند به زندگی و معیشت خود‎ ‎بهبود بخشند. متاسفانه راه طی شده در بهره مندی از منابع طبیعی در اقتصاد ایران طی‎ ‎سال‌های گذشته نادرست بوده و به هردلیل اقتصاد کشور را در " تله‌های فقر و نابرابری‎ " ‎گرفتار ساخته است، حال که بناست طرحی نو درانداخته و تحولی اقتصادی پی گرفته شود‎ ‎باید با درس آموزی از تجربه‌های جهانی و گذشته خودمان مواظب باشیم که با اجرای‎ ‎سیاست‌هایی از قبیل توزیع نقدی یارانه‌ها و... بیش از پیش اقتصاد ایران را گرفتار‎ ‎نسازیم و بر بیماری‌هایش نیفزائیم. سیاستی که کار و تلاش و تولید را در کانون خود‎ ‎داشته باشد قطعا راه رهایی از " تله فقر " را بروی ایران می گشاید و اعمال هر‎ ‎سیاستی جر این می تواند اقتصاد ایران را به فروپاشی رهنمون شود همانند تجربه‌هایی‎ ‎که سرانجامشان در همین سالها دیدیم‎. ‎ 



کد مطلب : 6336
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ