7 شهريور 1387 ساعت 7:20

گفتمان برتر

سرمقاله کیهان-7 شهریور 87

انقلاب اسلامي ايران با ايدئولوژي اسلامي بر گفتمان هاي حاكم بر عصر خود غلبه يافت و گفتمان هاي ماركسيسم و امپرياليسم را- كه در شرق و غرب دنيا جولان مي داد- به چالش كشاند. اين اتفاق بزرگ كه نامعادله سلطه گران را به هم ريخته و ادامه زيادي خواهي و افزون طلبي آنان را با مانع جدي روبرو كرده بود به طور طبيعي و قابل انتظاري تقابل آنان با «گفتمان دين مدار» را درپي داشت. اين مقابله ابتدا با اهرم هاي نظامي و اقتصادي آغاز شد و نظام سلطه بين المللي بعد از ناكامي در مقابله نظامي به پروژه مسخ «گفتمان دين مدار» و آنچه امروزه به جنگ نرم معروف است روي آورد. در آوردگاه جديد، جنگ دو گفتمان بالا گرفت، گفتماني براساس ماديت، جاهليت و غارت در برابر گفتماني بر پايه معنويت، عقلانيت و عدالت. 

گفتمان انقلاب اسلامي با تأكيد بر حضور دين در اجتماع و سياست، پارادايم موقتي بشر يعني توجه به «سكولاريزم» و بازنشستگي دين در عصر حاضر را به محاق برد و پس از گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامي با اندك تأملي رويكرد ملت هاي مسلمان به اين گفتمان و دوري پرشتاب آنها از نسخه هاي غربي را به وضوح مي توان ديد و در همان حال، ناتواني همراه با آشفتگي آمريكا و متحدانش از ميدان داري گفتمان دين مدارانه قابل انكار نيست. دشمن اما، هيچگاه از تلاش خصمانه دست برنداشت و هر روز ترفند تازه اي از آستين بيرون آورده و ساز بدصداي جديدي ساز كرد. 

در سوي ديگر اين ميدان، جمهوري اسلامي ايران در ميانه اين امواج طوفاني و تحركات شيطاني بر گفتمان انقلابي خود پاي فشرد و ايستاد و نه تنها به حياتش ادامه داد، بلكه دستاوردهاي قابل توجهي- حتي به اعتراف دشمنان- در حوزه هاي مختلف علمي، صنعتي، سياسي و دفاعي كسب كرد. 

مقارن با تلاش هاي دشمنان تابلودار نظام طي 30 سال گذشته همواره كساني در داخل موذيانه در مسير خواسته هاي آنها گام برداشتند و يا دست كم در برابر خواسته هاي قدرت هاي غربي سستي به خرج داده و پاي پس كشيدند و تازه با ژست روشنفكري- انگار فقط اينها مي فهمند- بر طبل گفتمان و نظريات غربي كوبيدند آنچنان كه برخي از اين دنباله هاي داخلي كاسه داغ تر از آش شدند و بر پويايي و مانايي گفتمان هاي غربي حكم راندند! يك روز طوق سوسيال دمكرات را بر گردن آويختند و به آن مباهات مي كردند و روز ديگر از ليبرال دمكراسي به عنوان نسخه نجات بخش نام مي بردند! و اما شگفتي و تعجب آن كه در عين حال داعيه دار آرمان هاي انقلاب و خط امام(ره) نيز بودند و برخي از آنها هنوز هم هستند! آيا براستي گفتمان هويت بخش انقلاب و امام(ره) با گفتمان هاي عاريتي غربي قابل جمع است؟ آيا مسير حركت كشور را در راستاي گفتمان هاي به دور از معنويت و عقلانيت، هدايت كردن و رجز پيشرفت و توسعه خواندن با مباني امام راحل و انقلاب سر سازگاري دارد؟ 

گذر از گردنه هاي سخت و پر پيچ وخم در اين سه دهه براساس كدام گفتمان و بينش و منش حاصل شده است؟ 

گفتمان پوياي انقلابي يا گفتمان ايستا و منفعلانه خودباختگي و غربزدگي؟ امروز قدرت هاي غربي و استثماري در مواجهه با دو رويكرد اومانيستي و خدامحوري راه اول را برگزيده اند و جهت گيري و برنامه ريزي هايشان را نيز بر اين پايه بنا نهاده اند؛ اما تفكر انقلاب اسلامي با احياء گفتمان ديني مسير تازه و فصل جديدي را بر روي بشريت گشوده است و پس از سه دهه ايستادگي، مي رود تا دهه چهارم را دهه پيشرفت و عدالت رقم بزند تا طعم حيات شرافتمندانه توأم با شأن و منزلت را بر كام ها ساري و جاري سازد. 

حال با طليعه دهه چهارم انقلاب به نام پيشرفت و عدالت ذكر نكاتي خالي از فايده نيست. 

1- در مسير پيشرفت و عدالت همچنان كه رهبر بصير انقلاب تأكيد دارند، اولاً سند چشم انداز نقشه راه پيشرفت است و لذا جهت گيري تمام برنامه ريزي ها و تلاش ها مي بايست در راستاي حركت به سوي آن باشد تا در سال 1404 ايران بر فراز قله هاي پيشرفت مشاهده شود. ثانياً پيشرفت بايد به موازات عدالت باشد، چرا كه هريك مكمل ديگري است و در صورتي كه صرفاً بر تك گزينه پيشرفت و يا عدالت پافشاري شود آن وقت است كه هر دو به نحوي قرباني مي شوند. مقام معظم رهبري در فروردين امسال در حرم رضوي عليه السلام در همين باره مي فرمايند: «عدالت بدون پيشرفت منجر به برابري در فقر خواهد شد و پيشرفت بدون عدالت هم هرگز مطلوب نخواهد بود زيرا در كنار رفاه و پيشرفت جامعه بايد فواصل طبقاتي كم شود و همه كساني كه استعداد تحرك، كار و توليد دارند از فرصت هاي برابر برخوردار شوند». حضرت آقا در شروع به كار مجلس هشتم نيز طي پيامي بر مسير عدالت و پيشرفت تأكيد مي كنند و بالاخره در ديدار با رئيس جمهور و هيئت دولت بار ديگر بر اين هشدار اصرار ورزيدند كه دهه چهارم انقلاب بايد حركت در مسير پيشرفت و عدالت باشد. 

از سويي ديگر عدالت هم بنا بر فرموده «آقا» با دو ركن معنويت و عقلانيت متحقق خواهد شد. 

2- اما اين پيشرفت و عدالت بايد به موجب كدام انديشه و گفتمان طراحي شود؟ آيا نظامي كه براساس مباني ديني عينيت يافته است و خود دين در تمامي عرصه ها داراي عقيده و برنامه است، بايد از نظريات و گفتمان هاي غيرديني تغذيه كند؟ به يقين خواست آحاد مردمي كه انقلاب را به ثمر نشاندند و امروز الگوي انقلاب اسلامي را به فراتر از مرزهاي كشورشان صادر كرده اند تمكين در برابر گفتمان هاي غيربومي و غيرديني نيست. و پرسش اين است كه آيا گفتمان ها و نظريات غربي در اداره امور موفق بوده اند؟ و اين كه امروزه بحران هويت، فروپاشيدگي نظام خانواده و حتي بحران هاي اقتصادي و مالي ناشي از چيست؟ آيا راه پيشرفت و عدالت جز بر پايه گفتمان انقلاب و امام(ره) ميسر خواهد بود؟ 

قطعاً و يقيناً مولد پيشرفت و عدالت گفتماني است كه منجر به خودباختگي و خودبيگانگي نشود؛ گفتماني كه حاكميت ظالمانه زر و زور و تزوير را مي شكافد و عدالت خواهي و حقانيت آن گروندگان فراواني از ميان ملت هاي به گرو گرفته از سوي قدرت هاي استكباري دارد. 

3- از جلوه هاي برجسته «گفتمان انقلاب و امام(ره) خودباوري و ايستادگي در برابر زورگويان و زياده خواهان و روحيه تهاجمي- و نه منفعلانه- در برابر آنهاست و امروز ايران اسلامي با معيار قرار دادن اين گفتمان در سطح سياست خارجي در رويارويي با نظام سلطه به موفقيت هاي كم نظيري- اگر نگوييم بي نظير- نائل شده است و سبب اصلي و علت غايي پيشرفت ها و دستاوردهاي كسب شده نيز در همين امر نهفته است. به طوري كه اين موج مبارزه با زور و ظلم در بسياري از نقاط عالم فراگير شده است و قدرت هاي جاه طلب را در عملي كردن خواسته هايشان به استيصال كشانده است تا آنجا كه امروزه نهضت بيداري اسلامي خرده گفتمان هاي مادي گرايانه را به حاشيه رانده و قدرت هاي استكباري را در چالش با اين الگوي برتر و پيام پرمخاطب اگر نگوئيم به بن بست رسانده، دستكم مي توان گفت كه با دشواري هاي فراوان روبرو كرده است. خدا بر درجات امام راحل عظيم الشأن بيفزايد كه مي فرمود؛ «اين قرن، قرن غلبه مستضعفين بر مستكبرين است» و نشانه هاي آن به وضوح قابل ديدن است. 

حسام الدين برومند 



کد مطلب : 6435
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ