15 مهر 1387 ساعت 7:31

ستاد مشترك انفجارهای زنجیره‌ای

سرمقاله کیهان- 15 مهر 87

منطقه خاورمیانه و بخصوص كشورهای عراق، سوریه، لبنان، پاكستان و افغانستان طی دو هفته اخیر شاهد انفجارهای مهیب و پیوسته ای بود و همزمانی این انفجارها می تواند یك وضعیت جدید را ترسیم كند. برای درك ماهیت آنچه اتفاق افتاده و احیانا رخدادهای مشابهی كه طی هفته های آینده اتفاق می افتد به گزاره های زیر توجه كنید:
1-انفجار در منطقه الخضراء بغداد در نزدیكی یك پست بازرسی نیروهای آمریكایی اتفاق افتاده و به كشته شدن حدود 30نفر عراقی منجر شده است.
2- در حمله تروریستی از طریق خودروهای انفجاری علیه نمازگزاران در دو مسجد «الجدیده» و «زعفرانیه» واقع در شرق بغداد- منطقه شیعه نشین- حداقل 25 نمازگزار شهید و 50نفر از آنان زخمی شده اند. گفته شده كه این حملات كار «تندروهای مذهبی» بوده است.
3- از زمانی كه بحث توافق آمریكا برای خروج 45000نظامی این كشور از بغداد- تا پایان سال جاری میلادی- اعلام شد، منطقه حفاظت شده الخضراء بغداد شاهد مشكلات فراوان امنیتی بوده است.
4- انفجارهای پیاپی در طرابلس لبنان درست در زمانی اتفاق افتاده كه همه گروه های معارض كنونی با مدیریت رئیس جمهور این كشور گفت وگوهای موثری را دنبال كرده و به توافقات مهمی هم دست یافته اند. در این ماجرا نیز گفته شده است «تندروها» یا «سلفی ها» عامل اصلی انفجار بوده اند. سوریه نیز انگشت اتهام خود را به سمت «عربستان» نشانه رفته است.
5- در انفجار سوریه نیز كه در یك چهارراه در منطقه زینبیه - اتوبان منتهی به فرودگاه دمشق- روی داد، 17شهروند دمشقی كه در میان آنان سرلشكر «جرج ابراهیم الغربی» نیز بود، كشته شدند در این حادثه نیز انگشت اتهام به سمت مخالفان مذهبی بشار اسد- جنبش اخوان سوریه- رفت. مقامات امنیتی سوریه نیز از «یك گروه عربی كه هیچكدام تبعه سوریه نبوده اند» خبر دادند و بعضی از رسانه های این كشور آشكارا عربستان را عامل انفجارهای دمشق معرفی كردند. پیش از این نیز در یك انفجار یك ژنرال سوری كه گفته می شد مشاور مورد اعتماد بشار اسد بوده است، كشته شد.
6- در پی وقوع چندین فقره اقدام نظامی ناتو علیه شهروندان افغانی، حامد كرزای رئیس جمهور افغانستان با صراحت اعلام كرد: «تعاملی بین نیروهای بین المللی و نظامیان افغان وجود ندارد.»
7- سخنگوی نیروهای ناتو در افغانستان اعلام كرد: «ناتو با مشاركت گروههای سابق جهادی افغانستان در مبارزه علیه تروریسم در این كشور مخالفند.»
8- نیروهای استرالیایی عضو ایساف- نیروهای ناتو در افغانستان- دو هفته پیش «روزی خان بركزای» والی منطقه چورا كه بشدت با جنگ سالاران طالبان مبارزه می كرد، كشتند.
9- روزنامه انگلیسی گاردین اعلام كرد تعداد غیرنظامیانی كه در حملات نظامی آمریكا كشته می شوند، روز به روز افزایش می یابد.
10- رابرت گیتس در نشست اخیر وزرای دفاع عضو ناتو در بروكسل اعلام كرد: «ما در افغانستان تنها در پی از میان بردن شورشیان طالبان نیستیم حوزه عمل ما فراتر از آنان است» و همزمان با او باراك اوباما اعلام كرد: دشمن ما فقط طالبان نیست بلكه دشمنان ما كسانی اند كه اسلام را بعنوان یك ایدئولوژی مد نظر دارند.
11- رادیو رژیم صهیونیستی چهار روز پیش طی یك تحلیلی گفت: «ترور و ناامنی، كشورهای عرب را به آمریكا نزدیكتر می كند.»
مرور این گزاره ها به ما می گوید در بحران های امنیتی كشورهای یاد شده حتی اگر با دست های طالبان و القاعده انجام شود، حتما دست مدیریت آمریكایی ها پشت آن وجود دارد.
حدود دو هفته قبل «مایكل هایدن» رئیس سازمان CIA با صراحت اعلام كرد كه «نیروهای آمریكا می كوشند دشمنان خود را به واكنش تحریك كنند.»
تلاش آمریكا برای دامن زدن به بحران در كشورهای یاد شده از حس ناكامی آمریكا نشأت می گیرد. اگر نگاهی به این 5 كشور بیاندازیم راز رویكرد آمریكا به انفجارهای پیاپی آشكار است. آمریكا از اینكه لبنان پس از یك دوره كشمكش اینك با اذعان به برتری حزب الله راه گفت وگو را می پیماید، رنج می برد. واشنگتن از اینكه می بیند رژیم سوریه با شكست حلقه های توطئه عربی- آمریكایی اینك به دولتی پایدار و محبوب تبدیل شده و در نقطه مقابل آن ضربه های حیثیتی فراوانی به دولت های متحد او در منطقه وارد شده است، رنج می برد.
آمریكا از اینكه یك دولت انقلابی- اسلامی با رها شدن عراق از سلطه رژیم وابسته صدام حسین و با سپری شدن دوره اشغال نظامی عراق- كه بسیار نزدیك است- سربرآورد و همین حالا كه هنوز عراق در اشغال است، نخست وزیر آن آمریكاییها را به واكنش مردمی تهدید كند، رنج می برد. آمریكا از اینكه هنوز در افغانستان پس از حدود 7سال اشغال، تلفات می دهد و - بنا به اعلام پنتاگون- 521 كشته روی دست آن گذاشته و آینده آن برای واشنگتن كاملا تیره است، رنج می برد.
آمریكا طبعا نمی تواند با این همه هزینه- اعزام حدود 35هزار نظامی به افغانستان و اعزام حدود 300هزار نیروی نظامی و شبه نظامی به عراق و حدود 1000میلیارد دلار هزینه شاهد بر باد رفتن اهداف و برنامه هایش باشد از این رو استراتژی عملیاتی آمریكا- مطابق مدلی كه هایدن از آن سخن گفت- در شرایط فعلی این است كه اوضاع را هر جور شده بهم بریزد- البته اگر بتواند- تا بلكه از دل شرایط گل آلود ماهی مقصود را صید كند.
آمریكا بخصوص در منطقه افغانستان و پاكستان بصورت كاملاً رادیكال عمل می كند. نظامیان این كشور از یك سو بی محابا به مردم در مناطق جنوب و شرق افغانستان و نیز مناطق شمال و شرق پاكستان حمله می كنند و با خشم مردم و مقامات این دو كشور مواجه می شوند و از سوی دیگر با هم پیمانان خود كه در قالب نیروهای ایساف عمل می كنند سر ناسازگاری گذاشته اند. آمریكا بخصوص انگلیس- كه اداره امور امنیتی استان هلمند را در دست دارد- را متهم به مدارا با طالبان و طفره رفتن از وظایف خود می كند و در همان حال خواستار اعزام بیشتر نیروهای نظامی انگلیس- كه اینك عدد آنان در افغانستان به 7800 نیرو می رسد- شده است. آمریكایی ها دریافته اند كه در صورت تداوم تك روی و یكجانبه گرایی با واكنش 24عضو دیگر ناتو-حتی فرانسه و انگلیس-مواجه می شوند ولی ظاهراً به این موضوع چندان اهمیت نمی دهند.
نكته دیگر در این مواجهه این است كه آمریكایی ها دامنه برخورد را از جنگ سالاران به توده های مردم كشانده اند و آشكارا از لزوم مبارزه با اسلام گراها سخن می گویند از همین رو آنان دست مجاهدین افغانی كه در ائتلاف سیاسی با حامد كرزای به سر می برند را بسته اند و با كنایه می گویند مشكل ما فقط طالبان نیست. با این وصف باید به انگلیس و فرانسه حق داد كه چندی پیش در بروكسل به وزیردفاع آمریكا یادآور شدند كه «روش جدید آمریكا» همه مسلمانان را در مقابل ناتو قرار می دهد.
نكته دیگر این است كه آمریكایی ها اصرار زیادی دارند تا كشورهای منطقه باور كنند كه انفجارهای عراق، لبنان، سوریه، افغانستان، پاكستان و... كار «اسلام گراها»، «سلفی ها»، «نیروهای مورد حمایت بعضی از كشورهای منطقه» و عناوینی از این قبیل است در حالیكه این سوال اساسی وجود دارد كه چگونه می توان انفجار یك مسجد و به شهادت رساندن مسلمانان نمازگزار آنهم در روزعیدفطر را كار مسلمانان دانست هرچند كه این مسلمانان در اوج جهالت باشند. با انتساب این اتفاقات به شیعه ها یا سنی ها چه نیرویی آسیب می بیند و كدام جریان قدرت می گیرد؟ پاسخ این سوالات كاملا واضح است. حتی انتساب انفجارهای طرابلس به كشور عربستان سعودی و مرتبط دانستن آن با نارضایتی این كشور از توافق دوحه نیز چندان منطقی نیست تحریك اختلافات مذهبی به نفع قدرت های خارجی است از این رو رسانه های آنان- از جمله رادیو بی بی سی- با آب و تاب خبر انفجار در جلوی یك مسجد شیعی در عراق و یا یك مسجد سنی در پاكستان را پوشش داده و روی واژه های «مسجد»، «نمازگزاران»، «اختلافات مذهبی» و «ارتباط با یك یا چند كشور منطقه ای» تاكید می كنند. در حالیكه مسئله چیز دیگری است. حدود یك هفته پیش «استیفن كوهن» تحلیلگر موسسه آمریكایی بروكینگز كه به نئوجمهوری خواهان آمریكا نزدیك است، در نشریه این موسسه نوشت:«آمریكا به خود حق می دهد تا اردوگاههای شبه نظامیان را در پاكستان مورد حمله قرار دهد كما اینكه حق دارد از هر روشی برای رسیدن به مقصود سود برد.»
سعدالله زارعی 



کد مطلب : 7542
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ