در چند روز گذشته شروط آقای خاتمی برای حضور در انتخابات آینده واكنشهای متفاوتی را در افكار عمومی برانگیخته و از دیدگاه بسیاری از فعالان سیاسی غیر متداول و بدعتی جدید به نظر می رسد. در اغلب نظام های سیاسی دنیا قوانین اساسی پیش شرطهای لازم را برای نامزدی افراد در انتخابات مختلف تعیین می كنند و این تنها رای دهندگان هستند كه حق دارند برای كاندیداهای انتخاباتی پیش شرط بگذارند. خوشبختانه پس از واكنشهای فحول سیاسی از هر دو جناح این مهم در اظهارات اخیر آقای خاتمی نیز مورد تاكید واقع شد. وی طی سخنانی در اصفهان با طرح این سوال كه آیا موظفیم به هر قیمتی شده یك سلسله شعارها را طرح كنیم و هزینههای بسیار هنگفتی را بیآنكه دستاورد خاصی داشته باشیم به كشور و جامعه تحمیل كنیم؟ “ خاطرنشان كرد: “حضور در عرصه انتخابات بدون اهتمام به قانون اساسی بی معناست.”
این اظهارات آب سردی است بر آتش زیر خاكستری كه برخی از عناصر افراطی و اپوزیسیون خارج از كشور از چندی پیش در آن می دمیدند. مسئله جناح بندی نافرمان و عناصر ساختار شكن قریب به یك دهه است كه گریبانگیر جریانات دوم خردادی است و به نظر نمی رسد بدون یك اقدام انقلابی و ضربتی توسط عقلای دوم خردادی قابل حل باشد. جناح بندی نافرمان در درون احزاب سیاسی محصول توسعه نیافتگی فرایندهای فرهنگ تحزب در كشورهای جهان سوم است. جناح گرایی اشاره به یك سازمان غیر رسمی در درون حزب دارد كه در نهایت منجر به چندپارگی سیاست های حزبی و گاه برون دادهای متناقض می شود. چند صدایی غیر قابل مهار، ساختار شكنی، حاكمیت دوگانه، عبور از حاكمیت، تز فشار از پایین و چانه زنی در بالا، لوایح دوقلو، خروج بر حاكمیت، عبور از خاتمی، نافرمانی مدنی و... محصولات این سازمان نیمه مخفی و نیمه علنی جریان دوم خرداد در دهه گذشته بوده كه هیچ نتیجه ای به جز افول پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان و دستكاری در فرایندهای زیردستی ائتلاف گروههای دوم خردادی در پی نداشته است.
بر همگان واضح و مبرهن است به بروندادهای متناقص جناحبندی نافرمان در جریان اصلاحات اولین لطمه را به مواضع انتخاباتی آنها خواهد زد و افكار عمومی را نسبت به كل این جریان بیاعتماد میسازد. رویكرد افراطیون دوم خردادی بیشتر به گرایشات متنازع نزدیك است واین موضوع نتایج خوشایندی برای جریان اصلاحات در پی نخواهد داشت. كسانی كه خود را داعیهدار اصلی دفاع از تخرب در كشور میدانند باید به گونهای رفتار كنند كه اگر نمیخواهند بین منافع مختلف پل بزنند حداقل تمام پلهای پشت سرشان را خراب نكنند. روزنامهها و جریاناتی كه دم از تخطئه احزاب در دولت نهم میزنند باید به حداقلهای فرهنگ تحزب واقف باشند.
چنین رویكرد افراطی نمیتواند پاسخ مناسبی به مسائل فضای سیاسی و اجتماعی كشور باشد. میانهروهای دوم خردادی باید هوشیار باشند كه لطمه زدن به سرمایه اجتماعی كشور و بیاعتماد كردن مردم در مرحله اول دامنگیر خود آنها خواهد شد و اقبال عمومی را از آنها برمیگرداند. دوم خردادیها نهایت افراطیگری را با تحصن در مجلس ششم تجربه كردهاند و نه تنها نتوانستند هیچ نتیجهای را تحصیل كنند بلكه حداقل توجه افكار عمومی به خود را نیز از دست دادند.
لذا به نظر می رسد آقای خاتمی و سایر عقلای دوم خردادی می باید یك بار برای همیشه این آتش زیر خاكستر را خاموش كنند و اجازه ندهند عده ای خاص با حیثیت سیاسی تمام جریانات اصلاح طلب بازی كنند.
نویسنده: صالح اسكندری
کد مطلب : 7641